گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 141

که غرب آن را به کار گرفت. بدین‌ترتیب، تمدن بر اساس مفاهیم مادی و با نادیده گرفتن ارزش‌ها و ماوراء‌الطبیعه شکل گرفت. نتیجه آن چه بود؟ تضاد و نزاع میان بزرگ‌ترها و کوچک‌ترها و در ادامه، میان خود کوچک‌ترها و حتی میان انسان و برادرش. وقتی من فقط به منافع شخصیِ خود فکر کنم و جانشینی هم برای آن وجود نداشته باشد، در این صورت، من و برادرم در تضاد خواهیم بود. بعد، من و برادرم با پسرعمویم تضاد داریم و در ادامه، من و برادر و پس��عمویم بر ضد غریبه‌ها. چرا؟ چون فقط به خود می‌اندیشیم. من إله هستم، برادرم هم برای خود یک إله می‌شود و هریک از ما در پی منافع کامل و صددرصد خود است. بدیهی است که منافع من و برادرم، صددرصد با هم هماهنگی ندارد، مثلاً نود درصد با هم هماهنگ هستیم و به اندازه آن ده درصد من با برادرم اختلاف پیدا می‌کنم، و با پسرعمویم که منافعمان 25 درصد با هم تضاد دارد، اختلاف داریم و در کنار پسرعمویم، با کسی که منافعش هفتاد درصد با ما تعارض دارد، ضدیت پیدا می‌کنیم...
جهان سراسر نزاع و تضاد است، نه فقط میان اقشار و طبقات؛ همه جهان تبدیل به چندین شرکت پراکنده می‌شود. درست است که نزاع و تضاد وجود دارد، امّا اگر جامعه و تمدن و انسان را بر مبنای ایدئولوژی و ارزش‌ها بنا کنیم، آن‌گاه تضاد و نزاع به رقابتی سازنده تبدیل می‌شود که بی‌اشکال و مشروع است. خیلی عجیب است که وقتی ما شتابان به سوی مرگ می‌رویم و هر لحظه با آن روبه‌رو هستیم، کسی پیدا شود و بگوید: به تو چه مربوط؟ چرا در حوزه اختیارات من دخالت می‌کنی؟ چرا من از تو پیشی بگیرم؟ چرا تو بر من پیشی بگیری؟ پس چرا باید مسئولیت‌ها تقسیم شود؟ و ...
تقسیم مسئولیت برای پیشرفت بهتر امور است، نه برای منافع فردی. کارهایی وجود دارد که نباید به فرد واگذار شود. باید همه‌چیز تبیین شود. وجود نظام و ساختار مستلزم آن است که هرکس مسئولیت خود را به‌طور دقیق و با نگرش مثبت بپذیرد.
ما همگی، براساس سوگند جنبش، با هم برادر هستیم. برادرانه با هم رفتار می‌کنیم، نه بر مبنای رقابت و کراهت، یا خدای ناکرده، خصومت. این امر به‌هیچ‌وجه از نظر ما پذیرفتنی نیست. البته، ممکن است در دیدگاه‌ها با هم اختلاف داشته باشیم. همچنان‌که ظاهرمان با هم تفاوت دارد، افکار و اندیشه‌ها هم متفاوت است، ولی در راه و مسیر خود، همچون یک پیکر واحد حرکت می‌کنیم. رقابت اعضای بدن مانند رقابت دست با چشم است؛ اگر سنگی به طرف انسان پرتاب شود، چشم فوراً و بی‌اختیار بسته می‌شود و دست حرکت می‌کند تا جلوی برخورد سنگ را بگیرد. این نوعی دفاع غیرعادی بدن است. ما هم به همین ترتیب، برای بهبود وضعیت خود و ضمن پایبندی به همه تعهدات و بدون شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت، از یکدیگر پیشی می‌گیریم. بنابراین، تنها مبنای عمل ما ارزش‌هاست. ما انسان می‌خواهیم. تعداد و کمیت برای ما مهم نیست. مال و سلاح برای ما اهمیت ندارد، امّا یک انسان توانا و کارا مهم است، کسی که آموزش‌دیده و از نظر روحی آماده باشد، به ارزش‌ها پایبند باشد، در این دریای بی‌کران ارزش‌ها شناور شود و به‌سرعت به پیش رود. یک انسان پایبند به ارزش‌ها از هزاران شخص مردد و نامطمئن مفیدتر و کاراتر است. ما اعلام کردیم که جنبش و نهضتمان حزب نیست. بدین‌معنا که جنبش ما اهداف دور و