جنبشهایی که در برابر آنها قرار دارند، جنبشهای دینی-اجتماعی یا جنبشهای اجتماعی با رنگ دینی هستند و این مایه افتخار ماست که از این نوع جنبشها باشیم.
ساعت الان یک و چهلوپنج دقیقه است. به بحثمان ادامه خواهیم داد (تشویق).
8. درباره ارتباط جنبش با توده های مردم
[...] درباره سخنان آقای عبدالله درباره ارتباط مجلس اعلای شیعیان با تودهها و جنبش توضیحی باید بدهم. در واقع، ما در زمینه ارتباط با تودههای مردم، که برای هر جنبش سیاسی و اجتماعی ضروری است، با مشکل روبهرو هستیم. پیش از تأسیس جنبش ما نوعی ارتباط مستقیم با مردم داشتیم و حتی در ابتدای کار جنبش نیز، از راه تجمعهایی که برگزار میشد، تماسهایی برقرار میشد. سپس، جنبش جنبه تشکیلاتی پیدا کرد. از اینجا بود که مشکل پیش آمد. برادرانی که در این تجمعها شرکت میکردند و ارتباط مستقیم داشتند، احساس کردند که کنار گذاشته شدهاند و ما به جوانان یا برخی از جوانان تکیه کردهایم. از آنجا که امکان جذب نیروی سازمانی از نظر مادی و حتی سازمانی هنوز ضعیف است، این مشکل وجود دارد. چطور باید آن را حل کنیم؟ یکی از مسائلی که در حال حاضر مطرح است، همین است که چطور میتوانیم جنبش را در مقام سازمان و تشکیلات حفظ کنیم. این مسئله بسیار ضروری است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.امّا این مسئله باید بهگونهای صورت گیرد که مردم احساس نکنند ما آنان را کنار گذاشتهایم؟ دیگر احزاب هیچ ارتباط قبلی با مردم نداشتهاند. ارتباط آنها تنها با اعضای حزب است و از رهگذر اعضای خود با تودههای مردم ارتباط برقرار میکنند. آنها تلاش میکنند که با مردم ارتباط برقرار کنند، ولی ما این ارتباط را هماکنون داریم. کار تشکیلاتی سبب شده است که ما اندکی از این مردم دور شویم. این نکته برای خدمت به جنبش و تسهیل مأموریت جنبش بسیار مهم است و إنشاءالله آن را بررسی خواهیم کرد. [...]
9. توضیحی دیگر درباره ایدئولوژی
[...] تذکر دیگر درباره عبارت اولویت داشتن نسبت به اسلام است. این عبارت را باید اصلاح کرد، چراکه هیچکس نسبت به دیگری به اسلام سزاوارتر نیست. اسلام دین خداست و خدا نیز نه زاییده و نه زاده شده و هیچ ارتباط ویژهای با هیچ انسانی در دنیا ندارد. آنچه دیروز گفتم و امروز نیز بر آن پا میفشارم، این است که هرچند اسلام قرآن�� برداشتهای مختلف و مذاهب مختلف و اجتهادهای مختلفی را برمیتابد، وقتی هر تشکیلاتی این ایدئولوژی را فراروی خود قرار میدهد، بهویژه به شکلی محتاطانه، آنگونه که ما در پیش گرفتهایم، نیازمند قاطعیت و بستن راه بر هرگونه تشکیک و اجتهاد و آرای گوناگون است؛ بهگونهای که تنها فرمانِ رهبر تشکیلات باید پذیرفته شود. ممکن است کسی بگوید: من میخواهم به فلان انسان یا فلان کتاب یا فلان تفکر یا فلان مکتب مراجعه کنم. دیروز گفتیم که اسلام برای همه است، خدا برای همه است، ولی اسلامی که در جنبش سرلوحه است، فقط و فقط اسلامی است که موسی صدر میفهمد (تشویق). نیاز به تشویق نیست. ممکن است کسی با این حرف موافق نباشد، ممکن است تنها یک یا دو یا پنج نفر با من باقی بمانند. فرقی نمیکند. مهم این است که این نگرانی را از ذهن خود
