گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 161

آیه نازل شد: « ﴿ النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ .»[248] چرا سزاوارتر بودن پیامبر مطرح شد، درحالی‌که همه می‌دانند او پیامبری راست‌گو و امین است که «﴿وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی إِنْ هُوَ الا وَحْیٌ یُوحَی. »[249]
هنگامی که پیامبر دستورهای خداوند را ابلاغ کرد، در حقیقت به نام خداوند سخن می‌گفت. اطاعت از او اطاعت از خداوند است و سرپیچی از او سرپیچی از خداست. چه چیزی باعث شد که به پیامبر نقش دیگری غیر از نقش رسالت بدهند؛ همان نقشی که آن را «ولایت» می‌نامیم؟ نقش ولایت، نقش اجرای برنامه است.
باید این اسلام زلال و این انسانیت آسمانی با دستانـی پـاک بـه اجرا درآید؛ با دستان کسی که در برابر غیرخدا سجده نمی‌کند، جز به فرمان خدا [شمشیر] نمی‌زند و دوست داشتن و دشمنی ورزیدن او جز برای خدا نیست و چنین فردی محمد بن عبدالله است. پس از آنکه این آیه نازل شد، پیامبر در این روز، روز غدیر، خطاب به مردم گفت: «آیا من به شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟ مسلمانان گفتند: آری ای رسول خدا. پس فرمود: «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه» (هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست.) این سخن پیامبر برای آن بود که اجرای این آموزه‌ها و این برنامه‌ها را به انسانی بسپارد که چیزی مالک او نیست، بلکه او مالک همه‌چیز است؛ چیزی بر او حکم‌فرما نیست بلکه او بر همه‌چیز حکم‌فرماست؛ انسانی که به دنیا بگوید: «غرّی غیری... فقد طلقتک ثلاثاً.»[250] (دیگری را بفریب... تو را سه طلاق گفته‌ام.) انسانی که همه هستی در اختیار اوست ولی او چیزی برای خود برنمی‌گیرد و به دیگران عطا و بخشش می‌کند: انسان غریب و تنهایی که به دیگران عطا و بخشش می‌کند و برای خود برنمی‌دارد، جانب‌داری نمی‌کند، تأثیر نمی‌پذیرد، بلکه تأثیر می‌گذارد و احکام را اجرا می‌کند. این، معنای ولایت است. این، معنای مناسبت امروز است.
اما مفهوم معاصر این مناسبت تاریخی: ما این مناسبت را به این سبب زنده نگه می‌داریم که بدانیم هر مصلحت یا قانون یا برنامه یا اندیشه یا هدف، اگر به دست مجریانی پاک به اجرا درنیاید، جوهری بر روی کاغذ و آرزو��ی در دل پایه‌گذاران و اندیشه‌ای در ذهن فیلسوفان و مصلحان باقی خواهد ماند. اصلاح چه زمانی انجام می‌گیرد؟ زمانی که اندیشه‌های شایسته و هدف‌های مقدس و کارگزاران شایسته در کنار هم قرار گیرند؛ کارگزارانی که جز به فرمان خدا [شمشیر] نمی‌زنند و جز به فرمان خدا یا فرمان کسی که از سوی خداوند است یا جز در راستای حق و مصلحت عمومی عطا و بخشش نمی‌کنند. ولی اگر بهترین قانون‌ها و بخش‌نامه‌ها و کارآمدترین برنامه‌ها و راهکارها را به کسانی بسپارند که شهوت‌پرست و خودبین هستند و جز خود را نمی‌بینند و کسی دیگر، جز الله، یعنی هوا و هوس خود را به خدایی گرفته‌اند، آن را تباه می‌کنند و به انحراف می‌کشانند و از اثرگذاری می‌اندازند. مشکل ما نداشتن اندیشه و برنامه یا نداشتن اندیشمند و برنامه‌ریز نیست. مشکل ما نداشتن انسان‌های پاک، دستان پاک و اندیشه‌های پاک است.
بگذریم از ناتوانی خود در برابر استعمار و صهیونیسم. بیایید به مسائل کوچکمان بپردازیم:

[248]. «پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است.» (احزاب، 6)
[249]. «و سخن از روی هوا نمی‌گوید. نیست این سخن جز آنچه بدو وحی می‌شود.» (نجم، 3ـ4)
[250]. شریف الرضی، محمد بن حسین، پیشین، ص 480 - 481، حکمت 77.