گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
306
آیا مقاومت الجزایر نبود که مراکز و پایگاههای خود را در خاک تونس و مراکش و صحرا قرار داده بود؟ آیا در دوران حکومت نازیها جنبش مقاومت آزادیبخش کشورهای اروپایی در کشورهای همسایه تشکیل نشد؟ پس چه مانعی دارد که این مقاومت آزادیبخش هم، به حق همسایگی و برای دفاع از خود در اینجا تشکیل شود؟ هیچ مانعی نیست. ما مصرانه آرزو داریم و امیدواریم که این سخنان اثر خود را در دلهای آنان بگذارد و شاهد هماهنگی اقدامها و تقبل مسئولیتها در این سطح و در این شرایط سخت و دشوار باشیم.
آنچه به ما مربوط میشود و میتوانیم درباره آن صحبت کنیم، این است که باید به اموری که مربوط به خودمان است توجه کنیم، باید ایمان خود را تقویت کنیم و ارتباطمان را با خدا بیشتر کنیم، تا ایمان ما تقویت شود. ولی ما در جامعه زندگی میکنیم و باید خودمان را با این وضعیت و با جامعه وفق بدهیم. به همین سبب، باید تدابیر اساسی بیندیشیم، ازجمله اینکه دولت و پارلمان را دعوت کنیم و از آنها بخواهیم که قانون خدمت سربازی را اجرا کنند. غیر از انسانهای پست و فرومایه و بیتوجه به این مسائل، کسی از این اقدام فرار نخواهد کرد و بدینترتیب، هر کس که دنبال جهاد و مقاومت و خواهان عزت و شرف است، از نوجوانان و جوانها تا پیرمردها، همه آمادگی پیدا میکنند تا در دورههای سربازی شرکت کنند و مهیای مقاومت شوند. به این شکل میتوانیم تا حدودی بعضی از مشکلات اخلاقی را مخصوصاً در جوانان از بین ببریم.
برادران، جوانان ما سرشار از تکاپو و خواهان تغییر و تحولاند. از ویژگیهای جوان این است که دنبال تغییر است. او با جامعهای که در آن زندگی میکند، رابطه ارگانیک یا عقلی برقرار نمیکند و میخواهد آن را تغییر دهد و در مقابل آن میایستد. این نوعی ثروت است و باید از آن استفاده کنیم؛ باید جوانانمان را از غرق شدن در این دریای فساد نجات دهیم و برای این موج ویرانگر فساد که توان و پایداری و ایستادگی جوانانمان را از بین میبرد، مجالی نگذاریم.
باید فضا را از لحاظ فکری و عملی بهگونهای سمت و سو دهیم که جوانان به سمت این آرمان و هدف بزرگ کشیده شوند. باید به آنان سفارش کنیم و بگوییم که ما زیربنای این حرکت را میگذاریم و از شما توقع داریم که همراه ما یا بعد از ما، نتایج آن را به ثمر بنشانید و به این مصیبت خاتمه دهید.
ما خواستار اصلاح و بهبود بخشیدن به این وضع و ریشهکن کردن این فساد هستیم؛ فسادی که از راههای مختلف، مثل مجلات و برنامههای تلویزیونی و فیلمها و مجالس لهو و لعب و مراکز فحشا، وارد جامعه میشود. هیچ دولت و هیچ ملتی نمیتواند با این وضع زندگی کند و در مقابل آن هیچ احساس مسئولیتی نکند. برادر عزیزم، سخنران قبلی، همه اینها را در این یک کلمه خلاصه کرد: باید جامعه ما جامعهای آماده جنگ باشد.
هیچ مبالغهای در کار نیست. باید باور کنیم که در جامعهای زندگی میکنیم که درگیر جنگ است. برادر من، چرا باور نمیکنی؟ آیا باور آن سخت است؟ دیدیم که چه اتفاق افتاد و شنیدیم که چه چیزی قرار است، اتفاق بیفتد. نقشههایشان را شنیدیم. چرا باز هم تردید داریم؟ یا اگر باور کردهایم، چرا ساکت و بیحرکت نشستهایم؟ آیا همهچیز تغییر کرد؟ چه شد آن اهداف و آرزوها؟ کجا رفت آن عزت و شرف؟ چگونه ممکن است جامعهای با این بیمسئولیتیها
