انسان و در نتیجه آفریدگار همه جوامع است.
روشن است که بین فعل و فاعل و بین آفریدگار و آفریدگان، ارتباط و تشابه بسیار نزدیکی وجود دارد. یعنی مثلاً شما میتوانید با توجه به صفات و ویژگیهای آموزگار، به روش و تأثیر او بر دانشآموزان پی ببرید. میتوانید با بررسی توانمندیهای مدیر، وضع مدرسه یا اداره را دریابید. میتوانید با در نظر گرفتن ویژگیهای حاکم، تصویری از حکومت و وضع جامعه داشته باشید، زیرا عمل انسان جزئی از اوست و هر عملی منطبق با شخصیت فاعل است.
در حدیثی در کتاب اصول کافی آمده است که خداوند موجودات را بر طبق صورت خویش آفریده است. برخی گفتهاند این حدیث، ساخته یهودیان و جزو «اسرائیلیات» است، ولی این حرف درست نیست. وقتی میگوییم خدا جهان را بر طبق صورت خویش آفریده، منظورمان این نیست که خدا صورت دارد. این نکته در قرآن نیز آمده است که اصلی کلی برای ماست: « ﴿ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ ﴾ .»[497]؛ « ﴿ لاَ تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ یُدْرِک الْأَبْصَارَ ﴾ .»[498]
بنابراین، وقتی میگوییم بر طبق صورت خدا، به این معنا نیست که خدا صورت دارد یا بنابر اصطلاح فلسفی صورت و ماده دارد، بلکه منظور این است که خداوند، جهان را بر طبق صفات و کمال خود آفریده و این نکته در قرآن بهطور مفصل بیان شده است. « ﴿ وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا لاَعِبِینَ * مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ ﴾ .»[499] یا اینکه خدا جهان را بر اساس حق و عدالت یا بر اساس نظم یا بر اساس زیبایی آفریده است. همه صفات خداوند بر جهان و بر انسان بازتاب مییابد و این، امری منطقی است، زیرا هماهنگی کامل میان آفریدگار و آفریدگان، بین اثر و مؤثر، بین علت و معلول، وجود دارد. هیچ گریزی از این حقیقت نیست و هیچ مشکلی از این رهگذر پدید نمیآید.
وقتی میگوییم آفریدگار ما خدای یگانه است، در کلمه توحید درنگ کنیم تا از رهگذر وحدت آفریدگار، به وحدت آفریدگان پی ببریم. جامعه از نگاه مؤمن یکتاپرست. نکته اول از بحث امشب ما این است. جامعه یکتاپرست؛ یعنی نگاه انسان یکتاپرست به جامعه، متأثر از ایمان او به خدای یگانه است. همانطور که خدا یکی است، جامعه نیز از نگاه مؤمن به خدای یگانه، دارای صفت وحدت است. یعنی وحدت در آغاز: «إِنَّا لِلهِ.»[500] و وحدت در پایان: « ﴿ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ ﴾ .»[501] باید این مبانی را از حالت سلبی آن خارج کنیم. باید این مبانی وارد متن زندگی روزمره ما شود. هرچند جامعه دارای هزاران یا میلیونها انسان باشد و مردمانی دارای صفات گوناگون و عناصر گوناگون و اصناف گوناگون در آن زندگی کنند، مهم این است که صورت جامعه در نگاه مؤمن، صورتی توحیدی است: وحدت در آغاز و پایان و بالفعل.
صورت جهان نیز در نگاه انسان مؤمن واحد است. همه هستی دارای پیوستگی و تعامل است و پدیده واحدی را تشکیل میدهد. انسان نیز با وجودِ داشتن اجزا و عناصر گوناگون در جسم خود، موجودی واحد است. بنابراین، نخستین نکته در توصیف جامعه از نگاه فرد یکتاپرست، توحید است. منظورمان از توحید در جامعه چیست، درحالیکه جامعه از عناصر و افراد و طبقات و گروهها و مؤسسههای متنوع و متعددی
[497]. «هیچچیز همانند او نیست.» (شوری، 11)
[498]. «چشمها او را نمیبینند و او بینندگان را میبیند.» (انعام، 103)
[499]. «ما این آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست به بازیچه نیافریدهایم. آنها را بهحق آفریدهایم.» (دخان، 38-39)
[500]. «ما از آنِ خدا هستیم.» (بقره، 156)
[501]. «و به او بازمیگردیم.» (بقره، 156)
