گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
﴿ أَلَم یعَلَمْ بِأَنَّ اللهَ یَرَی ﴾ ؟
آیا ندانسته است که خدا میبیند؟
﴿ کَلّا لَئِن لَمْ یَنتَهِ لَنَسْفَعاً بَالنّاصِیَـةِ ﴾ .
حقا، که اگر بازنایستد موی پیش سرش را میگیریم و میکشیم.
﴿ ناصِیـة کاذِبَـة خاطِئَـة ﴾
موی پیش سر دروغگوی خطا کار را
﴿ فَلیَدعُ نادِیَـةُ ﴾ .
پس همدمان خود را بخواند.
﴿ سَنَدْعُ الزَّبَانَیـة ﴾ .
ما نیز کارگزاران دوزخ را فرامیخوانیم.
﴿ کَلّا لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ ﴾ .
نه، هرگز از او پیروی مکن و سجده کن و به خدا نزدیک شو.
مفسران و سیرهنویسان و مورخان اتفاق نظر دارند که پنج آیه نخست این سوره، نخستین آیاتی است که بر پیامبر نازل شده است. درباره نزول این آیات، در سیرهها چنین آمده است که پیامبر از اول عمر خود انحراف و گمراهی مردم را احساس میکرد، و نتایج این گمراهی و مصیبتها را میدانست. مصیبتهایی که انسان در آن روزگار دچار آنها بود. بیشک، پیامبر از انحرافات زمانهاش دور بود. او پیش از اسلام از حنفا بود؛ کسانی که خدا را به روش حضرت ابراهیمی(ع) عبادت میکردند. پیامبر و نیاکانش و برخی از مردمان جزیرةالعرب به کیش حضرت ابراهیم بودند. پیامبر از انحرافِ اخلاقی و گناهان رایج مبرا بود. آوردهاند که پیامبر مرتکب ربا شده و دختری را زنده به گور کرد و در خانههای فسادِ رایجِ عصرش که مرکز تجمع جوانان آن زمان بود، حضور یافته است. اما پیامبر از همه این انحرافات دور و با درد و محنت انسان همعصرش آشنا بود. از این رو، بسیار میاندیشید و عبادت میکرد و از مردم دوری میگزید و متوجه خدا بود و دعا میکرد و از وضع موجود غمگین بود. با این همه، در تمام عمرش کسی نشنید که او ادعای نبوت کرده باشد و یا اینکه خود را غیر از مردم عادی بداند. او در میان مرد م به امانتداری و رفتار نیکو و سلامتی و اخلاق کریمه مشهور بود. هنگامی که پیامبر در غار حرا به اعتکاف و نماز مشغول بود، برای نخستین بار در تاریخ وحی این آیات را شنید. پیش از این، او هرگز صدای وحی را نشنیده بود، اما در غار حرا شنید : «إقرأ.» این مسئله در کتب تفسیر و تاریخ و سیره ذکر شده است. شنید که به او گفته شد : «بخوان» و او گفت : «من نمیتوانم بخوانم.»[417] معروف است که پیامبر أُمیّ بود؛ نه میتوانست بخواند و نه میتوانست بنویسد. درباره چگونگی استماع پیامبر روایتهای مختلفی وجود دارد. احادیثی دراینباره هست که پیامبر میگوید : جبرائیل را دیدم که پایش بر زمین و سرش در آسمان است و دستها و بالهایش
[417]. مجلسی، محمّدباقر، بحارالأنوار، چاپ دوم : بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، ج 9، ص 252.
