گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 420

است. قرآن کریم در این‌باره نیز گفته است: « ﴿ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللهِ وَ الْفَتْحُ * وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللهِ أَفْوَاجاً * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّک وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّاباً .»[485]
بنابراین، ایمان عمیق، ایمانی است که انسان را در شرایط دشوار، در حالت مصیبت و تنگدستی و بیماری و خشم و پیروزی و مانند آن، حفظ کند. اما ایمان در شرایط عادی نمی‌تواند کفاره گناهان باشد. مصیبت به‌خودیِ ‌خود نمی‌تواند کفاره گناهان انسان باشد. اگر انسان به مصیبتی دچار شد و بردباری کرد، این بردباری کفاره گناهان است. چراکه بردباری کردن نشانه قوی بودن ایمان و ورزیده شدن انسان برای قوی شدن ایمان است. چنین حالتی است که کفاره گناهان انسان است، زیرا سببِ به تکامل رسیدن انسان می‌شود.
نکته دیگر اینکه از بسیاری آیات قرآن کریم برمی‌آید که برخی از مشکلاتی که برای انسان پیش می‌آید، برای تأدیب است. این مفهومی کلی در قرآن کریم است. « ﴿ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ‌ .»[486]
همه مصیبت‌هایی که بر ما وارد می‌شود، به خاطر آن است که خدا می‌خواهد برخی از نتایج کارهای ما را به ما بچشاند تا توبه کنیم و [به سوی او] بازگردیم. این مفهوم نیز، مفهوم اسلامی جامعی است. مصیبت‌های عمومی که در جهان رخ می‌دهد، مانند فقر جوامع؛ بیماری‌های فراگیر، عقب‌ماندگی جوامع و ستم‌دیدگی جوامع، همگی ناشی از کارهای خود انسان‌ها و عملکرد آن‌هاست، تا اینکه انسان به مسیر بازگردد. بخشی از این بحث را در گذشته مطرح کردیم و بخشی را هم امشب به آن پرداختیم.
سؤال سوم: برخی ارتباط بین ایمان به خدا و مسائل عملی و کاربردی را بعید می دانند. به نظر من قوانین و مسائل اقتصادی و اجتماعی که دین اسلام آورده، برای آن است که سطح فهم انسان بادیه نشین را بالا ببرد تا مسائلی را که هدف دین است، درک کند. دلیل آن نیز دین مسیحیت است که به امر تشریع توجه نکرده، زیرا ملتی که این دین برای آن ها آمده، از نظر عملی مترقی بودند. نظر شما چیست؟
البته هر انسانی می‌تواند نظریه یا دیدگاهی را بپذیرد، ولی باید از رهگذر متون دینی یا واقعیت‌های تاریخی، درستی آن را اثبات کند.
اولاً، مسیحیت یکی از حلقه‌های دین خداست... همان‌طور که می‌دانید، ما دین خدا را یکی می‌دانیم و هریک از پیامبران، بنابر آنچه در قرآن کریم آمده، دارای شریعت و روشی بوده‌اند: « ﴿ لِکُلّ جَعَلْنَا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً وَلَوْ شَاءَ اللهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ لکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ .»[487]
دین خدا یکی است و هر پیامبری آن را به امت خود، بر اساس سطح فکر و درکشان ابلاغ کرده است و بدین‌ترتیب، دین برای همه امت‌ها کامل و جامع شد. آخرین حلقه آن اسلام است که همه آنچه را همه پیامبران آورده‌اند، در بر دارد و تنها به آنچه پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله(ص) آورده، اختصاص ندارد.
مسیح(ع) می‌گوید: «من آمده‌ام تا ناموس را

[485]. «چون یاری خدا و پیروزی فراز آید و مردم را ببینی که فوج فوج به دین خدا درمی‌آیند، پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و از او آمرزش بخواه که او توبه پذیر است.» (نصر، 1-3)
[486]. «به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد تا به آنان جزای بعضی از کارهایشان را بچشاند، باشد که بازگردند.» (روم، 41)
[487]. «برای هر گروهی از شما شریعت و روشی نهادیم و اگر خدا می‌خواست، همه شما را یک امت می‌ساخت ولی خواست در آن‌چه به شما ارزانی داشته است، بیازمایدتان.» (مائده، 48)