انسانیت پارساپیشه
منبع: نوار صوتی موجود در آرشیو مرکز مطالعات و تحقیقات امام موسی صدر، مربوط به تاریخ 15/2/1971
متن این سخنرانی در کتاب انسان آسمان درج شده است.
( بسمالله الرحمن الرحیم ) ، ﴿ الحمدلله رب العالمین ﴾ . والصلوة والسلام علی خیر خلقه وخاتم رسله محمد وعلی انبیاء الله المرسلین. وسلامالله علی آل بیته وصحبه الطاهرین.
رسول خدا(ص) - که از سر هوا و هوس سخن نمیگوید - درباره صاحب امروز، امیر مؤمنان، علی بن ابیطالب(ع) فرموده است: «پارساترین شما علی است.» خود امام علی(ع) پارسایی را اینگونه تفسیر کرده است: «پارسایی آن نیست که تو مالک چیزی نباشی، آن است که چیزی مالک تو نباشد.» دنیا و هرآنچه در آن است، از مال و مقام و منافع فردی و جلوههای فریبنده دنیا، همگی نعمتهای الهی هستند، ولی در عین حال ابزار آزمایش انسان نیز هستند. اگر دنیا مملوک انسان و زیر سلطه او باشد، انسان هرگونه که بخواهد و هرگونه که عقلش در راه خدمترسانی فرمان دهد، آن را به کار میگیرد که در این صورت دنیا بهترین ابزار است. ولی اگر دنیا مالک انسان و بر او چیره شود و انسان مملوک و بنده دنیا باشد، اینجاست که مصیبتی بزرگ رخ میدهد.
علی بن ابیطالب(ع) خط زهد و پارسایی را ترسیم کرده و پیامبر راستگو و امین نیز به پارسا بودن او گواهی داده است. علی(ع) در عمل، مالک دنیا بود و دنیا نتوانست مالک او شود. هنگامی که بر کرسی خلافت نشست، همان چیزی را گفت که هنگام شهادتش فرمود. گویا منبر و کرسیِ خلافت و واپسین فرصت او در این دنیا برای سخن گفتن، در برابر او یکسان بودند. او از آخرین لحظه عمرش بهره میگیرد تا مردم را با سخن حق پند دهد. همچنانکه از کرسی خلافت استفاده کرد تا حقی را برپا دارد یا باطلی را از بین ببرد و از منبر نیز برای اندرز دادن به امت بهره جست. او مالک دنیا بود، ولی دنیا نتوانست او را بفریبد. پس چه چیزی مالک علی(ع) بود؟ چه چیزی قلب علی(ع) را تسخیر کرد؟ چه چیزی راهبر و راه��مای او بود؟
قرآن کریم در پاسخ میگوید: « ﴿ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ ﴾ »[244] منظور، قلب انسان در اصطلاح ادبی است نه اصطلاح پزشکی. قلب انسان خاستگاه حرکت انسان است. اگر در پسِ قلب مؤمن، خدا و خشنودی خدا قرار داشته باشد، بدان معناست که عامل جهتدهنده به همه حرکتهای انسان در زندگی، خدا و خشنودی اوست. تنها خدا مالک علی(ع) و قلب او بود و به او در همه مراحل زندگیاش جهت میداد. علی(ع) تنها در برابر خدا سر به سجده میگذاشت و رکوع میکرد و نه در برابر هیچ کس دیگری. او نه بنده خود بود، نه بنده هوا و هوس و نه بنده خویشان و نزدیکان و منافع خود. او دنیا را سه بار طلاق داده بود. وقتی در جنگ احزاب توانست پهلوانِ عامری را شکست دهد و آن پهلوانِ زمینخورده به او اهانت کرد، از روی سینه او برخاست و از کشتن او خودداری کرد و با این کارِ خود نشان داد که او دستانش را تنها به فرمان خداوند، و نه خشم و شهوت، حرکت میدهد و شمشیر میکشد.
وقتی برادرش عقیل از او خواست بیشتر از
[244]. «و بدانید که خدا میان آدمی و قلبش حایل است.» (انفال، 24)
