گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 286

از تحریف سخنان و نشانه‏های دین بازداشتند. آنان بودند که دین را حفظ کردند.
برادران! بر ماست که امامان خود را بشناسیم، و آشنایی با سیره آنان بسیار آسان است و هزینه زیادی ندارد. بر ما واجب است که نام آن‌ها و تاریخ ولادت و شهادت آن‌ها و خلاصه‏ای از کلام و تعالیم و سیره و زندگی آن‌ها را بدانیم. چرا؟ مگر پیامبر(ص) نفرموده است: من در میان شما دو چیز گران‌بها می‏گذارم؟ همان‌گونه که واجب است قرآن را بشناسی تا گمراه نشوی، واجب است امامان را نیز بشناسی تا از آنان پیروی کنی و به وسیله آنان هدایت شوی.
امام موسی بن جعفر(ع) ازجمله این امامان است. در زندگی ایشان ویژگی خاصی وجود داشته است که موجب شده است زندگی این امام از دیگر امامان متمایز و متفاوت باشد. این ویژگی این است که امام تحت ظلم و ستم شدیدی زندگی می‏کرده است که در زیارتنامه خاص ایشان نیز به آن اشاره شده است. امام در زندان به سر می‏برد و از این زندان به آن زندان منتقل می‏شد. امام موسی بن جعفر(ع) بیشترِ دوران فعالیت و زندگی‏اش را در زیر ظلم و ستمی پیوسته به سر می‏برد. کدام ظلم؟ ظلم جدا کردن و دور نگه داشتن ایشان از مردم. امام را از مردم دور نگه می‏داشتند و ایشان و اصحابشان را تحت نظر داشتند و برای اصحاب امام توطئه‏چینی می‏کردند. ماجرای علی بن یقطین معروف است. او از اصحاب امام و از علمای زمانش بود و در عین حال، در دستگاه حکومت هارون‌الرشید نیز مقام بالایی داشت و مشاور او بود. طبیعتاً تقسیمات اداری در آن زمان مانند اکنون نبود. می‏توان گفت او در مقام وزی�� و رازدار هارون‌الرشید بود و توزیع اموال به دست او بود. او مرد بزرگی به شمار می‏رفت. این مرد از اینکه مبتلا به خدمت‌گزاری نزد ستمگران است، نزد امام کاظم(ع) شکایت آورد و گفت: دوست دارم این کار را رها کنم، ولی بر جانم بیمناکم. می‏شنوید آن‌ها چگونه بوده‏اند؟ از وضع خود گله می‏کرده‏اند و از همکاری با ظالمان راضی نبوده‏اند، هرچند در آن مال و ثروت و مقام بوده است. آنان نگران دین خود بوده‏اند، زیرا می‏دانسته‏اند که پیامبر(ص) و خاندان ایشان فرموده‏اند: کسی که ستمگر را کمک و یاری کند، با او شریک است، هرچند به این اندازه که قلمی به دست ستمگر بدهد تا بنویسد.
صفوان شتربان(رض) یکی از اصحاب امام بود و شتران بسیاری داشت. روزی آن‌ها را به حاکمان وقت کرایه داد. امام از او پرسید: آیا تو اسب‌ها و شترانت را به حاکمان کرایه می‏دهی؟ گفت: آری، ولی تنها همین کار را برایشان انجام می‏دهم و آنان را دوست ندارم؛ کارمی‏کنم و مزد می‏گیرم. امام فرمود: وقتی شترها کالاهای خلیفه یا حاکمان را حمل می‏کنند و تو می‏خواهی مزد این کار را از خلیفه بگیری، آیا در قلب خود دوست نداری که حاکم زنده بماند تا مزد تو را پرداخت کند؟ گفت: آری. امام فرمود: بنابراین، تو به بقای ستم راضی هستی و بقای ستمگر را دوست داری. امامان تا این درجه همراهی و سازش با ستمگران را، در هر مقام و لباس و درجه‏ای که بودند، نمی‏پذیرفته‏اند و آن را مشارکت با آنان می‏دانسته‏اند.
علی بن یقطین می‏گوید: از وضع خودم به امام گله کردم. امام فرمود: تو برای حاکم ستمگر کار می‏کنی، ولی می‏توانی از این رهگذر به هم‏کیشان و دوستان و مستضعفان خدمت کنی و از حقوق آنان دفاع کنی. این کفاره کار توست. پس جایز است در این کار بمانی و بلکه رها کردن آن بر تو جایز نیست. باید