نمیکردند که فراخوان اعتصاب آنگونه با موفقیت همراه شود. اعتصاب و راهپیمایی، نظم و انضباط، و اعلام موضع مردم موجب شد که دیگر بهانهای برای هیچکس باقی نماند. محرومان در صحنهها حاضر بودند و اعتماد و آگاهی آنان به حد ��مال رسیده بود. احزاب و اشخاص هم نتوانسته بودند که آنان را منحرف کنند و در دل آنان تردید و آشوب پدید آورند. دیگر جای درنگ نبود. منتظر چه باشیم؟
بدینترتیب، نخستین مرحله تشکیل جنبش محرومان در ماه می سال 1970 میلادی محقق شد. در آن زمان شارل حلو رئیسجمهور بود. مجلس جنوب تأسیس شد و حکومت نیز در شکلگیری آن نقش داشت. (شما که در گذشته اتهامات بسیاری را شنیدهاید، اکنون لازم است برخی جزئیات وقایع را هم بشنوید.)
دولت تا حدودی همکاری کرد و مجلس جنوب تأسیس شد و مقرر شد که توتون به ساکنان روستاهای مرزی داده شود. لایحه اجباری شدن خدمت سربازی به پارلمان تقدیم شد و مبالغی هم برای تقویت روستاهای مرزی و احداث پناهگاه اختصاص یافت و راهکارهای دیگری هم به کار گرفته شد، زیرا ماه پنجم سال بود و زمان تقدیم و تصویب بودجه سپری شده بود. وعده دادند که لایحه تهیه سلاح و اختصاص 300 میلیون لیره برای جنوب را به پارلمان ارائه کنند. اعتصاب هم به پایان رسیده بود و جنبش محرومان این حقیقت را جلوهگر ساخته بود که زمان بهکارگیری روشهایی فراتر از حرف و سخن و گلایه و ناله و زاری فرارسیده است.
اینجا بود که متأسفانه همپیمانان ما در احزاب مختلف احساس کردند که عرصه کشور دیگر در انحصار آنان نیست و روحانیون دیگر به سخنرانی و بیان احکام و تأیید حاکمان یا حضور در مراسم عزاداری اکتفا نمیکنند و کسانی هم پیدا شدهاند که بگویند: «مَن أصبَحَ ولم یَهتَم بأَمُورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم.» (هرکس روز را آغاز کند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نیست) و اعلام کنند که «ما آمن بِاللهِ وَالیَومِ الآخر مَن باتَ شَبعاناً و جاره جائع.» (هرکس سیر بخوابد و همسایهاش گرسنه باشد، به خدا و روز واپسین ایمان نیاورده است.) و یا این آیه کریمه را تلاوت کنند که میفرماید: « ﴿ أرَأیتَ الَّذِی یُکَذّبُ بِالدّینِ ﴾ . فَذالِک الّذِی یَدُعُّ الیَتیمَ. ﴿ وَلایَحُضُّ عَلی طَعامِ المِسکینِ ﴾ .»[56] آنان این حضور مردم را خطر به شمار آوردند و با کمال تأسف پیش از شکلگیری جنبش محرومان حساسیتها درباره آن آغاز شده بود. پیش از آنکه در عرصه حاضر شوید، دشمنیها و دشمنانی برای شما ایجاد شده بود.
دوره ریاستجمهوری به پایان رسید و رئیسجمهور جدید انتخاب شد. یک، دو و سه سال به رئیسجمهور جدید فرصت دادیم و در آن مدت فقط به پژوهش و بررسی و ارائه اطلاعات به دولت اکتفا کردیم، امّا جز بیتوجهی و کوتاهی و بیتفاوتی هیچ ندیدیم. حتی تلاش کردند با حمایت از سردمداران و با کمال تأسف، حمایت از احزاب، حرکت ما را به ناکامی و بنبست بکشانند. سلیمان فرنجیه (رئیسجمهور وقت) در برخی مواقع به چپگرایان افراطی و سردمداران احزاب و سندیکاهای چپگرای افراطی متوسل میشد تا خواستههای شهروندانِ میانهرو را نپذیرد. ما را از برپایی تجمع در هِرمِل بازداشتند و این کار در بعلبک نیز صورت گرفت. برادرانی که در تجمع بعلبک و
[56]. «آیا آن را که روز جزا را دروغ میشمرد، دیدی؟ او همان کسی است که یتیم را به اهانت میراند، و مردم را به طعام دادن به بینوا وانمیدارد.» (ماعون، 1-3)
