گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
212
و رنج کشیدن و متهم شدن و اسیر شدن و گرسنگی و تشنگی و انواع سختیهای دیگر وجود دارد.
ذکر گوشهای از رنجها و دردهای امام حسین(ع) و سـرور شهیدان و پسر دختر رسولخدا را شنیدید. چرا امام خود را به این رنج و مصیبت گرفتار کرد؟ میتوانست در خانه خود محترم و ارجمند بنشیند. میتوانست هرآنچه از لذت و بهرههای دنیا میخواست، برای خود فراهم کند. ولی از این کار خودداری کرد و همه قیام خود را تنها در دو جمله خلاصه کرد: «ألا تَرَونَ الحَقَّ لایُعمَلُ بِهِ وَ الباطِلَ لایُتَناهَی عَنهُ، لِیرغَبَ المُؤمِنُ فِی لِقاءِاللّهِ.» (آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل پرهیز نمیشود؟ جا دارد مؤمن دیدار خدا را آرزو کند.)
وقتی به حق عمل نمیشـود و باطل در بین مردم رواج دارد و مردم از آن رو نمیگردانند، جا دارد مؤمن آرزوی ملاقات خدا (مرگ) کند. نه اینکه خود را بکشد، بلکه از حق دفاع کند، هرچند به رنجهایی، مانند آنچه مردم ما امروز با آنها سر و کار دارند، مبتلا شود. هرچند به همان رنجهای مردم شیاح و کرک و حارةالغوارنه گرفتار شود. بر سر مردم ما در این مناطق بمبها و موشکهایی ریخته میشود که از اموال و مالیاتی که از خود آنان گرفتهاند، تهیه شده است. این اموال از درآمد ما و از زندگی ما گرفته شد تا به دستان جنایتکار سپرده شود و در شبهای سیاهی که کشور و شهروندان نیازمند امنیت بودند، این موشکها بر ضد ما و مردم بیگناه و بیدفاع غیرنظامی به کار گرفته شد.
این راه حسین(ع) است و وقتی ما عاشورا را گرامـی مـیداریم، میخواهیم به آنان، از بالادستان تا قصرنشینان و کسانی که در دفترهای خود نقشه میکشند و توطئه میکنند، بگوییم: میراث و تاریخ ما را مشاهده کنید. زندگی و تاریخ ما آماده تحمل چنین سختیها و دشواریهایی است. ما با این رنجها و عذابهایی که به ما میدهید، بیگانه نیستیم. اگر شما مردم بیپناه و غیرنظامی را میکُشید، اگر زنان را عذاب میدهید، اگر کسانی را که میربایید، شکنجه میکنید، اگر دست اسیران را، برخلاف همه آداب و قواعد انسانی، در جهان قطع میکنید، اگر مناطق غیرنظامی را بمباران میکنید، اینها برای میراث و تاریخ ما ناآشنا و بیگانه نیست. ما 1300 سال پیش نیز در اثر مصیبتی که بر سرور جوانان بهشت وارد شده است، چنین آزارهایی دیدهایم و بلکه دچار رنجهای شدیدتری هم شدهایم. ما از اینگونه مصیبتها رنج بردهایم و خواهیم برد و در راه خود ثابتقدم خواهیم ماند و تسلیم نخواهیم شد و زیر بار ظلم و طغیان نخواهیم رفت و از ایمان خود دست بر نخواهیم داشت. ما به وحدت لبنان و به انسان ایمان داریم؛ لبنانی که از حق دفاع کند و شهروندان آن از حقوق و تکالیف یکسان برخوردار باشند. ما هیچگونه تبعیض و سلطهگری را نمیپذیریم.
ما در این کشور، به ضرورت دفاع از وطن و جن��ب در برابر اسرائیل ایمان داریم و نمیپذیریم که بر ضد آن توطئه شود. ما در این کشور، ایمان داریم که مقاومت فلسطین حقی است مقدس و از این باور خود دست نمیکشیم، هرچند ما را شکنجه دهید یا نابود کنید. این سخن شما را که آنان سُنی هستند و ما شیعه هستیم، نمیپذیریم. شیعه یعنی کسانی که برای سنت و اسلام و مسائل جهان اسلام جان خود را فدا میکنند. امام حسین(ع) و امام صادق(ع) هیچگاه نگفتند: میخواهم از جماعت و پیروان خود دفاع کنم. آنان از امت و از مسلمانان و از حق، هر کجا که بود، دفاع کردهاند.
