گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 8
صفحه: 117

اگر منظور از اصلاح ریشه‏ای آن است که نظام دموکراتیک به نظامی دیگر تبدیل شود، خیر. لبنان همواره نظامی دموکراتیک باقی خواهد ماند و سبب آن هم وجود فرقه‌هاست، زیرا تعدد مذاهب و نبودِ اکثریت، ضرورتاً دموکراسی و مشارکت همگان را در امور کشور اقتضا می‏کند. امّا درمورد دیگر اصلاحات، ازجمله الغای فرقه‌گرایی سیاسی، باید تغییرات کلی انجام گیرد. دیگر تغییرات محتمل نیز تا الآن محدود به برخی اصلاحات در نظام اقتصادی است، زیرا متأسفانه نظام اقتصادی آزاد در گذشته تبدیل به احتکار آزاد شده است؛ حتی پاره‏ای از قوانین نیز از این احتکارگری‏ها حمایت می‏کند. مثلاً برطبق یک ماده قانونی، شرکت‏های بزرگ تنها در صورتی می‏توانند نمایندگان خود را عوض کنند که خسارتی معادل سود پنج سال خود بپردازند. و اگر به این نکته توجه ‏کنیم که اکثر کالاهای مصرفی در لبنان وارداتی است، درمی‏ِیابیم که این ماده قانونی تا چه حد باعث می‌شد تا نمایندگان شرکت‏های جهانی بر قیمت‏ها کنترل داشته باشند.

بنابراین، قانون از احتکارگری حمایت می‏‌کند و این باید تغییر کند. اقتصاد آزاد باید باقی بماند، ولی احتکار آزاد باید پایان یابد، چون ظالمانه است.

قانون انتخابات را نیز می ‏توان تغییر داد. درمورد پارلمان نیز همین طور. فکر می‏کنم نهایت اصلاحی که در این زمینه می‏تواند انجام بگیرد، این است که نظام لبنان نظام رئیس‏جمهور محوری (پرزیدنتیالیسم) شود؛ یعنی رئیس‌جمهور را مردم انتخاب کنند. ولی این امور در گرو مذاکرات سیاسی است که متوقف شده است و به نظر من ناگزیر انجام خواهد شد، ولی نه از راه میز مذاکره؛ به نظر من چنین چیزی بعید است؛ بلکه باید مؤسسه‏ای از صاحب‏نظران و اندیشمندان دعوت کند و دیدگاه‏ها را مطالعه و بررسی کند و آن‌ها را به افکارِعمومی عرضه کند تا لبنانی جدید شکل بگیرد.

در خلال این جنگ طولانی ثابت شد که امنیت و منافع لبنان و سوریه با یکدیگر مرتبط هستند. روابط آینده این دو کشور را چگونه می‏بینید؟

درحقیقت رابطه میان لبنان و سوریه محدود به قوانین و آیین‏نامه‏ها نبوده است، زیرا روابط میان این دو چیزی بیش از دو کشور برادر و دوست است. در بسیاری از امور، این دو مکمل یکدیگرند. حتی در عرصه جهانی نیز بسیاری از مردم لبنان و سوریه درکنار یکدیگر هستند و روابط روزمرّه و دائم میان آن‌ها برقرار است. این روابط برقرار بوده و خواهد بود و آنچه گاهی در این روابط خدشه ایجاد می‏کرده، موضع‏گیری‏های حاکمان بوده است. لبنان و سوریه در ربع قرن اخیر شاهد بحران‏های سختی بوده‏اند. با توجه به تأثیر فراوان امنیت سوریه بر وضع لبنان و همچنین پیامدهای ناگوار ظلم و ناامنی بر اوضاع لبنان، گمان می‏کنم که این روابط در آینده از طریق توافق‏نامه‏هایی به هر نحو شکل خواهد گرفت. در حال حاضر هیچ تصور روشنی درباره آنچه ممکن است در آینده رخ دهد، ندارم؛ آیا این روابط از رهگذر توافق‏نامه امنیتی مشترک یا فرماندهی مشترک نظامی تحقق می‏یابد، آن‌گونه که مدتی بین سودان و مصر جریان داشت، یا به شکلی دیگر؟ این وابسته به گفت‌وگوهای لبنان و سوریه در این چارچوب است.

ترجیح می‏دهید این روابط چگونه و در چه سطحی باشد؟

روابط واقعی اکنون برقرار است، ولی آنچه در آینده