مکان و تاریخ : بیروت - مجلس اعلای شیعیان در حازمیه
منبع : مجله مگزین، 5/7/1977؛ نوار صوتی آرشیو جنبش أمل
ترجمه از متن فرانسه است، ولی از نوار صوتی برای اضافه کردن مطالبی که خبرنگار حذف کرده، استفاده شده است.
متن
به قلم مها عریضه
عصر جمعه است و گرداگرد امام موسی صدر آکنده از مردم است. هر روز جمعه همینطور است، زیرا امام در این روز شاکیان را میپذیرد.
ولی رهبر شیعیان فردی دقیق و خوشقول است و نگذاشت بیش از سه دقیقه منتظر بمانم. پس از گذشت سه دقیقه از زمانی که وعده کرده بودیم، آمد، در حالی که عبای سرمهای رنگش به او شکوه و جلال میداد و موهایی که از زیر عمامه مشکیاش بیرون زده بود، دلربایی میکرد. مرا به دفتر خودش برد و برای لحظاتی از دید من پنهان شد، وقتی برگشت عطری مرکب از بوی گیاهی هندی و بوی نعنا از او به مشام میرسید و اینک او آماده گفتوگو بود.
ترجمه به عربی : دکتر احمد زین الدین
جناب امام! چرا این روزها دیگر صدای شما را نمیشنویم؟
سکوت من دو علت دارد : اوّل اینکه ما مرحلهای بسیار حساس و با اهمیت را پشت سر میگذاریم که مستلزم کار و تلاش پیگیر و پرهیز از اشتباه و نادیده گرفتن تحریکها و تنشهاست. همه میدانیم که بحران لبنان، اسباب سیاسی دارد و ناشی از توطئه است. کوشش در بیتوجهی به علل و اسباب سیاسی به شکست میانجامد و از این رو، شخصاً ترجیح میدهم در سکوت کار کنم. دوست دارم شما را به این نکته توجه دهم که من به همان اندازه که قبلاً فعالیت میکردم، فعالیت میکنم، اگر نگویم فعالیتم بیشتر شده است؛ ولی از اینکه نتایج فعالیتهایم را به اطلاع افکارِعمومی برسانم، پرهیز میکنم.
سبب دوم این است که من احساس میکنم نسبت به من موضعی غیردوستانه وجود دارد. فکر میکنم این موضعگیری، همزمان با بحران لبنان شروع شد و همسو با حملات مغرضانهای است که بر ضد همه مخلصانی که در راه لبنانی یکپارچه مبارزه میکنند، صورت گرفته است. توطئه در پی ضربه زدن به لبنان و تجزیه آن و متلاشی کردن همزیستی در آن بود. از نظر توطئهکنندگان، از بین بردن نمادهای این همزیستی ضروری بود و من یکی از این نمادها به شمار میآیم. در اینجا باید یادآوری کنم که من نخستین روحانی و تنها روحانی مسلمانی بودم که در کلیسای کبوشیین خطبه موعظه روزه خواندم. این مسئله مربوط به قبل از حوادث لبنان بود. من در آن زمان اشتباه بزرگی مرتکب شدم و خود را آماج خشم مصالح لبنانی-اسلامی-عربی- بینالمللی ساختم! کلیسایی که من در آن سخنرانی کردم، ویران شد و مورد بیاحترامی قرار گرفت. ولی باید بگویم و امیدوارم که این گفته من موجب
