گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
85
دیگر نیست. به هرگونه انتقالی هجرت میگویند: اینکه انسان از مکان، از صفت، از حالت، از اراده و از نگرش خود منتقل شود. انسان محدود به زمان و مکان است. انسان موجودی زمانمند و مکانمند است. طبیعی است که هر فردی محدود به زمان یا مکانی باشد.
ولی در عین حال، انسان را شرایط دیگری نیز در برگرفته است. انسان عادتها و فرهنگهایی دارد. بینش و باورهایی دارد، رفتاری معین دارد، چیزهایی را قبول دارد و چیزهایی را قبول ندارد، چیزهایی را دوست دارد و از چیزهایی بیزار است. انسان در فضایی زندگی میکند که از چندین عنصر تشکیل یافته است و ازجمله آنها زمان و مکان است و عناصر دیگری نیز از هر سو او را در بر گرفتهاند. اگر انسان از زمان یا مکان خود منتقل شود�� هجرت کرده است. اگر انسان از همه آنچه او را در بر گرفتهاند، از عادتها، نگرشها، باورها، محبتها، بیزاریها، ایمان و کفر، اگر از اینها نیز منتقل شود، هجرت کرده است. اگر از اموری که او را در بر گرفته است، خود را رها کند و به اموری دیگر برسد نیز هجرت کرده است.
اسلام، انتقال یافتن انسان از حالتی به حالت دیگر است. اسلام انتقال یافتن انسان از خودپرستی به خداپرستی است. اسلام انتقال یافتن انسان از کرنش و فروتنی در برابر بتهای سنگی یا زرین که خودش تراشیده، به پرستش خدایی است که آفریدگار است.
بنابراین، انتقال یافتن انسان از پرستش ستمگران به پرستش خدای یگانه و یکتا و مهربان و دادگر و شکستناپذیر، هجرت است. انسان وقتی از آن حالت به این حالت منتقل میشود، هجرت کرده است. اسلام یعنی انتقال یافتن انسان از جامعه ربوی (رباخوار) که از تهیدستان بهرهکشی میکرد و حاصل دسترنج زندگی آنان را میربود و آنان را به بردگی میکشید. فرد ربادهنده پس از آنکه دارایی و خانه و همسر و فرزندان فرد بدهکار را از او میگرفت، در پایان خود او را نیز به بردگی میگرفت. در آن روزگار جامعه ربوی به شکلی ساده و طبیعی شکل گرفته بود، ولی در عصر ما این حالت به شکلی پلید و ریشهدار وجود دارد. امروزه ربا به معاملات بانکها و بدهی دولتها و کشورها تبدیل شده؛ ب��رهکشی به پیمان و توافقنامه تبدیل شده؛ شرکتها به همدستی میان واردکنندگان و محتکران و دولتها تبدیل شده؛ رباخواری و بهرهکشی و تجاوز به حقوق مردم به گرانیهای سرسامآور و تماشاچی بودن مسئولان در قبال آن تبدیل شده، بهگونهای که نزدیک است کمر شهروندان زیر فشار این عده و در اثر گرانی سنگین، خم شود.
اینها خدایان زمین، بیدادگران زمین، ستمگران زمین، زورگویان زمین، انحصارطلبان زمین، غاصبان زمین و دورویان دجال صفتی هستند که وجود چنین وضعیتی را توجیه و تأیید میکنند و مردم را به صبر و سکوت فرمان میدهند. اینها خدایان زمین هستند. اسلام میگوید: «هیچ خدایی جز الله نیست.» از اینها دوری کن، آنها را رد کن، سر خود را در برابر اینان بالا بگیر، آنها را طرد و رسوا کن، تسلیم فرمان آنها نشو، سرت را به سوی آسمان بلند کن و خدای یکتا و یگانه را پرستش کن که طمعی در تو ندارد و جز کمال و صلاح و نجات و تعالی تو را نمیخواهد. هجرت کردن از این حالت به آن حالت نیز هجرت است. همچنانکه انتقال از حالت ایستایی و خودداری و فرمانپذیری و تردید در برابر هرچیز و نگرانی داشتن از هرچیز و توقف در برابر
