گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 171

از آن به عنوان کود استفاده می‌شد، آنجا باقی می‌ماند. کود، یا شیمیایی است یا انسانی. زمین به مقدار معینی کود نیاز دارد، ولی نباید میزان کود زیاد باشد. در این محل‌ها مقدار زباله بسیار زیاد بود. در نتیجه زیاد بودن زباله و کود انسانی، نوعی گیاه در آنجا می‌رویید که بسیار سبزرنگ بود. این گیاه که در این‌گونه مکان‌ها رشد می‌کرد، رنگ بسیار سبزی داشت ولی سمّی بود، زیرا کودی که در زمین وجود داشت، بیش از حد لازم بود. وقتی حیوانات این علف را می‌خوردند، بیمار می‌شدند یا می‌مردند. این علف را که پیامبر(ص) «خضراء الدمن» می‌��امد، بسیار زیبا و خوش‌رنگ است، اما سمی است. پیامبر(ص) می‌فرماید منظور از «خضراء الدمن»، دختر زیبایی است که خاستگاه (خانواده) بدی دارد. بنابراین، زیبایی همه‌چیز نیست. باید شایستگی زن را در نظر گرفت. باید توجه کرد که او مادر فرزندانم و شریک زندگی‌ام خواهد بود؛ وقتی بیمار یا فقیر یا از کارافتاده می‌شوم. انسان همیشه نزد دیگران محبوب نیست. این‌طور نیست؟ امروز من محبوب هستم، ممکن است فردا نباشم. وقتی همه دنیا مرا از خود می‌راند، به کجا پناه ببرم؟ به خانه! اگر همسرم نیز مرا از خود براند، کجا بروم؟ وقتی انسان از دیگران بی‌نیاز است، به او احترام می‌گذارند. ولی اگر تهی‌دست شود، مردم دیگر به او احترام نمی‌گذارند. در نتیجه او به خانه خود پناه می‌برد. اگر در خانه نیز به او احترام نگذارند، چه می‌شود؟ و به همین ترتیب.
بنابراین، زن مایه آرامش انسان است و به تعبیر قرآن کریم، لباس انسان است « ﴿ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیسْکُنَ إِلَیهَا .»[272] در آیه دیگر آمده است: « ﴿ وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیهَا »[273]
بر این اساس، پسر باید هنگام ازدواج به پاک‌دامنی و امانت‌داری و هم‌شأنی و شایستگی زن بنگرد، نه فقط به زیبایی او. این یک نکته.
برعکس آن نیز نیز همین‌طور است. اگر پسری از دختری خواستگاری کرد، دختر حق ندارد بگوید: او تهی‌دست است. حق ندارد بگوید: او پسر فلانی است. پدرش فلان بوده است. حق ندارد. کمال انسان نه به ثروت اوست و نه به جایگاه اجتماعی او، بلکه کمال انسان به صداقت و اخلاق و منش و زندگی سعادتمند است. وقتی جوانی به خواستگاری می‌رود، اسلام می‌گوید: «دختر را به ازدواج او درآورید وگرنه در زمین فتنه به پا می‌شود.» مخالفت کردن بی‌دلیل با ازدواج جایز نیست.
سخت‌تر از بحث درباره خود همسران، بحث درباره مهریه است؛ مهریه‌ای که روز به روز زیادتر و سنگین‌تر می‌شود و این افزایش برخلاف سنت خدا و سنت رسول خداست. پیامبر فرموده است: «بدشُگونی زن در این است که مهریه‌اش زیاد باشد.» بالا بودن میزان مهریه برخلاف سنت است و به فرموده پیامبر: «هر کس از سنت من رو گرداند، از من نیست.»
وقتی امام علی(ع)، حضرت فاطمه(س) را خواستگاری کرد، پیامبر او را با مهریه‌ای که به قیمت زره امام بود، فاطمه را به ازدواج او درآورد. امام چیزی جز شمشیر و زره خود نداشت.
پیامبر شمشیر را برای او باقی گذاشت، چون برای جنگ‌ها نیاز بود، ولی امام به زره نیازی

[272]. «و از آن یک تن زنش را نیز، بیافرید تا به او آرامش یابد.» (اعراف، 189)
[273]. «و از نشانه‌های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید.» (روم، 21)