گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
136
دوستان و یاران ما یار لحظههای دشواری و بلا هستند. به درد ساختن آینده میخورند. ما خداوند متعال را برای این سختی و بلاها شکر میکنیم و میدانیم که همین رنج و محنت بود که ناخالصیها را جدا کرد و خواهد کرد، تا جز مؤمنان و باورمندان به این راه، کسی در ساختار جنبش باقی نماند و هرچقدر هم که عده آنان کم باشد، برای ما کافی است. ما همین عده اندک را، که در مسیر انقلابی ما پابرجا هستند، قدر میدانیم و بر این اساس، عمق دشواریهایی را درک میکنیم که با آنها مواجه هستیم. در میان ما غریبهای نیست. کسانی که با ما هستند، پیش از آنکه رسماً به جنبش ملحق شوند، روح و جسم آنان عضو جنبش بوده است.
برادران، آیا میدانید ما از چه چیزی رنج میبریم؟ در گوشهای از دیوارهای یکی از خیابانهای صیدا نوشته بودند: «صاعقه + أمل + اتحادیه نیروهای خلق کارگر امپریالیسم جهانی». آیا ما هیچگاه ذرهای در مسیر امپریالیسم جهانی حرکت کردهایم؟ آن روز که ما همایشهای کوبنده برپا میکردیم، همینها که اکنون خود را جنبش میهنی نامیدهاند، سلیمان فرنجیه را حمایت و با ا�� دیدار میکردند. در روزنامههایی که امروز به ما حمله میکنند، مقالهها و مطالب آنان منتشر میشد. چرا؟ به چه سبب؟ روزی که ما درباره جنوب سخن میگفتیم و در سال 1970 میلادی قضیه جنوب را مطرح کردیم و آن را در افکار جهانیان و وجدان هموطنان زنده کردیم، آنان حتی نامی از جنوب به میان نیاوردند. آن روز اینان کجا بودند و چه رفتاری داشتند؟
جنبش ملیِ معروف تاکنون هیچگاه از مسلح کردن اهل جنوب و تشکیل ارتشی قدرتمند برای دفاع از کشور در برابر اسرائیل سخن نگفته است. موضوع اجباری شدن خدمت نظام وظیفه و این قبیل موضوعات هرگز در بیانیههای آنان مطرح نشده است. در برنامههای احزاب و نیروهای ملیگرا سخنی از جنوب به میان نیامده است. حالا ما شدهایم امپریالیست و یهودی؟ ما شدهایم استعماری و صهیونیستی؟ البته، ما میدانیم که برحق هستیم. احزاب و گروههایی که، به تعبیر یکی از دوستان حاضر در برنامه یونسکو، میدانند چگونه قومیت عربی لبنان را پاس بدارند، کدامیک به قومیت عربی پایبند هستند؟ کمونیستها حافظان قومیت عربی هستند؟ امکان ندارد. کمونیستها جهانوطنی هستند. ما آنان را به قومیتگرا نبودن متهم نمیکنیم. آنان حق دارند از هر مسلکی پیروی کنند که میخواهند. ولی آیا آنان پاسدار قومیت عربی لبنان هستند؟ آنان را به عربیت لبنان چه کار؟ آنان در بِقاع و دیگر مناطق از اسلام و تشیع دفاع میکردند و میگفتند که چرا مسیحیان مسلمانان را میکشند و شما ساکت هستید. با این روش میخواستند مردم را وادار به ترک شهر خود کنند. میخواستند افراد جنگجو جذب کنند و آنان را در سنگرها قرار دهند و برای خود آبرو و اعتباری به هم بزنند. اگر کسی هدف گلوله قرار میگرفت و کشته میشد، نزد خانوادهاش میرفتند تا آنان را بخرند... هرگاه مطمئن میشدند که کسی در اثر تیراندازی یا بمباران کشته شده است، پانصد لیره به خانوادهاش میدادند تا آمار شهیدان خود را بالا ببرند. ما در جلسات علنی و غیرعلنی و خصوصی همواره به صراحت و با افتخار اعلام کردهایم که از نظر ما شهید عدد و رقم نیست که بگوییم پنجاه تا یا شصت تا، حسین(ع) یک نفر است و شهید همه جهان است. من در همایش یونسکو گفتم که تمام دنیا و مافیها نمیتوانند با شهیدان ما برابری کند.
