گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 387

به نماز می‌ایستیم. ما در نماز اخلاص می‌ورزیم. اخلاص یعنی اینکه همه کارها و حرکات و سکنات و اقوال و قیام و قعود ما برای خداست. آیا این‌گونه نیست؟ ما در اندک‌زمان نماز برای اخلاص ورزیدن به خدا تمرین می‌کنیم و از نماز برای اخلاص در همه زندگی‌مان استمداد و یاری می‌طلبیم. پس، نماز تمرینی است برای عبادتِ خداوند و رهایی انسان، تا در زندگی عادی خود آزاده باشد.

« ﴿ وَ یُؤتُوا الزَّکاةَ .» زکات بدین‌معناست که شخص متمکن به غیرمتمکن عطا کند. این مسئله بنیانِ تکریم جامعه و حیات آن است. جامعه بر چه پایه‌ای بنیان نهاده می‌شود؟ آیا اگر افراد بشر، همگی، صددرصد برابر باشند و مانند چند لیوان یا چند شیشه نوشابه یکسان باشند، جامعه‌ای شکل می‌گیرد؟ آیا اگر همه افراد بشر شکل واحدی داشته باشند، جامعه‌ای ساخته می‌شود؟ ابداً چنین نیست. پس، جامعه از چه چیزی ساخته می‌شود؟ از رد و بدل کردن، یعنی من از آنچه نزد توست، استفاده می‌کنم و تو از آنچه نزد من است، استفاده می‌کنی؛ من تنهایی خود را با تو مرتفع می‌کنم و تو نیز با من تنهایی خود را از میان می‌بری؛ تو از من نان می‌گیری و من از تو پنیر؛ تو از من نیرو می‌گیری و من از تو فکر؛ و بدین شکل جامعه از داد و ستد شکل می‌گیرد. بنابراین، اگر همه افراد بشر کاملاً مثل هم بودند، جامعه‌ای وجود نداشت. اساس برپایی جامعه این است که صاحب ثروت و مال به نیازمند مال عطا می‌کند؛ انسانِ صاحب توان و قدرت از توان و قدرتش به دیگری می‌دهد؛ انسانِ اندیشمند و شایسته از اندیشه و شایستگی‌های خود به دیگران عطا می‌کند؛ و بدین شکل، جامعه ساخته می‌شود. پس، مق صودِ دین در وهله نخست ساختن جامعه‌ای متکامل و صاحب روحیه همیاری است؛ جامعه‌ای مؤمن که افراد آن فقط به خدا ایمان دارند و صرفاً در برابر او کرنش می‌کنند. این مسئله از ژرفای فطرت انسان است. بنابراین، بینه ادیان و انبیا براهین روشنی است که آنچه انسان بدان رغبت دارد یا آن را دوست دارد یا در زندگی‌اش آرزوی آن را دارد، روشن و واضح می‌سازد : «﴿وَ ما أُمِرُو إلّا لِیعبُدُوا اللهَ مُخلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ. » حنفاء را نیز پیش از این توضیح دادم و گفتم که به معنای کسانی است که در راه راست‌اند.

« ﴿ وَ یُقِیمُوا الصَّلاةَ وَ یُؤتُوا الزَّکاةَ وَ ذلِک دِینُ القَیّمَـة .» این همان دین راست و درست است. معنای «القیمـة» روشن است؛ این واژه مؤنث «قَیم» است. چرا دینِ قیم؟ گفته‌اند که دین راست و درست به معنای دینِ ملتِ راست و درست است. همچنین، گفته‌اند که «قیمه» جمع «قیم» به معنای «قائم» (ایستاده) است؛ دین قائمان، دین آنان که راست‌اند و دین نیکان. به هر روی، معنا روشن است، یعنی عبادت خدا و برپایی نماز و پرداخت زکات دین کسانی است که بر راه راست‌اند؛ دینی که با فطرت و حقیقت انسان هماهنگ است.

« ﴿ إنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن أَهلِ الکِتابِ وَ المُشرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها أُولئِک هُم شَرُّ البَرِیَّـة .» از آن هنگام که خداوند آدمی را آفرید، حق عبادت او بر بندگان و فضل عبادت او بر بندگان فرض است. خدا خلق را برتری داد؛ دینی برای صلاح و مصلحت او و آزادی او از شرک فرستاد؛ دینی برای رهایی او از تعظیم در مقابل کسی مانند خود یا کمتر از خود. توجه کنید که چون خداوند آدمی را آفرید و حقی بر گردن خلق دارد، این دین را به قصد اصلاح امور انسان و رهایی و کمال و سعادت او فرستاد. کسی که به خداوند ایمان نمی‌آورد و منحرف می‌شود،