جنبش در صفهای طولانی ایستادهاند. طبیعتاً، از نظر سازمانی ما نمیتوانیم یکباره در را به روی همه مردم باز کنیم تا وارد شوند. چنین کاری سازمان را از درون منفجر میکند و سبب به هم ریختن نظام میشود.
پس به روشی که میدانید شروع به تماس با مردم کردیم: کادرها گرد هم میآیند تا در جلسات اعضای ارشد شرکت کنند. سپس، تجمعهایی تشکیل میدهند. از این راه ما مجموعهای سازمانیافته و خوب به دست آوردیم. علیرغم همه سفارشها و انتقادات، همانطور که دیشب سخن امام حسین(ع) را گفتیم و خواندیم: «خدایا من اصحابی بهتر از اصحاب خود و اهل بیتی نیکوکارتر و وفادارتر از اهل بیت خود نمیشناسم»، ما نیز بدون مقایسه و تشبیه میگوییم: یاوران ما بهترین یاوران حق و انسانیت و محرومان هستند. آنها طی این مدت عملاً فداکاری و پایداری و رفتار نیک و تعهد خود را ثابت کردند. بیگمان شما در مسیر کمال گام برمیدارید، هرچند نقصهایی در ما وجود دارد.
ما این تشکیلات را به دست آوردهایم. این دستاورد بزرگ تاریخی است. طبیعتاً، آنهایی که پشت درها ایستادهاند و منتظر ورود و پیوستن به صفوف جنبش هستند، میرنجند. چرا؟ میگویند به خدا سوگند ما آماده بودیم. آیا شما از ما خواستید که جان بدهیم و ما ندادیم؟ آیا شما از ما چیزی خواستید و ما انجام ندادیم؟
آنهایی که در بعلبک و در صور اجتماع کردند... صدهزار یا 75 هزار نفر یا کمتر یا بیشتر... مردمی که با وجود خطرهای موجود دعوت را پذیرفتند و همه دنیا را به چالش کشیدند، آن هم در زمان بیدادگری سلیمان فرنجیه و مزدورانش در مناطق مختلف... مشکل بزرگ و دامنهداری بود. میدانید، شب تجمع مردمی صور تماسهایی گرفته شد و دوستان را تهدید به مرگ کردند. 140 کیلو میخ در جادهها ریختند تا چرخ ماشینها پنچر شود. شایعه کردند که کشتاری خونین رخ میدهد و «خون تا زانو خواهد رسید.» 180 نفر خرابکار فرستادند. تجمع مردمی صور بسیار دشوار و خطرناک بود و با وجود مشکلات سهمگین برگزار شد. همین مردم که شرکت کردند، میگویند: سید، گناه ما چیست؟ چرا از ما کمک نمیگیرید؟ چرا ما جزو جنبش نیستیم؟ اگر به همه آنها میگفتیم که بفرمایید وارد شوید، مشکل پیش میآمد. اگر هم میگفتیم که نه، ناراحت میشدند؛ و این یعنی ما تودهها را از دست میدادیم. موضع مردم در قبال ما غیر از موضع آنها در قبال دیگر احزاب است، زیرا آن احزاب سودی برایشان نداشتهاند. میگویند: خدا را شکر احزاب را با ما کاری نیست، ولی ما طرفدار شما بودیم و شما نیز طرفدار ما بودید. پس چرا ما را از دایره محاسبات خود بیرون بردید. این نکتهای است که ذهن را مشغول میکند و سبب میشود که اصلاح آییننامه جنبش اهتمام ورزیم.
13. درباره ناسیونالیسم عربی
[...] سؤال مهم دیگری که یکی از جوانان پرسید، این است که آیا جانبداری جنبش از مسئله قومیت عربی و همبستگی و وحدت عربی، هدفی مرحلهای و گذراست و بعد از آن قرار است به دنیا اعلام شود که جنبش، اسلام را ایدئولوژی خود در پیش گرفته است؟ یا اینکه این مسائل به خودی خود هدف است؟
انسان میتواند در سخنرانیها و نوشتههای خود بزرگوارانه از کنار این سؤال بگذرد یا درباره آن حرف بزند و پاسخی به آن بدهد. ولی ما در یک
