ثبات را به بیشتر نقاط لبنان بازگرداند، ولی هنوز ناآرامیهای امنیتی در جبل عامل و خطرهایی که آن را در بر گرفته است، مایه نگرانی عمیق و اندوه شدید است.
از ابتدای حوادث میدانستیم که این جنگ جز با پیروزی دشمن همگان، اسرائیل و استعمار که آتش این فتنه را بر ضد لبنان و همه اعراب و بر ضد مقاومت فلسطین و بلکه بر ضد اصل و حقیقت اسلام و مسیحیت برافروختند، به پایان نمیآید.
ما به موضع رهبران ادیان و مذاهب در لبنان، مجلس اعلای شیعیان، دارالفتوای اسلامی، شیخ عقل دروزیان و پاتریارک مسیحی، و به تلاش همه مخلصان با چشم احترام و تقدیر مینگریستیم، چون همه این رهبران نهایت تلاش خود را در راه برقراری صلح به کار بستند و با اخلاص فراوان در مسیر حق و عدالت و مهرورزی گام برداشتند.
بیاعتنایی نیروهای درگیر از همه طرفها و نیز سران سیاسی نسبت به رهنمودهای این رهبران دینی و دعوت آنان به صلح و تفاهم و برخورد شایسته، ما را شگفت زده کرد.
چرا برادرانی که قرنهای طولانی در یک وطن با خوشیها و ناخوشیها در کنار یکدیگر زندگی کردهاند و به خدا و روز بازپسین ایمان داشتهاند، با یکدیگر میجنگند؟ از چه رو میهن خود را قربانی میکنند و کرامت خود را در معرض خطر قرار میدهند و آبروی خود را در برابر جهانیان میبرند و کل منطقه را با فتنهای شیطانی و هراسانگیز در معرض تهدید قرار میدهند؟! سبحان الله! مگر نه اینکه برخی از طرفهای درگیر، از پیروان عیسی (سلام الله علیه)، هستند که منادی صلح و مهربانی بود؟! مگر نه اینکه آنان پیروان آیین نصرانیت هستند که قرآن کریم آنان را نزدیکترین مردم در محبتورزی به مسلمانان خوانده است؟!
مگر نه اینکه برخی از طرفهای درگیر، مسلمان هستند که رسول خدا(ص) در توصیف آنان فرموده است مردم از دست و زبان آنها در امان هستند؟! کسانی که شگفتترین نمونههای گذشت و بخشندگی را پدید آوردند و تمدنی را پایهگذاری کردند که ستونهای آن اخلاقِ مبتنی بر هدایت قرآن کریم است.
مگر نه اینکه برخی طرفهای درگیر، فلسطینیان هستند که مسئله بزرگ و مقدس و دغدغه شریف و عظیم آنان اقتضا میکند که آنان خود را وقف آزادسازی سرزمین مقدس فلسطین و قدس شریف و جنگ با دشمن خدا و دشمن همه ما، صهیونیسم اشغالگر و ستمگر کنند؟!
ما سخت احساس درد میکردیم که میدیدیم همه لبنانیان و همه فلسطینیان و در ورای آن همه اعراب و مسلمانان در معرض خطرهایی بزرگ هستند؛ خطرهایی که آنان را احاطه کرده و به فجایع بزرگی تهدید میکند که درد و رنج آن بینهایت است.
در این میان، موج اتهامزنیها و حملات ستمگرانه تبلیغاتی که «خداوند هیچ دلیلی بر حقانیت آنها نفرستاده است»، به اندوه ما می افزود. سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، اگر میدانستم حضور من در میان شما فایدهای حتمی دارد و دردها و محنتها را متوقف میکند، با وجود پیری و ناتوانی و مسئولیتهای بزرگی که بر دوش دارم، نزد شما می آمدم.
چگونه اندوهگین و دردمند نباشم، در حالی که جنگی که در کشور شما به راه افتاده است، اخلاق و فضایل انسانی را، که زیربنای جوامع و عامل
