گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 251

بازگشت به صلح آمریکایی


( بسم الله الرحمن الرحیم )
تحولات سیاسی هفته گذشته نیز بسیار جنجال‌برانگیز بود و بدون شک بر کل اوضاع تأثیر داشت و بیانگر سناریویی بود که پایان آن صلحی آمریکایی همسو با اراده شوروی در منطقه است و طبیعتاً، سهم اسرائیل در آن بیشتر از اعراب است.
کنفرانس قاهره برگزار شد، ولی خیلی زود روشن شد که هدف از برگزاری آن صرفاً جنبه تبلیغاتی آن بود، زیرا شرکت‌کنندگان در کنفرانس در سطح مسئولان نبودند. رئیس هیئت اسرائیلی رئیس دفتر نخست‌وزیر بود. گذشته از آنکه در جلسه اوّل درباره مسائل صوری صحبت کردند و در جلسه دوم نیز درباره پرچم فلسطین و نام‌های موجود بر روی میزها به بحث و گفت‌وگو پرداختند. روشن بود که هدف، گذراندن وقت است و پس از آن نیز به بهانه ارجاع دادن مسئله به کارشناسان، جلسات را به تعویق انداختند. هم‌زمان نخست‌وزیر اسرائیل به واشنگتن رفت و شاید در این لحظات در حال دیدار با رئیس‌جمهور کارتر باشد.
بنا بر آنچه در شماره این هفته أمل و رسالة آمده است، ما اوضاع را به‌طور خلاصه چنین تحلیل می‌کنیم.
همه به یاد داریم که پس از سفر رئیس‌جمهور مصر، انور سادات، به اسرائیل، آمریکایی‌ها بعد از آمدن سایروس ونس ادعا کردند که چیزی درباره سفر آقای سادات نمی‌دانند و این اقدام با هماهنگی و همکاری آنان صورت نگرفته و شوروی نیز از این کار شدیداً ابراز ناراحتی کرد. وقتی آقای ونس به قاهره و اسرائیل سفر کرد، دیدیم که مسئولان مصری و اسرائیلی بر نقش آمریکا تأکید می‌کنند و گویا می‌خواهند در برابر آمریکا و دنیا این تصور را اصلاح کنند که مصر و اسرائیل با کنار گذاشتن میانجیگری آمریکا، خود به توافق رسیده‌اند. تعارفاتی که صورت می‌گرفت نامفهوم بود مگر در پرتو این توهم، تا کسی در دنیا گمان نکند و آمریکا نیز گمان نکند که توافق مصر و اسرائیل بدون حضور آمریکا حاصل شده است. آن‌ها بر این تأکید کردند که همه برگه‌ها در دست آمریکاست؛ همه کارها به برکت آمریکا صورت می‌گیرد؛ نقش آمریکا بسیار مهم است؛ کارتر نقش مهمی دارد و از این قبیل سخنانی که شبیه تعارفات است. البته، اکنون این مسئله به شکلی جدی در واشنگتن بین کارتر و بگین مطرح است.
تصوری که انسان می‌تواند از رهگذر واقعیت‌ها به دست آورد، این است که اولاً. وقتی کارتر به قدرت رسید و توانست بدون رأی یهودیان پیروز شود، به عنوان فردی از جنوب آمریکا تا حدی با ملت عرب همدردی کرد. او بر سرخ‌پوستان و سیاه‌پوستان ایالات متحده تکیه کرد. او به هزار و یک دلیل حل مشکل خاورمیانه را به عهده گرفت. هفته گذشته گفتیم که وقتی دولتی موضعی میانه‌رو در پیش می‌گیرد، در درجه اوّل به منافع خود می‌اندیشد، زیرا این موضعِ یک فرد نیست تا بگوییم او تحت‌تأثیر عواطف قرار گرفته است. دولت، مؤسسه است و مؤسسه قلب ندارد. مؤسسه تنها منافع و مصلحت خود را می‌شناسد و عاطفه جایی در آن ندارد. منفعت آمریکا می‌طلبید که آمریکا برای حل مسئله خاورمیانه تلاش کند. آمریکا با رهبران عرب تماس‌های فشرده‌ای برقرار کرد و در نهایت، تصمیم