گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
سوره مثل قرآن بیاورید و خود را از دست من خلاص کنید. اگر بتوانید یک سوره چون سورههای قرآن بیاورید، من از سخن خود بازمیگردم و از آن دست میکشم و شما بر من پیروز میشوید. تصور کنید دو دشمن در برابر هم ایستادهاند، یکی تنها ایستاده و مبارز میطلبد و طرف دیگر گروهی نگران و ناراحت که آمادهاند هر کاری برای ساکت کردن محمد بکنند و هر بهایی را بپردازند؛ اموال بسیار صرف میکنند و جهد فراوان به خرج میدهند و پیشنهاد پس از پیشنهاد میآورند تا پیامبر را ساکت کنند، اما این مرد ساکت نمیشود و در عین حال، آنان را به مبارزه میطلبد و میگوید : حکم میان من و شما شرط سکوت من است. اگر میخواهید که ساکت شوم، نیازی نیست امارت کعبه و مکه را، آنطور که میگویید، به من بدهید. نمیخواهم مالی به من بدهید تا از شما ثروتمندتر شوم. جاه و مال فراوان و زن و هیچچیز دیگر نمیخواهم. یک سوره سه آیهای مانند این بیاورید : «وَالعَصرِ إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسر إلّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصّبرِ.»[28] سه آیه بیاورید تا من ساکت شوم.
به این مبارزهطلبی و چالش بنگرید؛ چالشی که احساسات دشمنان را برمیانگیزد و همه غرایز آنان را تحریک میکند و به آنان میگوید که اگر همه انس و جن جمع شوند که مثل این قرآن را بیاورند، نمیتوانند.[29] پیامبر با مبارزهطلبی آنان را برمیانگیزد. بسیار خوب! آیا قرآن عربی نیست؟ عربی است. آیا قرآن از حروفی غیر از «الف» و «با» و «جیم» و «حا» و غیر اینها تشکیل شده؟ آیا از این حروف نیست؟ آیا این حروف مخصوص محمد است؟ اینها نزد هرکس از مردم موجود است و هر عربزبانی به هنگام تکلم از این حروف استفاده میکند؛ حروف الفبا و هجی. بنابراین، این مبارزهطلبی نشان میدهد که اگر میتوانستند، یک آیه میآوردند. قضیه بیحساب و کتاب هم نبود، چراکه اگر آیهای میآوردند و میخواندند، مردم قضاوت میکردند. از همین رو، برخی کوشیدند که آیاتی بسازند. اما تا آیات ساختگی را میخواندند، مردم به آنان میخندیدند و مسخرهشان میکردند و خودشان عقبنشینی میکردند. بنابراین، مبارزهطلبی و عجز عرب از آوردن کتابی مثل قرآن دلیل بر این است که این کلام مثل سایر سخنان نیست؛ کلام خداست و حتی کلام محمد هم نیست. او میگوید من فردی اُمّی هستم که عمر خود را در میان شما گذراندهام؛ چهل سال با شما بودهام. آیا چنین کلماتی میگفتم؟ آیا شما چنین سخنانی یا مثل چنین کلماتی از من شنیدهاید؟ هرگز چنین چیزی از من نشنیدهاید. پس کلام از آنِ من نیست و کلاماللّه است.
بدینترتیب، به مفهوم اعجاز در قرآن کریم میرسیم. اعجاز در عصر پیامبر(ص) پایان نمیپذیرد و مبارزهطلبی همواره باقی است. آیا امروز پس از دوره پیامبر(ص) در میان اعراب، فصیحان و ادبا و بلیغان وجود ندارند؟ و آیا همه اعراب مسلمان هستند؟ خیر. انواع و اقسام ادیان و مذاهب در میان عرب وجود دارد و مبارزهطلبی قرآن همچنان ادامه دارد. قرآن کریم میگوید : « ﴿ لَئِنِ اجتَمَعَتِ الإنسِ وَ الجِنُّ عَلی أَن یَأتُوا بِمِثلِ هذَا القُرآنِ لایَأتُونَ بِمِثلِهِ ﴾ .»[30]
[28]. «سوگند به این زمان که آدمی در خسران است. مگر آنها که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به صبر سفارش کردند.» (عصر، 3-1)
[29]. اشاره به آیه « ﴿ لَئِنِ اجتَمَعَتِ الإنسِ وَ الجِنُّ عَلی أَن یَأتُوا بِمِثلِ هذَا القُرآنِ لایَأتُونَ بِمِثلِهِ ﴾ » (اسراء، 88)
[30]. «اگر جن و انس گرد آیند تا همانند این قرآن را بیاورند، نمیتوانند همانند آن را بیاورند.» (اسراء، 88)
