بنابراین، حتی هنگامی هم که خشم او در راه حق بود، خشم خود را فرو میخورد؛ چراکه او قاتل نیست، بلکه تنها فرمان خدا را اجرا میکند. از این رو، وقتی کودکی یا زنی تنگدست میدید و در مقام فروتنی در پیشگاه خداوند قرار میگرفت، بر خود میلرزید و همچون بیمار به خود میپیچید و با اندوه میگریست و ترس وجودش را فرامیگرفت.
وقتی از جنگ صفین بازگشت، در کوچه به زنی برخورد که مشکی بر دوش داشت و میگفت: «خدا میان من و ابوالحسن داوری کند.» مشک را از او گرفت و همراه او به خانهاش برد و فهمید که شوهرش در جنگ کشته شده و هنوز سهمی از بیتالمال به او داده نشده است. پس امام به خدمت او برخاست و از او پرسید چه نیازی دارد. او که امام را نمیشناخت، از ایشان خواست تنور را روشن کند. امام، پس از بازی با کودکان او، تنور را برافروخت. یکی از راویان می��گوید وارد خانه شدم، امام را دیدم که صورت خود را مقابل آتش گرفته است و میگوید بچش ای ابوالحسن، این جزای کسی است که حقوق یتیمان را ضایع کند.[160] مسئولیت فراگیر و همهجانبه امام و اهتمامی که نسبت به امت داشت، جای تأمل دارد. نمیتوان امام را در یک یا دو جلسه یا یک کتاب و دو کتاب توصیف کرد و خدا را شکر، همه شما این مطلب را میدانید.
آنچه امروز برای ما مهم است، این سخن امام است:
«لاتَستَوحِشوا فی طَریقِ الهُدی لِقِلَّةِ أهلِهِ.»[161] (در پیمودن راه هدایت، از اندک بودن همراهان نهراسید.) امام ثابت کرد که فریفته نمیشود و در برابر سختیها و تهدیدها و یورشها و تبلیغات مسموم و گمراهکننده، عقبنشینی نمیکند و به اصول و مبادی خود پایبند است و در راه آنها از پا نمینشیند.
شنیدهاید که در روایاتی آمده است: پس از رسول خدا مردم از دین خود برگشتند، به جز سه یا چهار نفر. این روایات بسیار است. تاریخ نشان میدهد که امام پس از رحلت پیامبر، به رغم وصیت مشهور پیامبر، مورد ستم قرار گرفت. وصیت پیامبر روشن و آشکار بود و معاویه در نامه خود به محمد بن ابیبکر، که در شرح ابن ابیالحدید نقل شده است، آورده است: «در زمان رسول خدا، علی در چشم ما همچون ستارهای بود.» در نظر اصحاب پیامبر، علی به ستارهای میمانست. علی همردیف و همسطح آنان نبود. اما به او ستم کردند و به زور از او بیعت گرفتند و وارد خانهاش شدند و درِ خانهاش را سوزاندند و همسرش را آزردند. با همه این آزارها و آشوبگریها، علی در خدمت به اسلام هرگز سستی نکرد.
تنها یکی از این موارد را نقل میکنم تا میزان پایداری و ایستادگی امام را در خدمت به حق درک کنید. این نمونهها برای وضع کنونی ما نیز سودمند است، همانگونه که در گذشته نیز سودمند بوده؛ یعنی در برابر اغواگری و تحریک دشمن که جوانان ما با آن روبهرو شدهاند.
روزی فاطمه، دختر رسول خدا، امانت پیامبر، سرور زنان عالم و مادر فرزندان امام، نزد خلیفه ابوبکر رفت و برای او دلیل و برهان آورد و سند بازگرداندن فدک را از او گرفت. فدک باغ کوچکی بود که سهم فاطمه بود و پیامبر آن را در ضمن بخششهای عمومی به فاطمه هدیه داده بود. در راه بازگشت، فاطمه به خلیفه عمر بن خطاب
[160]. ر.ک: ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب علیهم السلام، چاپ اول: قم، نشر علامه، 1379 قمری، ج 2، ص 115.
[161]. شریف الرضی، محمدبنحسین، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول: قم، هجرت، 1414ق، ص 319، خطبه 201
