سخنانش، با تعالیمش، با سیره و افکارش، هر ساله با فرارسیدن روز ولادتش جلوهگر میشود. ولی ما در برابر آن چه کار میکنیم؟ وقتی در عمل با امام رابطهای نداریم، پس در واقع هیچ ارتباطی میان ما و او نیست. هیچ حسب و نسبی به درد نمیخورد. آنچه مهم است، عمل و تقوا و کار و تلاش است. آنچه در این ایام باید بدان توجه داشته باشیم، این است که تمام سعی خود را در بهرهبرداری از این روزها برای زندگی و کرامت خودمان، یا دستکم به احترام امیر مؤمنان، به کار بگیریم، زیرا وضعیت ما موجب خشنودی حضرت نیست.
شخصیت امیر مؤمنان(ع) بسیار والا و عظیم است. او پدر و مولای ماست و با تمام وجود دوستش داریم. شکی نیست و خدا هم شاهد است که هریک از ما، اگر به خود رجوع کند، خواهد دید که آماده فدا شدن برای حضرت است. اینطور نیست؟ آیا همه این آمادگی را در خود نمیبینید؟ بسیار خوب، فدا شدن برای علی بن ابیطالب(ع) یعنی چه؟ او با جسم خود در میان ما حاضر نیست، ولی عزیزتر از او در میان ما حاضر است. دینش، دین پیامبر(ص)؛ تعالیم او و راه و روش و نماز و روزه او حاضر است. بنابراین، ما همه آماده فداکاری در راه او هستیم و انتساب به حضرتش را برای خود افتخار میدانیم. پس چرا به او توجه نمیکنیم؟ چرا با کارهایمان آب در آسیاب دشمنش میریزیم؟ درست است یا خیر؟ چه کسانی ��شمن او هستند؟ کسانی که مخالف هدف و رسالت و سیره و خط فکری او هستند؛ منافقان، بتپرستان، فاسقان، فاجران، دشمنان اسلام، همگی دشمنان علی هستند.
آیا گمان میکنید که حضرت به خاطر خودش دشمنان را میکشت؟ عمرو بن عبدود به امام ناسزا گفت و آب دهان در صورت او انداخت، ولی امام در آن لحظه از کشتن او صرفنظر کرد و بلند شد تا عصبانیتش فروکش کند. سپس آمد و به خاطر خدا او را کشت. اگر دشمنان را میکشت، به این سبب بود که دست او دست خدا و چشم او چشم خدا بود. علی بن ابیطالب(ع) از ما انتظار ندارد که به دشمنانش ناسزا بگوییم. او دشمن شخصی ندارد و چیزی برای خود نمیخواهد. خود حضرت میفرماید: از دنیای شما به دو پیراهن کهنه و از خوردنیهای آن به دو قرص نان بسنده میکنم.[128] «طِمر» یعنی لباس کهنه و فرسوده. این بود لباس و دارایی امام. یعنی او دنبال مال و منال دنیا نبود. همچنین میفرماید: «دنیا در نظر من از آب بینی بزغالهای پستتر است.»[129] و میگوید: ای دنیا، «غُرّی غَیری»[130] (غیر مرا فریب ده.) آیا اینگونه نگفته است؟ پس هدف امام از این همه کار و مجاهدت شبانهروزی و تحمل سختیها و اذیتها چه بود؟ آیا برای رسیدن به دنیا بود؟ خیر، هدف او تقویت دین اسلام بود، همانطور که میفرماید: حتی اگر مرا بر شانهها حمل کنند، هرگز شما (پیامبر) را تنها نمیگذارم.
اهداف این مرد بزرگ هنوز هم برجاست. ماییم که اسلام را تضعیف کردهایم و از ارزش آن کاستهایم، نماز را ترک کردهایم و به واجبات عمل نمیکنیم و در موج فراگیر فسق و فجور مشارکت میکنیم و سلاح به دست دشمنان حضرت میدهیم تا او را از
[128]. شریف الرضی، محمدبنحسین، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول: قم، هجرت، 1414ق، ص 417، نامه 45: «ألا وَإنَّ إمامَکُم قَد ارتَضی مِن دُنیاهُ بِطِمرَیهِ وَمِن طُعمِهِ بِقُرصَیهِ.» (بدانید که امامتان از دنیایش به دو پیراهن فرسوده و در غذایش به دو قرص نان اکتفا کرده است.)
[129]. «وَلَأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَة عَنْز» پیشین، ص 50، خطبه 3.
[130]. پیشین، ص 480، حکمت 77.
