گام به گام با امام موسی صدر جلد 6
همسایگان آن رخ داد و نزدیک بود چنان گسترش یابد که پیامدهای ناگواری داشته باشد، امام در اوج روزهداری و تحصن خویش، بیانیهای را با صدای لبریز از صداقت و متانتِ خود خواند که از رادیو پخش شد. او در این بیانیه از اهالی بقاع خواست نگاهی فراتر از سطح حوادث داشته باشند و به همزیستی برادران? خود با یکدیگر بازگردند. امام گفت: هر گلولهای که به سوی قاع یا دیر الاحمر یا هریک از روستاهای مسیحینشین شلیک شود، گویا به سوی منبر من شلیک شده است.
صاحب این حقیقت، براساس این منطق حرکت میکند و به حکم غیر عقل گردن نمینهد. بنابراین، مسلّم است که هیچ توجیهی برای جنگیدن پیروان مذاهب با یکدیگر نمیبیند، هرچند او نخستین کسی بود که حقوق شیعیان را مطالبه کرد. امام صدر، شمشیر حقیقت است و بیش از دیگران از فرقهگراییِ نفرتانگیز، بیزار است؛ همان فرقهگرایی که در تباهی به افراط کشید و مردم را خوار و آنان را برد? عقایدشان کرد، نه مدافع کرامتشان. حمایت قاطعی که امام صدر طی مدت اعتکاف و روزهداری خود با آن روبهرو شد، اختصاص به مسلمان یا مسیحی نداشت؛ همه آمدند و اتحاد لبنانی میان پیروان هم? مذاهب را به زیبایی نشان دادند.
روزهداری امام در مسجد به درازا میکشد و به مرحلهای خطرناک میرسد تا جایی که ذهنها را نگران میکند و قلب هم? لبنانیان را به تپش میاندازد.
همه وارد گود میشوند: رؤسای ادیان و مذاهب، شخصیتهای دولتی، سران احزاب و هیئتها از او تقاضا کردند که از روزهداری دست بردارد، چراکه همه، نگران وجود گرانقدر او هستند و از سویی باید عواطف تودههایی که با اخلاصی در حد پرستش برای حمایت از امام آمدهاند، پاس داشته شود.
ولی او نمیپذیرد و چنین دلیل میآورد که زندگی او، که آنها برایش اهتمام قایلاند، ارزشمندتر از زندگی کسانی نیست که در هر دقیقه کشته میشوند.
امام میگوید: به روزهداری ادامه خواهم داد، شاید آنها دست بردارند؛ شاید این زبان صادقانه، زبان حقیقت، چشمان آنها را به روی خیر و نیکی باز کند و از کشتن دست بردارند و ویرانگری را کنار بگذارند و لبنان، به گذشت? آرام و باثبات خود بازگردد.
عنایت الهی اینگونه رقم میزند که موسی صدر برای ما باقی بماند و همچنان، تکیهگاه لبنان بهویژه در اوضاع دشوار باشد. همانگونه که او خواسته بود، دولت تشکیل میشود و پس از وعدههایی قطعی برای بازگشت امنیت به کشور و برآورده شدن مطالباتی که مطرح شده، امام صدر راضی میشود روزهداری خود را، که لبنان را لرزاند و وجدان هم? لبنانیان را تکان داد، پایان دهد.
شاید مهمترین عاملی که او را قانع کرد از اعتصام و روزهداری دست بکشد، خطری بود که مردم بقاع را تهدید میکرد و او احساس میکرد حضورش در میان آنها، از شدت تنشها خواهد کاست.
امام وقتی مسجد صفا را ترک کرد، گفت: اکنون خان? خدا را ترک میگویم تا به سوی مسجد لبنان بروم.
امام به سوی بقاع شتافت و در مناطق گوناگون آن اجتماعاتی تشکیل داد: سفارش کرد و فرمان داد و برحذر داشت؛ و بدینترتیب، فضای همدلی و محبت را که نزدیک بود از دست برود، به مردم بقاع بازگرداند.
آرامش اوضاع در منطق? بقاع همچون مقدمهای
بود که بستر را برای بازگشت آرامش به پایتخت و دیگر مناطق فراهم آورد.
خدا را سپاس که چنین انسان بزرگی را از ما دریغ نداشت؛ انسانی که اخلاص و محبت و فداکاری و حتی اگر نیاز باشد، فداکاری تا پای شهادت، از درونش میجوشد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1].?جمعیة نساء جبل عامل.
[2].?الندوة اللبنانیة.
[3].?کتلة المؤتمر الشعبی.
[4].?ابرشیة بعلبک.
[5].?مطرانیة الروم الکاتولیک.
[6].?دارالطائفة المارونیة.
[7].?«اى کسانى که ایمان آورده اید، چون خدا و پیامبر شما را به چیزى فرا خواندند که به شما حیات مى بخشد. آنان را اجابت کنید.» (انفال، 24)
[8].?بطریرکیة الروم.
[9].?الملتقی التاسع للتعرف علی الفکر الاسلامی.
[10].?جمعیة الدعوة الاسلامیة اللیبیة.
[11].?وضع من اینگونه شده است که وقتی تیرها به سمت من هجوم میآورد، هر پیکانی پیکان دیگر را میشکافد.
[12].?التجمع الوطنی.
[13].?هیئة نصرة الجنوب.
[14].?اشاره به آی? 216 سور? بقره: «عَسی أن تَکرهُوا شیئاً و هو خیر لکم.»
[15].?هیئة الحوار اللبنانی. از این هیئت با نامهای «لجنة الحوار الوطنی» یا «هیئة الحوار الوطنی» نیز در متن نام برده شده است. که در ترجم? فارسی با نام «هیئت گفتوگوی لبنان» یا «هیئت گفتوگوی ملی» آمده است.
[16].?منظمة التحریر الفلسطینیة.
[17].?جمعیة البر و الاحسان.
[18].?حرکة فتیان علی.
[19].?العلمنة.
[20].?الحزب السوری القومی الإجتماعی.
[21].?الإتحاد الإشتراکی العربی (التنظیم الناصری).
[22].?اتحاد قوی الشعب العامل.
[23].?الإمام موسی الصدر، سیف الحقیقة.
[24].?اشاره به عبارت:«یا لَتَنا کُنّا مَعَهُ فَنَفُوزَ فَوزاً عَظیماً.»
[25].?«نماز بر مؤمنان در وقتهای معین واجب گشته است.» (نساء، 103)
[26].?«آیا آن را که روز جزا را دروغ میشمرد، دیدی؟ او همان کسی است که یتیم را به اهانت میراند، و مردم را به طعام دادن به بینوا وا نمیدارد.» (ماعون، 1-3)
[27].?«پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهلانگارند؛ آنان که ریا میکنند و از دادن زکات دریغ می ورزند.» (ماعون، 4-7)
[28].?اشاره به این آی? شریفه: «لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ.» (قصص،83)
[29].?لجنة المحرومین فی الجنوب.
[30].?اشاره به آی? «فنتظروا انی معکم من المنتظرین.» (اعراف، 71)
[31].?«و بگو [هر کارى مى خواهید] بکنید که به زودى خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست.» (توبه، 105)
[32].?جان ما و خون ما فدای تو ای امام.
[33].?«کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند، مرده مپندار، بلکه زندهاند که نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. از فضیلتی که خداوند نصیبشان کرده شادماناند، و برای آنها که از پیشان هستند و هنوز به آنان نپیوستهاند، خوشدلاند.» (آل عمران 169-170)
[34].?«از مؤمنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته بودند، وفا کردند. بعضی بر سر پیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راهاند و هیچ پیمان خود دیگرگون نکردهاند.» (احزاب، 23)
[35].?کونوا مؤمنین حسینیین.
[36].?«ای کسانی که ایمان آوردهید، همانند آن کافران نباشید که دربار? برادران خود که به سفر رفته بودند، یا به جنگ رفته بودند میگفتتند: اگر نزد ما مانده بودند، نمیمردند یا کشته نمیشدند. خدا این پندار را چون حسرتی در دل آنها نهاد. و خداست که زنده میکند و میمیراند و اوست که اعمال شما را میبیند. و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، آمرزش و رحمت خدا از آنچه در این جهان جمع میآورید، بهتر است.» (آلعمران، 156-157)
[37].?میگویند: اگر ما را اختیاری بود، اینجا کشته نمیشدیم. بگو: اگر در خانههای خود هم میبودید، کسانی که کشته شدن بر آنان مقرر شده است از خانه به قتلگاهشان بیرون میرفتند. آنچه را در سینه دارید میآزماید و دلهایتان را پاک میگرداند و خدا به آنچه در دلهاست آگاه است.» (آلعمران، 154)
[38].?عطا را به جای شمشیر نشاندن، مانند نشاندن شمشیر در جای عطا، رفعت را زیان دارد!
[39].?جان ما و خون ما فدای تو ای جنوب.
[40].?جان ما و خون ما فدای تو ای قدس.
[41].?جان ما و خون ما فدای تو ای جنوب
[42].?«و همگان دست در ریسمان خدا زنید و پراکنده مشوید.» (آل عمران ، 103)
[43].?«خدا را نشناختند. آنچنان که شایان شناخت اوست. و در روز قیامت، زمین یکجا در قبض? اوست و آسمانها درهم پیچیده، در ید قدرت او.» (زمر، 67)
[44].?اشاره به این آیه است: «صِبْغَةَ اللّه وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّه صِبْغَةً.»؛ «این رنگ خداست و رنگ چه کسی از رنگ خدا بهتر است.» (بقره،?138)
[45].?«کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند، مرده مپندار، بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است، شادماناند. و برای آنها که در پیشان هستند و هنوز به آنها نپیوستهاند، خوشدلاند.» (آلعمران، 169-170)
[46].?«خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خرید، تا بهشت از آنان باشد. در راه خدا جنگ میکنند، چه بکشند و چه کشته شوند.» (توبه، ???)
[47].?اشاره به آی? «وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ» ( حجر، 85 ) و همچنین اشاره به این حدیث نبوی: «و بالعدل قامت السموات و الارض» ( احسائی، ابن ابی جمهور، عوالی اللاَّلی، قم، سیدالشهداء،1405 قمری، ج 4 ، ص 102 )
[48].?در این زمینه ر.ک به ادیان در خدمت انسان، ص 310 و برای زندگی، صص 317 و 157.
[49].?«آسمان را برافراخت و ترازو را برنهاد تا در ترازو تجاوز مکنید. وزن کردن را به عدالت رعایت کنید و کمفروشی مکنید.» (رحمن، 7 - 9)
[50].?این یک اصل منطقی و فلسفی است و از تشابه و هماهنگیِ کاملِ علت و معلول حکایت میکند. خدای عادل سببِ به وجود آمدنِ جهانی است که بر عدالت استوار است. (پ ـ .)
[51].?«شَهِدَ اللّه أنّهُ لا اله الا هوَ و الملائکُة و أولوا العِلمِ قائماً بِالقِسط» (آل عمران، 18) (خداوند گواه است، و فرشتگان و دانشوران نیز، که خدایی نیست جز او، که به دادگری ایستاده است.) برای بحث بیشتر ر.ک مطهری، عدل الهی، فصل اوّل، ص45-85. (پ ـ .)
[52].?ایمان به خدا، خدایی که حق و عدل و علم است و صاحب اسماء حسنی و امثال علیاست، مستلزم این است که ایمان داشته باشیم به اینکه جهان هم جهان حق و عدل و دانش و زیبایی است. چرا؟ به این دلیل که این جهان مخلوق خداست. (ادیان در خدمت انسان، ص309) (پ ـ .)
[53].?از نظر امام موسی صدر قرآن کریم در تعریف حقایق موجودات و کائنات و بحثهای علمی و تاریخی، هرچند هرجا ورود کرده نشان از معجزه بودن دارد، امّا نباید فراموش کرد که کتاب چیستان، یا کتاب علمی یا تاریخی نیست. «قرآن کتاب هدایت و دین و تربیت است نه کتاب فیزیک و شیمی و علم طبیعی» و تنها در نتایجِ تربیتیِ حقایق و حوادث مینگرد و از آنها بهره میگیرد. «قرآن به آیات تکوینی، برای اهداف تربیتی میپردازد و نه مقاصد علمی. برای نمونه، دربار? مرگ و زندگی آی? «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا.» و دربار? حرکت «وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرّ مَرّ السَّحَابِ صُنْعَ اللّه الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ.» و دربار? افلاک «لَا الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ.» را میآورد. رک حدیث سحرگاهان صص28،33. (پ ـ .)
[54].?قرآن کریم در تعریف حقایق موجودات و بحثهای تحلیلی و تاریخی دخالتی نمیکند و تنها در نتایجِ تربیتیِ حقایق و حوادث مینگرد و از آنها بهره میگیرد. برای نمونه، دربار? مرگ و زندگی آی? «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا.» و دربار? حرکت «وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ.» و دربار? افلاک «لَا الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ.» را میآورد. (پ ـ .)
[55].?در علم عقاید و کلام برای اثبات برانگیخته شدنِ پیامبران از سوی خدا، به عدل الهی و قانون لطف، که از آثارِ عدالت است، استدلال میشود. گفته میشود که لطفِ آفریدگار بر آفریدگانش ایجاب میکند که نظام و شریعتی بر انسانها حاکم باشد. حکومت شریعت و قانون بر انسان، با فرستادن پیامبران، که مبلغ شریعت و مجری قانون و عدالتاند، تحقق مییابد: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ.» (پیامبرانمان را با نشانههای روشن فرستادیم و با آنان نامه و ترازو فرو فرستادیم، تا مردم به داد برخیزند. و آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی است سخت.) ( حدید، 25) همچنین برای اثبات جهان دیگر و اجرای عدالت در آن جهان: «وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ.» (مینهیم ترازوهای داد را در روز رستخیز.) (انبیاء، 47) (پ ـ .)
[56].?«و اینکه برای مردم پاداشی جز آنچه خود کردهاند نیست؟ و زودا که کوشش او در نظر آید.» (نجم، 39 و40)
[57].?«آیا آن را که روز جزا را دروغ میشمرد دیدهای؟ او همان کسی است که یتیم را به اهانت میراند. و مردم را به طعام دادن به بینوا وا نمیدارد.» (ماعون، 3)
[58].?ما آمن بالله و الیوم الآخر من بات شبعاناً و جاره جائع (وسایل الشیعه، ج17 ، ص209) .
[59].?از نظر ایشان ایمان زنده ایمانی است که انسان را به حرکت وادارد، او را منع کند، به پیش راند و امر و نهی کند. (پ ـ .)
[60].?به عبارتی ایشان معتقد است که یکی از عناصر تضمینکنند? اجرای عدالت و پویایی و تکامل آن، عبارت است از مسئولیتی که فرد در قبال اجتماع دارد و مسئولیتی که متقابلاً اجتماع در قبال فرد دارد. این ترابط، چینشی از تعاملات و مبادلات را شکل داده و قواعدی را در حقوق و اقتصاد منجر میشود که از معضلات و مشکلات متعدد لاینحل که گریبانگیر بشریت شده، پیشگیری میکند. گویی انسان باید مسئولانه حافظ جمیع هویتهای فردی و جمعی خود باشد. (پ ـ .)
[61].?بحارالانوار، ج72 ، ص38 .
[62].?امام موسی صدر و شهید سید محمدباقر صدر، در اندیشههای اجتماعی بالمعنی الاعم و اقتصادی بالمعنی الأخص خود، جایگاه ویژهای به نظری? استخلاف و جانشینی انسان برای خدا در روی زمین قائلاند. این نظریه که بستهای جامع از مبادی انسانشناختی ایشان است، تبیینکنند? چرایی و مبادی فلسفی بسیاری از احکام و قواعد اقتصادی اسلام است. از نظر ایشان خلیفةاللهی انسان ریشه در «انعکاس کمال الهی در جهان بهویژه در انسان» دارد. (نای و نی، ص22). از نظر ایشان، انسان تنها موجودی است که میتواند ادای امانت کند. (پ ـ .)
[63].?با توجه به آنچه خود امام موسی صدر در مبحث «مالکیت در اسلام» مطرح کرده است، میتوان گفت که قوانین اسلامی به موازات پذیرش حق مالکیت فردی، مقرر میدارد که مسئولیت فرد درمورد اموال و داراییهایش به امانتداری شبیه است که از طرف جامعه تعیین شده است تا مراقب مال باشد. در واقع، ثروت حق جامعه است و جامعه از سوی خداوندی که جز او مالکی نیست جانشین است. مالی که در دست جامعه است از آنِ خداست، پس افراد در مالکیت خود اصالتی ندارند و جانشین و امانتدارِ خدایند. در آی? دیگر میگوید: «وَآتُوهُم مِن مالِ اللّه الّذِی آتَاکُمْ.» (به آنها یعنی بردگان از مال خدا که به شما داده است، بدهید.) (نور، 33) مالی که به بردگان داده میشود مال خداست که در تصرف مالک است و مالک امانتدار و جانشین است. مالکیت فرد در حقیقت مالکیت تصرف و استفاده است و شرط دوام مالکیت شایستگی در تصرف است. هنگامی که فرد فهم استفاد? درست را ندارد، بر ولیّ جامعه لازم است که حق تصرف او بر مال را بازستاند: «وَلاَ تُؤْتُواْ السُفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّه لَکُمْ قِیَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ.» (اموالتان را که خدا قوام زندگی شما ساخته است به دست سفیهان مدهید، ولی از آن برایشان هزینه کنید و پوشانیدشان.) (نساء، 5) بنابراین، حق تصرف مال در گرو رشد فکری و تحقق بخشیدن به وظیف? جانشینی است. اگر این دو وظیفه را مالک تحقق نبخشد، نتایج طبیعی مالکیت، که همان حق استفاده و تصرف است، از مالک گرفته میشود. (پ ـ .)
[64].?«و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است انفاق کنید.» (حدید، 7) ر.ک مبحث «مالکیت در اسلام» در همین کتاب و زیرنویسهای توضیحی آن بخش که از تکرار آنها در این قسمت خودداری میکنیم. (پ ـ .)
[65].?استفهام انکاری یا سؤال استنکاری یعنی شخص سؤالی میپرسد که از پیش جواب آن را خود منفی میداند. این سؤال بیشتر برای تأکید بر مطلبی پرسیده میشود. با سؤالی که مخالف گزار? مقبول است. (پ ـ .)
[66].?سید رضی، محمدبن حسین، نهجالبلاغه، ترجم? سید جعفر شهیدی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی،1380، نام?45.
[67].?«اموال یکدیگر را به ناشایست مخورید.» (بقره، 188)
[68].?«و از یکدیگر غیبت مکنید.» (حجرات، 12)
[69].?«همه از یکدیگرید.» (آل عمران، 195)
[70].?«آگاه باشید که شما را دعوت میکند تا در راه خدا انفاق کنید. بعضی از شما بخل میورزند؛ و هرکس که بخل ورزَد در حق خود بخل ورزیده است. زیرا خدا بینیاز است و شما نیازمندید. و اگر روی برتابید به جای شما مردمی دیگر آرَد که هرگز همسان شما نباشند.» (محمد، 38)
[71].?«و هرچه انفاق کنید پاداش آن به شما میرسد و بر شما ستم نخواهد رفت.» (بقره، 272)
[72].?«در راه خدا انفاق کنید و خویشتن را به دست خویش به هلاکت میندازید.» (بقره، 195)
[73].?انفاق و کارکردهای آن در حیات بشری در اندیش? امام موسی صدر جایگاه بسیار ویژهای دارد. انسان خلیفةالله امانتدار، باید ادای امانت کند و تنها موجودی است در عالم که میتواند ادای امانت کند. انسان مدنی بالطبع است و انفاق برآمده از شعور مدنی، ضروری حفظ و استمرار این مدنیت و تعامل. عطا و انفاق رکن اساسی تشکیل جوامع است و ضمن تثبیت پیوندهای اجتماعی، خطوط و موازین آنها را نیز تعیین میکند. اجزای هستی همه با هم هماهنگ، منظم، دقیق و متقن هستند که مبتنی بر میزانی حقیقی و موازین عدل در کنار هم کل واحدی را تشکیل میدهند. لزوم هماهنگی انسان با جهان آفرینش و انطباق عدالت بشری با عدل تکوینی، میطلبد که انسان نیز به کاروان هستی بپیوندد و همراه با اجزای هستی، منظم و دقیق و امانتدار باشد، از میزان عدل خارج نشود و بداند که آنچه به انسان میدهند، کمتر یا بیشتر از آن چیزی نیست که از او ستاندهاند. و لذا ادای امانت کند. این رویکرد امام موسی صدر در تعمیق جامعهسازی مبتنی بر جهانبینی و هستیشناسی اسلامی است، که در آن با تعمیق و تقدیس حس مدنیت، تصویری از جهانی که انسان در آن زندگی میکند داده تا به مبادلات، داد و ستد، عطا و دهش و ادای امانت متعهد باشد و حیات خود را در آن ببیند. لذا انفاق در دیدگاه ایشان ضرورتی طبیعی است که انسان عاقل با اراده و اختیار خود آن را پذیرفته و انجام میدهد. بحث تفصیلی ایشان در باب مسئل? انفاق را در کتاب حدیث سحرگاهان صص 89?ـ 107 میتوانید ببینید. (پ ـ .)
[74].?در دانش اقتصاد جدید، برخلاف رویکردهای قدیمی که به مدلهای رفتاری رقابتی تأکید میکردند، ثابت شده که رفتار همکارانه و تعاملات غیررقابتی، در افق زمان در بازیهای پویا و تکراری، شرایط برد - برد را برای همگان فراهم کرده و ماحصل را در کل و برای همگان افزایش میدهد. (پ ـ .)
[75].?«دست خویش را نه از روی خست به گردن ببند و نه به سخاوت یکباره بگشای که در هر دو حال ملامتزده و حسرتخورده بنشینی.» (اسراء، 29)
[76].?این بخش از سخنان امام موسی صدر اشاره به چند حکم اسلامی دارد که در مباحث گذشته نیز بدانها اشاره شده است. در اینجا یک بار دیگر آن احکام را به اختصار مرور میکنیم: اوّل. ربا بهطور مطلق حرام است و این حکم چنین نتیجه میدهد که از سرمایه، که یکی از عوامل تولید است، نباید سود ثابت به دست آورد و باید با کار توأم شود و به صورت مضاربه در جریان تولید شرکت کند و نسبتی از درآمد را بگیرد. دوم. از احکام مضاربه نتیجهگیری میکنیم که اگر بازرگان در تجارت خود زیان ببیند، کارگر موظف به پرداخت زیان نیست و ضرر به سرمایه تعلق میگیرد. سوم. در شرکت نمیتوان برای ابزار تولید، که سابقاً گاو و وسایل ساده بوده است، سهمی در نظر گرفت و فقط میتوان اجرتی برای آن معین کرد. از این سه حکم اسلامی حقیقت زیر به دست میآید: در میان سه عامل تولید (کار، سرمایه، ابزار تولید) کار امتیازات فراوان دارد، زیرا میتواند سهمی ثابت به نام کارمزد داشته باشد و نیز میتواند در سود شریک باشد (بهره) و از زیان محفوظ بماند (مضاربه). سرمایه حق دارد در سود شریک باشد امّا از زیان به دور نیست. امّا ابزار تولید فقط مزد دریافت میکند. بنابراین، کار سه امتیاز دارد، و سرمایه و ابزار تولید هرکدام یک امتیاز. (پ ـ .)
[77].?«مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم روا نمیدارد و او را ذلیل و زبون نمیگرداند و محرومش نمیکند. بر مسلمان است که به وضع مستمندان رسیدگی و ایشان را کمک کند.» (کافی، ج2 ، ص 174)
[78].?«اِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ وَالْغَارِمِینَ وَفِی سَبِیلِ اللّه وَابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِّنَ اللّـه.» «صدقات تنها به تهیدستان و بینوایان و متصدیان [گردآورى و پخش] آن و کسانى که دلشان به دست آورده مى شود و در [راه آزادى] بردگان و وامداران و در راه خدا و به در راه مانده اختصاص دارد [این] به عنوان فریضه از جانب خداست.» (توبه، 60)
[79].?در مقاله «اسلام و مشکل اختلاف طبقاتی» به مسئل? بیم? اجتماعی و نقش زکات در آن پرداخته شده است.
[80].?«پس وای بر آن نمازگزارانی که در نماز خود سهلانگارند؛ آنان که ریا میکنند و از دادن زکات دریغ میورزند.» (ماعون، 4-7)
[81].?«افضل العبادات کلمة حق عند سلطان جائر» (طوسی، الغیبة للحجة، قم، مؤسس? معارف اسلامی،1411 قمری، ص404.)
[82].?«عدل ساعة خیر من عبادة سبعین سنة» (بحارالانوار، ج72، ص352).
[83].?«امّا کف به کناری افتد و نابود شود و آنچه برای مردم سودمند است، در زمین پایدار بماند.» (رعد، 17)
[84].?«از مؤمنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته بودند، وفا کردند. بعضی بر سر پیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راهاند و هیچ پیمان خود دگرگون نکردهاند.» (احزاب، 23)
[85].?«و مهربانترین کسان نسبت به آنان که ایمان آوردهاند، کسانی را مییابی که میگویند: ما نصرانی هستیم.» (مائده، 82)
[86].?اشاره به آی? «ان اللّه لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بإنفسهم.» (رعد،11)
[87].?جلجتا: تپهای که بنا بر روایت انجیل حضرت مسیح را بر روی آن به صلیب کشیدند.
[88].?اشاره به آی? «حَسبُنَا اللّهُ و نِعمَ الوکیل.» (آل عمران، 173).
[89].?«و بترسید از فتنهای که تنها ستمکاران را در بر نخواهد گرفت.» (انفال، 25)
[90].?«زیورهای خود را در مقام هر عبادت به خود برگیرید.» (اعراف، 31)
[91].?اشاره به آی? «أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ.» «بر کافران سختگیرند و با یکدیگر مهربان.» (فتح، 29)
[92].?«در راه خدا انفاق کنید و خویشتن را به دست خویش به هلاکت میندازید.» (بقره ، 195).
[93].?«و هر مالی که انفاق میکنید، ثوابش از آن خود شماست و جز برای خشنودی خدا چیزی انفاق مکنید و هرچه انفاق کنید، پاداش آن به شما میرسد و بر شما ستم نخواهد شد.» (بقره، 272).
[94].?من جرّب المجرب یکون عقله مخرب.
[95].?«و اگر خدا میخواست هم? شما را یک امت واحد میساخت. ولی خواست در آنچه به شما ارزانی داشته است، بیازمایدتان. پس در خیرات بر یکدیگر پیشی گیرید. همگی بازگشتتان به خداست.» (مائده، 48)
[96].?مجلس إنائی للجنوب.
[97].?«زیورهای خود را در مقام هر عبادت به خود برگیرید.»(اعراف، 31)
[98].?بر کافران سخت گیر [و] با همدیگر مهرباناند.» (فتح، 29)
[99].?«دشمنی با گروهی دیگر وادارتان نکند که عدالت نورزید. عدالت ورزید که به تقوا نزدیکتر است.» (مائده، 8)
[100].?«پیاده یا سوار بر شتران تکیده از راههای دور نزد تو بیایند.» (حج، 27)
[101].?«نخستین خانهای که برای مردم بنا شده.» (آل عمران ، 96)
[102].?«حزب الأحرار» یا «الوطنین الأحرار» (ملیگرایان آزاد).
[103].?جبهة حراس الأرز.
[104].?«نه هیچ باقی میگذارد و نه چیزی را وا میگذارد.» (مدثر ، 28).
[105].?«و بترسید از فتنهای که تنها ستمکاران را در بر نخواهد گرفت.» (انفال، 25)
+ فهرست عناوین روزنگار سال 1975 (بخش دوم) /1 . 28/6/1975 /2 . [سند شمار? 1/28-6-75] /2 . [سند شمار? 2/28-6-75] /2 . [النهار - الأنوار - المحرر] /2 . [النهار - الأنوار - المحرر] /2 . [النهار - الأنوار - المحرر] /3 . [النهار - الأنوار - المحرر] /3 . [النهار - الأنوار - المحرر] /3 . [النهار - الأنوار - المحرر] /3 . [النهار - الأنوار - المحرر] /4 . [النهار - الأنوار - المحرر] /4 . [النهار - الأنوار - المحرر] /4 . [النهار] /4 . [النهار-المحرر] /4 . [سند شمار? 1/29-06-75] /5 . [النهار] /5 . [النهار- السفیر] /5 . [سند شمار? 2/29-6-75] /6 . [روزنامه های لبنان] /6 . [سند شمار? 3/29-6-75] /6 . [الانهار- الحیاة - الانوار] /6 . [النهار - الحیاة- السفیر] /6 . [سند شمار? 4/29-6-75] /7 . [سند شمار? 1/30-06-75] /7 . [النهار] /7 . [النهار] /7 . [المحرر] /7 . [السفیر] /8 . [سند شمار? 2/30-6-75 ] /8 . [النهار] /8 . [روزنامه های لبنان] /8 . [روزنامه های لبنان] /8 . [روزنامه های لبنان] /9 . [روزنامه های لبنان] /9 . [روزنامه های لبنان] /9 . [روزنامه های لبنان] /9 . [روزنامه های لبنان] /9 . [النهار] /10 . [النهار] /10 . [النهار] /11 . [النهار] /11 . [مجل? روز الیوسف] /11 . [روزنامه های لبنان] /11 . [النهار] /12 . [النهار] /12 . [سند شمار? 1/02-07-75] /13 . [سند شمار? 2/02-07-75] /13 . [النهار] /13 . [سند شمار? 3/02-07-75] /13 . [النهار - الحیاة - السفیر] /14 . [النهار - الحیاة - السفیر] /14 . [النهار - الحیاة - السفیر] /15 . [النهار - الحیاة - السفیر] /15 . [النهار - الحیاه - السفیر] /16 . [روزنامه های لبنان] /16 . [روزنامه های لبنان] /16 . [روزنامه های لبنان] /16 . [روزنامه های لبنان] /17 . [روزنامه های لبنان] /17 . [روزنامه های لبنان] /17 . [روزنامه های لبنان] /17 . [روزنامه های لبنان] /17 . [روزنامه های لبنان] /18 . [روزنامه های لبنان] /18 . [روزنامه های لبنان] /18 . [روزنامه های لبنان] /20 . [روزنامه های لبنان] /20 . [النهار] /20 . [سند شمار? 7-7-75] /21 . [النهار - المحرر] /21 . [آرشیو جنبش امل - روزنام? لسان الحال] /21 . [النهار] /22 . [النهار] /23 . [النهار] /23 . [المحرر] /23 . [سند شمار? 10-7-75] /23 . [سند جنگ لبنان، جلد اوّل، ص438] /24 . [المحرر] /24 . [سند شمار? 11-7-75] /25 . [النهار] /25 . [النهار] /25 . [الانوار] /25 . [سند شمار? 13-7-75] /26 . [سند شمار? 14-7-75] /27 . [النهار] /27 . [العمل] /28 . [الحوادث، شمار? 975] /28 . [السیاحة] /29 . [سند شمار? 19-7-75] /30 . [آرشیو جنبش امل] /30 . [سند شمار? 26-7-75] /31 . [المحرر] /31 . [النهار] /31 . [الکفاح العربی] /31 . [النهار] /32 . [سند شمار? 1-8-75] /32 . [سند شمار? 3-8-75] /32 . [سند شمار? 10-08-75] /32 . [النهار - المحرر] /32 . [سند شمار? 12-8-75] /33 . [النهار] /33 . [سند شمار? 18-8-75] /33 . [النهار] /34 . [النهار] /34 . [سند شمار? 20-8-75] /34 . [النهار] /34 . [النهار] /35 . [النهار] /35 . [السفیر] /35 . [النهار] /35 . [المحرر] /36 . [روزنامه های لبنان] /36 . [روزنامه های لبنان] /37 . [الأنوار] /38 . [الأنوار - المحرر] /38 . [الأنوار] /38 . [المحرر] /38 . [النهار] /39 . [النهار] /39 . [النهار- الانوار] /39 . [النهار - لسان الحال] /40 . [النهار] /40 . [المحرر] /41 . [النهار] /41 . [آرشیو صورت جلسات مجلس اعلای شیعیان] /41 . [النهار] /42 . [النهار] /42 . [النهار] /42 . [السفیر] /42 . [روزنامه های لبنان] /43 . [النهار - الأنوار] /44 . [النهار] /44 . [سند شمار? 12-9-75] /44 . [النهار] /45 . [البعث سوریه] /45 . [سند شمار? 14-9-75] /45 . [المحرر - النهار] /46 . [سند جنگ لبنان، جلد اوّل، صفح? 87] /46 . [النهار] /47 . [النهار] /47 . [النهار - المحرر] /47 . [النهار] /48 . [النهار] /48 . [النهار] /48 . [سند جنگ لبنان، ج اوّل، ص 85] /49 . [النهار] /49 . [النهار - الانوار] /49 . [سند شمار? 25-9-75] /50 . [سند شمار? 26-9-75] /50 . [الحوادث، شمار? 985] /50 . [النهار] /51 . [المحرر - النهار - خبرگزاری وفا] /51 . [روزنامه های لبنان] /51 . [النهار] /52 . [سند شمار? 29-9-75] /52 . [المحرر] /52 . [النهار] /52 . [الحوادث، شمار? 986] /52 . [سند شمار? 4-10-75] /53 . [المحرر] /53 . [سند شمار? 5-10-75] /54 . [النهار] /54 . [سند شمار? 11-10-75] /55 . [سند شمار? 14-10-75] /56 . [النهار] /56 . [الانوار] /56 . [النهار] /56 . [المحرر] /56 . [النهار] /56 . [النهار - الأنوار] /57 . [سند جنگ لبنان، جلد اوّل، ص117] /57 . [سند شمار? 1/26-10-75] /57 . [السفیر] /58 . [سند جنگ لبنان، جلد اوّل، ص119] /58 . [سند شمار? 2/26-10-75] /58 . [روزنامه های لبنان] /58 . [الأسبوع العربی] /59 . [الحوادث، شمار? 994] /59 . [النهار] /60 . [المحرر] /61 . [النهار] /61 . [حوادث لبنان، 1975، ج1] /61 . [النهار] /62 . [النهار] /62 . [سند شمار? 8-11-75] /62 . [المحرر] /62 . [النهار] /63 . [النهار] /63 . [صورت جلسات مجلس اعلای شیعیان] /63 . [النهار - الأنوار] /63 . [النهار - المحرر] /64 . [سند شمار? 12-11-75] /64 . [صورت جلسات مجلس اعلای شیعیان] /65 . [روزنامه های لبنان] /66 . [النهار] /67 . [روزشمار وقایع جنگ لبنان، جلد اوّل، ص219] /67 . [روزنامه های لبنان] /67 . [النهار] /69 . [المحرر] /69 . [سند شمار? 27-11-75] /69 . [النهار] /70 . [المحرر] /70 . [النهار - المحرر] /70 . [روزنامه های لبنان] /70 . [سند شمار? 30-11-75] /71 . [النهار] /72 . [الأسبوع العربی] /72 . [النهار] /72 . [النهار] /72 . [النهار] /73 . [النهار] /73 . [المحرر] /74 . [سند شمار? 12-12-75] /77 . [سند شمار? 18-12-75] /77 . [السفیر] /77 . [النهار] /78 . [سند شمار? 20-12-75] /78 . [المحرر] /78 . [النهار] /79 . [سند شمار? 21-12-75] /79 . [النهار] /79 . [النهار - الانوار] /79 . [النهار] /80 . [النهار- الأنوار] /80 . [النهار] /81 . [الصیاد] /81 . [الأنوار- النهار] /81 . [صورت مجلس اعلای شیعیان] /82 . [روزنامه های لبنان] /83 . [النهار] /84 . [النهار] /84 . [سند شمار? 00/00/75] /85 اسنـاد سال 1975 (بخش دوم) /87 . سند شمار? 1/28-06-75 /88 . متن /88 . مقال? میشل ابوجوده در روزنام? النهار /91 . با عنوان « امام لبنانیان » /91 . سند شمار? 2/28-06-75 /93 . متن /93 . سند شمار? 1/29-06-75 /99 . متن /99 . سند شمار? 2/29-06-75 /103 . متن /103 . سند شمار? 3/29-06-75 /104 . متن /104 . سند شمار? 4/29-06-75 /107 . سند شمار? 1/30-06-75 /109 . متن /109 . سند شمار? 2/30-06-75 /113 . سند شمار? 1/2-07-75 /117 . سند شمار? 2/2-07-75 /120 . متن /120 . سند شمار? 3/2-07-75 /123 . متن /123 . سند شمار? 07-07-75 /125 . متن /125 . سند شمار? 10-07-75 /129 . متن /129 . سند شمار? 11-07-75 /133 . متن /133 . سند شمار? 13-07-75 /139 . متن /139 . سخنان ابوایاد /139 . سخنان پدر یواکیم مبارک /140 . سخنان امام صدر /141 . سند شمار? 14-07-75 /147 . گزیده ای از متن /147 . نام? دوم: از موسی صدر به نمایندگان /147 . سند شمار? 19-07-75 /149 . متن /149 . پیوست به سند شمار?19-07-75 /151 . متن پاسخهای امام صدر به سؤالات خبرنگار مجل? لوموند که عیناً در مجله چاپ نشد و خود …/151 . متن /151 . سند شمار? 26-07-75 /154 . متن /154 . اوضاع مسلمانان امروز /160 . گسست عدالت اقتصادی و اجتماعی از ایدئولوژی اسلامی /160 . سکوت علما /161 . مسئولیت بزرگ /162 . اختلاف طبقاتی /162 . نابسامانی های دیگر /163 . چند پیشنهاد /163 . سند شمار? 01-08-75 /165 . متن /165 . سند شمار? 03-08-75 /167 . متن /167 . ماهیت جنبش محرومان /167 . ساختار جدید لبنان /168 . رابطه با مقاومت /169 . تجاوزهای اسرائیل… و شبه نظامیان /169 . نقش عربی لبنان /170 . ریاست جمهوری /171 . سند شمار? 10-08-75 /172 . متن /172 . همراه با صبری حماده /173 . علت این اختلاف چیست؟ /174 . به نظر شما موسی صدر چه می خواهد؟ /174 . در مورد انتخابات آینده؟ /176 . سند شمار? 12-08-75 /177 . متن /177 . نظر شما دربار? جنبش غیرمتعهدها چیست؟ /180 . نظر شما دربار? « دوگولیسم » و ژنرال دوگول چیست؟ /180 . سند شمار? 18-08-75 /182 . متن /182 . سند شمار? 20-08-75 /184 . متن /184 . سند شمار? 12-09-75 /190 . متن /190 . لبنانیان محروم!/191 . نخست. تغییر /192 . دوم. بازگشت آرمان گرایی به عرص? لبنان /193 . سوم. آشتی ملی /194 . چهارم. هماهنگی با فلسطینیان /195 . پنجم. محرومیت زدایی /195 . ششم. جنوب /196 . 1. دربار? جنبش محرومان /196 . 2. دربار? مقاومت لبنانی (امل) /197 . 3. تحصن /198 . 4. حمله ها /198 . پرسش و پاسخ /200 . ملاحظاتی دربار? ارتش /200 . سند شمار? 14-09-75 /202 . متن /202 . سند شمار? 25-09-75 /206 . متن /206 . سند شمار? 26-09-75 /208 . گزیده ای از متن /208 . سند شمار? 29-09-75 /211 . متن /211 . سند شمار? 04-10-75 /221 . متن /221 . سند شمار? 05-10-75 /223 . متن /223 . سند شمار? 11-10-75 /228 . سند شمار? 14-10-75 /230 . متن /230 . سند شمار? 1/26-10-75 /232 . متن /232 . سند شمار? 2/26-10-75 /237 . متن /237 . سند شمار? 08-11-75 /240 . متن /240 . سند شمار? 12-11-75 /245 . متن /245 . سند شمار? 27-11-75 /250 . متن /250 . اول. سامان دهی قوای حکومتی /251 . . 1. قو? مقننه /251 . قو? مجریه /252 . . 1. وظایف رئیس جمهور /252 . . 2. وظایف هیئت وزیران /252 . . 3. وظایف نخست وزیر /252 . قو? قضاییه /253 . . 2. استخدام و ادارات دولتی /253 . . 3. توسعه و رعایت عدالت در مناطق محروم /253 . . 4. سیاست های دفاعی /254 . . 5. سیاست های آموزشی و پرورشی /254 . . 6. سیاست های اقتصادی و اجتماعی /255 . . 7. سیاست های مالیاتی /255 . . 8. اطلاع رسانی /255 . . 9. بازسازی کشور (راهکارهای فوری و کوتاه مدت) /255 . سند شمار? 30-11-75 /256 . متن /256 . . اوّل. عید استقلال /256 . . دوم. توطئه /257 . . سوم. مجلس اعلای شیعیان /259 . . چهارم. جنبش محرومان /260 . . پنجم. زمینه های جنگ /262 . . ششم.جنگ /263 . . هفتم. چرا می جنگیم؟ /266 . . هشتم. راست گرایی افراطی و چپ گرایی افراطی /269 . . نهم. دردها فراتر از حد شکیبایی است /269 . سند شمار? 12-12-75 /272 . متن /272 . . مردم لبنان! /272 . سند شمار? 18-12-75 /276 . متن /276 . سند شمار? 20-12-75 /279 . متن /279 . سند شمار? 21-12-75 /282 . متن /282 . سند شمار? 00-00-75 /285 . متن /285 +
