گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
462
2. نقش روحانی: از اولین روزی که بچه به دنیا میآید و حتی پیش از آن، اعمال مادر بر زندگی او تأثیر دارد. تواضع مادر و دعا و نماز او در وقت بارداری بر کودک اثر میگذارد. نگویید که کودک نمیفهمد. بله، نمیفهمد، ولی او در این روزها رشد میکند و ساخته میشود. همانطور که غذا در ساخته شدن کودک تأثیر دارد، نماز و دعا و خشوع و عبادت و عمل نیک و میل به خیر و اعمال نیک هم در ساختن شخصیت او تأثیر مثبت دارد و برعکس، فساد و گناه و بیتوجهی مادر تأثیر منفی روی کودک میگذارد. کودک بعد از تولد در فضایی زندگی میکند که مادر برای او ساخته است.
البته این به آن معنا نیست که مرد هیچ مسئولیتی ندارد. متأسفانه بسیاری از فضاهای آلوده و فاسد به دست مردان ساخته میشود. کار زن ساختن محیط و فضای داخل خانه است. هر صدایی که کودک در خانه میشنود و هر منظرهای که میبیند و در کل هر جوی که در خانه حاکم است، در ساخته شدن این کودک مظلوم و بیچاره مؤثر است. اگر فضای خانه پاک و پر از محبت و صفا باشد، کودک تربیتی ایمانی پیدا میکند و وقتی به مرحله حرف زدن برسد، سؤالهای بیپایانش شروع میشود. از مادرش درباره خدا میپرسد، درباره آسمان و زمین و بهشت و جهنم و مرگ و حیات سؤال میکند که اینها یعنی چه. از چه کسی میپرسد؟ از مادر. پس مادرِ آگاه و فهمیده میتواند سنگ بنای تولد یک کودک مؤمن را بگذارد. و کودکی که چنین مادری دارد، مؤمن و صالح بار خواهد آمد. کودکی که بر پایه ایمان تربیت شود، بهسختی گمراه میشود.
اما کودکی که در دست خدمتکاران و بهدور از توجه و محبت مادر بزرگ میشود، کودکی که پدر و مادرش توجه نمیکنند که نباید پیش چشم او مرتکب گناه و معصیت شوند و با مجالس و شبنشینیهای پر از گناهشان، جوی فاسد برای او میسازند، کودکی که پدر و مادرش با بیرحمی تمام پیش چشم او با یکدیگر دعوا و مشاجره و فحاشی میکنند، از چنین کودکی نمیتوان انتظار خیر داشت، برای اینکه این کودک در سایه گناه و انحراف بزرگ شده است.
وقتی این کودک بزرگ شد، همه روحانیها هم نمیتوانند او را هدایت کنند؛ زیرا او از ریشه منحرف بار آمده. کودکی که در کنار پدر و مادر منحرف و دروغگو و فریبکار و دورو و بددهن بزرگ میشود، نمیتواند زندگی سالم و درستی داشته باشد. چنین کودکی در درون خود متناقض است. بنابراین، کودک زیر دست مادر پرورش پیدا میکند و مادر نقش روحانی را برای او ایفا میکند.
3. نقش معلم: وقتی زبان کودک به کار میافتد، شروع میکند به سؤال کردن از مادر درباره چیزهای اطراف خود؛ مثل خورشید، ماه، نور و باران و زمستان... مادر با درک و شعور از این موقعیت در پیریزی شالوده کودکش استفاده میکند؛ برای اینکه کودکی که به فرهنگ و معرفت و دانستن عادت پیدا میکند، کودک سالم و مبارکی است، اما کودکی که به کفر و شعبدهبازی و سحر و خرافه و جهل و... و نحوست و جغد و رمل و جن و عفریته و از این قبیل مسائل خو میگیرد، انتظار خیر از او نمیرود. جن حقیقت دارد و در قرآن مطالبی درباره جن هست، اما نه جنی که در بین مردم شایع شده؛ مثلاً میگویند فلانی گربهای را دید که جثهاش بزرگ و بزرگتر میشد و تصور میکنند که جن دیده است. اگر کودکانمان را با تعریف قصهها و حکایتهای اینچنینی تربیت کنیم، شخصیتی خیالی و افسانهای پیدا خواهند کرد
