گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 234

پس از آنکه امام مطمئن شد که اصحابش عزت پیدا کرده‌‌اند، خم نمی‌‌شوند، سر فرود نمی‌‌آورند، تسلیم نمی‌‌شوند، همراه او می‌‌مانند و هریک از آنان هم‌صدا با حسین می‌‌گوید: «همانا حرامزاده فرزند حرامزاده مرا میان دو چیز مخیر کرده است: بین مرگ و خواری؛ و خواری از ما دور است.» [...]
در کربلا تا آخرین نفس از جان همه مردان، هیچ اثری از خواری دیده نمی‌‌شود. همه آنان عزتمندانه و قهرمانانه و مقتدرانه وارد میدان شدند و تابلویی درخشان در تاریخ قهرمانی‌‌ها و انقلاب‌ها ترسیم کردند.
امام حسین این مرحله را پشت سر گذاشت و به سراغ مرحلـه دشوارتر رفت. مرحله دشوارتر مرحله حضور زنان بود. اگر امام حسین فردی عادی بود حتماً به چنین سرنوشتی اعتراض می‌کرد. همراه امام حسین ده‌ها زن آمده‌‌اند که همه مردان آنان کشته خواهند شد و در دستان دشمن گرفتار خواهند آمد و دشمن بدون هیچ رحم و دلسوزی به آنان حمله خواهد کرد. آیا این زنان برای رویارویی با جنگ آمادگی دارند؟ یا اینکه فرار می‌‌کنند و می‌‌گریند و تسلیم می‌‌شوند و زاری سر می‌‌دهند و جزع و فزع می‌کنند و، در نتیجه، از ارزش نهضت حسینی می‌‌کاهند؟
امام حسین می‌‌خواهد همان‌گونه که مردانش استوار و سربلند و قهرمانانه ایستادند، زنان او و زنان اصحابش نیز با سرفرازی و افتخار و مردانگی بایستند و سر فرود نیاورند و زاری نکنند و تسلیم نشوند. همان‌طور که گفتم امام حسین می‌‌خواهد حال که ناگزیر کشته می‌‌شود، این نبرد، نبرد کیفی و معنوی باشد و دلاو��ی و جان‌فشانی و اقتدار و شجاعت در همه ابعاد آن آشکار باشد تا کمبود عددی و کمّی را جبران کند و در تاریخ جاودانه بماند و عواطف مردم را تکان دهد و احترام و شگفتی آنان را برانگیزد.
امام حسین به ایـن فکر می‌‌کـرد کـه فـردا پس از کشته شـدن مردان، ده‌ها زن داغداری که پسران یا شوهرانشان کشته شده‌‌اند، چه خواهند کرد؟ گذشته از آن، امام حسین با ده‌ها پسر و دختر خردسال روبه‌رو بود. آنان پس از کشته‌شدن پدرانشان چه خواهند کرد؟ موضع آنان در برابر دشمن چیست؟ امام حسین چگونه می‌‌تواند این صحنه‌‌های دردناک و مصیبت‌‌بار را حفظ کند و عزت و قهرمانی و اقتدار خود را حفظ کند؟
امام حسین با چنین مرحله و وضعیت دشواری در این شب روبه‌رو بود. به احتمال بسیار امام امشب تلاش کرد که این مسئله را حل کند. روشن است که حضرت زینب باید نقش خود را به‌خوبی ایفا کند و امام حسین او را به همین منظور با خود آورده بود، وگرنه زینب شوهر داشت و در خانه‌‌ای جدا از خانه امام حسین زندگی می‌‌کرد و صاحب فرزند بود. جزو خانواده امام نبود. چرا امام حسین به بردن همسر و خواهران بدون شوهر خود بسنده نکرد و زینب را نیز به همراه آورد؟ زیرا این نقشِ ویژه در انتظار زینب بود و او باید این نقش را به‌خوبی و با اقتدار ایفا کند.
پس از آنکه امام مردها را آماده کرد، هریک از آنان به خ��مه خود رفتند و یکی شروع به آماده کردن اسلحه خود کرد، یکی به نماز ایستاد، یکی به نوشتن وصیت‌‌نامه مشغول شد... هر کسی به کاری پرداخت. امام حسین نیز به خیمه خود رفت تا زینب را برای این امر آماده کند. امام زین‌العابدین(ع) که بیمار بود، می‌‌گوید: من در خیمه خود سخت بیمار بودم و عمه‌‌ام زینب در این شب از من پرستاری می‌‌کرد. ناگهان شنیدم پدرم شروع به خواندن اشعاری کرد. در عرب وقتی قهرمانی یا مردی از دنیا ناامید می‌‌شد، خطاب به دنیا این اشعار را می‌‌خواند.