گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 121

صحبت کردیم. او نیز با مسئولان مقاومت در جنوب و بقاع و بیروت تماس گرفت و از ما نیز خواست که چند نفر از مسئولان جنبش را معرفی کنیم تا آن‌ها فعالیت خود را در همه زمینه‌ها با آنان هماهنگ کنند. امّا درمورد کسانی که بی‌اراده ما کشته شدند، ما متأسف و اندوهگین هستیم و بر آنان می‌گرییم، ولی چاره‌ای نداشتیم. ما در قبال جوانانمان و اعتبار و آبرویشان و در قبال رفتار خود مسئول هستیم. ما در قبال اینکه چطور برخورد کنیم و مسئولیت خود را بر دوش بگیریم، مسئول هستیم. در دوره‌ای تصمیم سیاسی ما این بود که شهدایمان را اعلام نمی‌کردیم تا بتوانیم گفت‌وگو کنیم و همه پل‌ها خراب نشود. پس از آن که در عیون���السیمان معلوم شد که ما مشارکت و همکاری گسترده‌ای داشتیم، خودم شخصاً در روزنامه‌ها اعلام کردم.
اینکه برخی در صددند دستاوردهای ما را بدزدند، مسئله تازه‌ای در تاریخ نیست. عده‌ای در این کار استاد هستند، ولی ما به یاری خدا چنین نخواهیم کرد. ما همان‌طور که گفتیم، می‌کوشیم رفتار و سلوک متمایزی داشته باشیم، یعنی بیشتر عمل کنیم و کمتر حرف بزنیم، بر خلاف کسانی که بیشتر حرف می‌زنند و کمتر عمل می‌کنند و یا اصلاً به جای عمل کردن، حرف می‌زنند. امیدواریم که ما اهل عمل باشیم و برخی دشواری‌های سیاسی و تبلیغاتی و مشکلاتی را که از ناحیه هم‌پیمانان ما وجود دارد، تحمل کنیم. در پایان، این حدیث شریف را برای شما یادآوری می‌کنم که «در راه هدایت از کمی رهروان نهراسید.» [...]
6. درباره پیوند ایدئولوژی جنبش محرومان با اسلام

[...] ما اسلام را به‌تازگی ایدئولوژی خود برنگزیده‌ایم. از همان زمان که منشور جنبش نوشته شد، ایدئولوژی جنبش، اسلام بود و دیدید که ما ایمان به خدا را در معنای حقیقی آن، بیان دیگری از اسلام دانستیم. ایمان به خدا در معنای حقیقی آن، همان اسلام است، نه کمتر و نه بیشتر. خدا، اساس ایمان و اساس اسلام و چارچوب اسلام و هدف اسلام است.
ما ایدئولوژی اسلامی را پذیرفته‌ایم و این مسئله از چارچوب منشور و پژوهش‌های فرهنگی اسلامی که ��ر پایه اصول و قواعد نوشته می‌شود، فراتر نمی‌رود. البته، این سخن به معنای آن نیست که تنها رنگ اسلامی داشته باشد. اساساً، خواستیم بگوییم که اسلامِ قرآنی که همه ادیان را در خود جا داده و اسلام متمدن، آن‌گونه که بیان کردیم، هیچ مشکلی برای ما به وجود نمی‌آورد. زیرا هنگامی که ما جنبش محرومان را پایه‌گذاری کردیم، سوگند خوردیم که از حقوق هر محرومی دفاع کنیم، خواه شیعه باشد یا غیرشیعه. ما را به فرقه‌گرایی متهم می‌کردند. ما تلاش کردیم به کمک شخصیت‌های برجسته‌ای که با ما همکاری می‌کردند، از این چارچوب خارج شویم حتی اگر نیمی از صفوف ما غیرشیعه و غیرمسلمان باشد. البته، تا زمانی که رهبری جنبش شیعه باشد، دشمنِ سرکش مجالی برای خدشه وارد کردن خواهد داشت. ما اعلام نمی‌کنیم که جنبشی اسلامی هستیم و همواره خواهیم گفت که جنبشی ملی هستیم و این کاملاً با سخن برادر و آقای فیصل همخوانی دارد که اسلام، نوعی نگرش به هستی و زندگی و جهان است. اسلام، به هیچ وجه، با فعالیت ملی و فعالیت قومی ناسازگار نیست، به‌ویژه در این مرحله که اسرائیل از دین سوءاستفاده کرده و آن را ابزار نژادپرستی قرار داده است.
ما اسلام را در معنای قرآنی آن می‌فهمیم.