گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
300
و مقصد این سفر و میان این دو فرقی قایل نشدن. زندگی کردن با معراج، یعنی به یاد آوردن بلندنظری انسان و آسمانی بودن او و آن بعد از ابعاد انسان که با پیامبر(ص) حرکت میکند و در راه و مسیر رسالت آن حضرت قدم برمیدارد.
امروز که با این مناسبتها همراه هستیم، دلم میخواهد مقداری این معانی و تعالیم را توضیح دهم.
امروزه سخنانی میشنویم که اینجا و آنجا مطرح میشود. میگویند الآن قدس در دست یهود است و آنها از پیروان حضرت موسی و دین آسمانی او هستند و توحید دینی است که یهود، قبل از محمد(ص) و قبل از عیسی(ع) مردم را به آن دعوت کرده است. بنابراین، این سلسله و اولین دین و تمدن و تعالیم با دین یهود شروع شده است. اینها حرفهایی است که افکار غربیها و انسانهای بدوی را که در زندگی مادی غرق شدهاند، منحرف کرده است؛ حرفهای خطرناکی است که باید بررسی شود و صحت و سقم آنها مشخص شود.
ریشه یکتاپرستی دین یهود نیست، بلکه اولین کسی که آن را پایهگذاری کرد و سنگ بنای آن را گذاشت، حضرت ابراهیم(ع) بود. قرآن کریم او را مؤسس اسلام و پدر انبیای بزرگ مینامد.
اما عبادت ساده و ابتدائی خدا، از روز اول خلقت در وجود انسان بوده است. از وقتی که انسان آفریده شده، خدای یکتا را عبادت میکرده، ولی بعد از آن، از راه حق منحرف شد. برخلاف آنچه میگویند و فلسفهبافی میکنند که فهم انسان از خدا در نتیجه وضع اقتصادی یا اجتماعی ویژه رفته رفته متحول شده و پیشرفت کرده، ادله تاریخی اثبات میکنند که انسانهای اولیه به خدای والا و غیرمادی ایمان داشتهاند. اکتشافات تاریخی سرخپوستان آمریکا و سیاهپوستان آفریقا و آریاییها، نزد تاریخشناسان ادیان معروف است و قدمت توحید را در بین همه انسانها به صورت دقیقی ثابت میکند.
بله، وقتی یهودیها به فلسطین آمدند، در آنجا قبایلی از عربها و کنعانیها و فینیقیها و دیگران را دیدند و آنها را از خانه و کاشانههایشان بیرون کردند. برای اثبات چگونگی رفتار یهودیان با فلسطینیها، متن تورات کافی است. [در تورات آمده که] وقتی یهودیان وارد فلسطین شدند، مردم را بیرون راندند، فرزندانشان را کشتند و زنانشان را به اسارت گرفتند و با توسل به انواع حیلهها و نیرنگها بر آنان مسلط شدند. این قبایل به خدای یگانه ایمان داشتند و خدای خود را «ایل» مینامیدند. این فرقه منحرف از تفکر آنان تأثیر گرفت و تلاش کرد تا برای خود خدای مخصوصی انتخاب کند تا خدای یهود باشد.
اینجا بود که انحراف به وجود آمد و منشأ همین حرفهایی شد که دوست دارم امروز برایتان ��گویم. آنها خدایی برای خود انتخاب کردند و او را «یهوه»، یعنی خدای یهود، نامیدند و خودشان را ملت برگزیده خدا و حاکمان دنیا خواندند. انسانها را به دو گروه تقسیم کردند: گروه اول یهود و گروه دوم دیگر انسانها که برای خدمت به این انسان برگزیده (یهود) آفریده شدهاند. و برای آنکه خود را از دیگران متمایز کنند، به وضعیت و شئون فردی و شرایط و قابلیتهای فردی اکتفا نکردند، بلکه تلاش کردند فلسفهای برای آن بتراشند، لذا اساساً برای خودشان خدایی غیر از خدای بقیه مردم انتخاب کردند.
این اعتقاد آنان بود؛ اعتقادی که هیچ دلیلی برای آن نداشتند. خود حضرت موسی(ع) هم از این حرفها بری است. اصول دینشان را به کلی
