که ما میکنیم، این است که امام را باعظمت جلوه میدهیم، سپس او را مانند کالاهای لوکس و دکوری به نمایش میگذاریم و به وجودش افتخار میکنیم، اما ما چه میکنیم؟ وقتی میگوییم علی امام من است، امام یعنی چه؟ امام جماعت چه کسی است؟ کسی است که وقتی تکبیر میگوید، باید تکبیر بگوییم؛ وقتی به رکوع میرود، باید به رکوع برویم؛ وقتی به سجده میرود، باید به سجده برویم. این یعنی امام، یعنی کسی که باید از او تبعیت کنیم. اینگونه نیست؟
امیر مؤمنان(ع) از این ر��ه میرود و ما از راه دیگر، آنگاه او را امام خود میخوانیم. این دروغ و افترایی بیش نیست. امام در لغت یعنی تراز جیوهای، یعنی ابزاری که راستی و کجی دیوار را نشان میدهد. امیر مؤمنان هم طبق تفسیر قرآن « ﴿ القِسطاس المُستَقیم ﴾ »[127] است، یعنی وسیله سنجش راستی و انحراف ماست. «قسطاس» یعنی چه؟ وقتی میخواهیم شکر و برنج را وزن کنیم، با ترازو وزن میکنیم؛ وقتی میخواهیم دمای هوا را اندازه بگیریم، با دماسنج اندازه میگیریم؛ اما وقتی میخواهیم انسانی را بسنجیم، او را با امیر مؤمنان میسنجیم [این یعنی القسطاس المستقیم.] ما شیعه و پیرو علی بن ابیطالبیم و مردم اعمال ما را به حساب او میگذارند. اگر کسی وارد لبنان شود و بخواهد علی بن ابیطالب(ع) را از طریق پیروان او، نه از راه مطالعه کتب، بشناسد، به ما نگاه میکند. شما را به خدا، آیا وضعیت ما امام را آنگونه که هست به مردم معرفی میکند؟
برادران، ما در لبنان که نمایشگاه مذاهب و ادیان گوناگون است، نماینده علی بن ابیطالب(ع) هستیم و مردم اعمال ما را به حساب حضرت میگذارند، حال اگر اعمال و کردار ما مناسب پیروان آن حضرت نباشد، وجودمان نهتنها موجب بزرگداشت آن حضرت نخواهد بود، بلکه برعکس، موجب بدنامی او خواهد شد. امام یعنی الگو و اسوه. آیا زندگی ما به زندگی امام علی(ع) شباهتی دارد؟ هر سال روز ولادت امیر مؤمنان(ع) میآید و ما با نگاهی نو و سرشار از امید، چهره درخشان او را مینگریم، درحالیکه هزاران مشکل در زندگی خود داریم. اگر حضرت امروز در میان ما بود، (البته شکی نیست که حضرت، با روح و رسالت و دعوت و جهاد و تعالیم و دستورهایش، در میان ما حضور دارد.) آیا از وضع اجتماعی ما رضایت داشت؟ آیا این وضعیتی که ما در برابر اسرائیل داریم و این ذلتی که از خود نشان میدهیم، مورد رضایت او بود؟
اگر او در میـان ما بـود، رضایت میداد که ایـن همه انـرژی و تلاش و قدرت را به ضرر منافع خود به کار بگیریم یا بر ضد برادران و همسایههایمان استفاده کنیم؟ آیا راضی بود که به همسران خود ظلم کنیم یا اینکه در تربیت فرزندانمان کوتاهی کنیم؟ هرگز! او کسی است که تازیانه به دست میگرفت و داخل بازار میشد و فریاد میزد: «اول فقه، سپس تجارت.» سپس در میان بازار میگشت و اگر مظلومی را پیدا میکرد [حق او را از ظالم میگرفت.] میگفت: «ضعیف نزد من قوی است تا اینکه حق او را بازپس گیرم و قوی نزد من ضعیف است تا اینکه حق را از او بازستانم.» او اینگونه در میان مردم حکومت و داوری میکرد.
علی بن ابیطالب(ع) در میان ما حضور دارد. او تنها جسم نبود که بگوییم مرده، بلکه حقیقت او با
[127]. «﴿وَزِنوا بِالقِسطاسِ المُستَقیمِ﴾؛ و با ترازوی درست وزن کنید.» (شعرا، 182)
