گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 390

بحث مهمی است. هرچند از موضوع سخنرانی خارج می‌شویم، بحث سودمندی است.
شما امروز یک شاخه گل دارید. گل دارای حقیقت واحدی است. این گل را به یک کودک بدهید. کودک از آن چه می‌فهمد؟ به آن به عنوان یک اسباب بازی نگاه می‌کند. این‌طور نیست؟ از نظر او یک اسباب بازی شیرین و جالب است و با آن بازی می‌کند. این شاخه گل را به بیمار بدهید. بیمار چه برداشتی از گل دارد؟ آن را هدیه به حساب می‌آورد. بانوی خانه نیز گل را برای آراستن دکور خانه می‌خرد و آن را در گوشه‌ای از خانه می‌گذارد تا خانه زیبا و آراسته شود. این نیز برداشت سومی است.یک دانشمند زیست‌شناس چگونه به گل می‌نگرد؟ او به ساختار گل و سلول‌ها و چگونگی پرورش آن در خاک و نوع رنگ و سبز یا قرمز بودن آن و روش تولید مثل و مانند آن توجه می‌کند. یک پزشک ��یز از لحاظ خواص دارویی در این گل می‌اندیشد و می‌گوید اگر برگ‌های آن را بخشکانیم چه سودی دارد و آیا فلان بیماری را درمان می‌کند یا نه. پزشک از منظر خود به این گل نگاه می‌کند. زیست‌شناس نیز از بعدی دیگر به این گل نگاه می‌کند. مثلاً در این می‌اندیشد که چه مقدار اکسیژن می‌دهد و چه مقدار دی اکسید کربن می‌گیرد و چه مقدار اکسیژن می‌تواند برای تنفس انسان تولید کند.
بنابراین، یک گل را از دیدگاه‌های گوناگون می‌توان بررسی کرد. کدام یک از این دیدگاه‌ها درست است؟ همه آن‌ها درست است. این‌طور نیست؟ اسباب بازی برای کودک؛ تزیین برای بانوی خانه؛ هدیه برای بیمار یا مسافر؛ موضوع پژوهش برای دانشمند زیست‌شناس یا پزشک؛ الگو برای نقاش، که درباره انحناها و شکل و رنگ آن فکر کند و نقاشی کند؛ همه این‌ها درست است.
دیدگاه‌های مختلفی است که برخی از آن‌ها سطحی، برخی عمیق و برخی عمیق‌تر است. یعنی انسان هر اندازه پیشرفت کند، دریافت جدیدتری از یک گل دارد و مطالب بیشتری می‌فهمد.
همه برداشت‌ها درست و واقعی است، ولی تفاوت آن‌ها در مقدار عمیق بودن آن‌هاست. یعنی گویا این شاخه گل، گلبرگ‌هایی دارد و هر انسانی یکی از آن‌ها را مطالعه می‌کند و تا اندازه‌ای در آن درنگ می‌کند. یا مثلاً این گل همچون دریایی است که اگر یک متر در آن فرو رویم، چیزی می‌یابیم، اگر دو متر فرو رویم، چیز دیگری می‌یابیم و اگر پنجاه متر فرو رویم، چیز دیگری می‌یابیم و به همین ترتیب. این مثل را در ذهنتان نگه دارید تا دوباره به آن بازگردیم.
مقدمه سوم: وقتی انسانی با شما سخن می‌گوید، از سخن او چه می‌فهمید؟ به این سه مقدمه یعنی بحث پیشرفت و مثال شاخه گل [و نکته‌ای که الان می‌گویم] توجه کنید تا به نتیجه مورد نظر برسیم.
وقتی انسانی سخن می‌گوید، از سخن او چه می‌فهمید؟ از سخن او به میزان دلالت و محتوای واژگان و نیز به میزان فهم گوینده برداشت می‌کنیم.
وقتی کودکی با شما سخن می‌گوید، آیا حق دارید سخن او را بیش از حد فهم و درک کودک معنا کنید؟ نه حق ندارید. چرا؟ زیرا سخن یک فرد بیانگر سطح درک و آگاهی اوست و شما نمی‌توانید از سخن کودک بیش از حد فهم و آگاهی او برداشت کنید.
هر اندازه دانش و فرهنگ گوینده بالاتر باشد، معنای سخن او بیشتر است. این‌طور نیست؟ از این روست که می‌بینیم انسان به دیدگاه‌ها و سخنان مردم عادی اهمیت نمی‌دهد و بیش از گنجایش آن