اگر منظور از اصلاح ریشهای آن است که نظام دموکراتیک به نظامی دیگر تبدیل شود، خیر. لبنان همواره نظامی دموکراتیک باقی خواهد ماند و سبب آن هم وجود فرقههاست، زیرا تعدد مذاهب و نبودِ اکثریت، ضرورتاً دموکراسی و مشارکت همگان را در امور کشور اقتضا میکند. امّا درمورد دیگر اصلاحات، ازجمله الغای فرقهگرایی سیاسی، باید تغییرات کلی انجام گیرد. دیگر تغییرات محتمل نیز تا الآن محدود به برخی اصلاحات در نظام اقتصادی است، زیرا متأسفانه نظام اقتصادی آزاد در گذشته تبدیل به احتکار آزاد شده است؛ حتی پارهای از قوانین نیز از این احتکارگریها حمایت میکند. مثلاً برطبق یک ماده قانونی، شرکتهای بزرگ تنها در صورتی میتوانند نمایندگان خود را عوض کنند که خسارتی معادل سود پنج سال خود بپردازند. و اگر به این نکته توجه کنیم که اکثر کالاهای مصرفی در لبنان وارداتی است، درمیِیابیم که این ماده قانونی تا چه حد باعث میشد تا نمایندگان شرکتهای جهانی بر قیمتها کنترل داشته باشند.
بنابراین، قانون از احتکارگری حمایت میکند و این باید تغییر کند. اقتصاد آزاد باید باقی بماند، ولی احتکار آزاد باید پایان یابد، چون ظالمانه است.
قانون انتخابات را نیز می توان تغییر داد. درمورد پارلمان نیز همین طور. فکر میکنم نهایت اصلاحی که در این زمینه میتواند انجام بگیرد، این است که نظام لبنان نظام رئیسجمهور محوری (پرزیدنتیالیسم) شود؛ یعنی رئیسجمهور را مردم انتخاب کنند. ولی این امور در گرو مذاکرات سیاسی است که متوقف شده است و به نظر من ناگزیر انجام خواهد شد، ولی نه از راه میز مذاکره؛ به نظر من چنین چیزی بعید است؛ بلکه باید مؤسسهای از صاحبنظران و اندیشمندان دعوت کند و دیدگاهها را مطالعه و بررسی کند و آنها را به افکارِعمومی عرضه کند تا لبنانی جدید شکل بگیرد.
در خلال این جنگ طولانی ثابت شد که امنیت و منافع لبنان و سوریه با یکدیگر مرتبط هستند. روابط آینده این دو کشور را چگونه میبینید؟
درحقیقت رابطه میان لبنان و سوریه محدود به قوانین و آییننامهها نبوده است، زیرا روابط میان این دو چیزی بیش از دو کشور برادر و دوست است. در بسیاری از امور، این دو مکمل یکدیگرند. حتی در عرصه جهانی نیز بسیاری از مردم لبنان و سوریه درکنار یکدیگر هستند و روابط روزمرّه و دائم میان آنها برقرار است. این روابط برقرار بوده و خواهد بود و آنچه گاهی در این روابط خدشه ایجاد میکرده، موضعگیریهای حاکمان بوده است. لبنان و سوریه در ربع قرن اخیر شاهد بحرانهای سختی بودهاند. با توجه به تأثیر فراوان امنیت سوریه بر وضع لبنان و همچنین پیامدهای ناگوار ظلم و ناامنی بر اوضاع لبنان، گمان میکنم که این روابط در آینده از طریق توافقنامههایی به هر نحو شکل خواهد گرفت. در حال حاضر هیچ تصور روشنی درباره آنچه ممکن است در آینده رخ دهد، ندارم؛ آیا این روابط از رهگذر توافقنامه امنیتی مشترک یا فرماندهی مشترک نظامی تحقق مییابد، آنگونه که مدتی بین سودان و مصر جریان داشت، یا به شکلی دیگر؟ این وابسته به گفتوگوهای لبنان و سوریه در این چارچوب است.
ترجیح میدهید این روابط چگونه و در چه سطحی باشد؟
روابط واقعی اکنون برقرار است، ولی آنچه در آینده
