گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 8
صفحه: 203

در اینجا پیش از آنکه به تحلیل اوضاع بپردازم، درمورد مرحله قبل توضیح بیشتری می‏دهم :

... این مرحله یعنی مرحله جنگ و جهاد و تلاش در راه حق، نه در راه فراهم کردن شغل یا منصبی برای شما یا دیگران و نه در راه رسیدن به پست و مقامی در شهرداری یا نمایندگی یا وزارت... اگر شما یا دیگران به دنبال آن هستید که به واسطه من به چنین چیزهایی برسید، در اشتباه هستید. من این‌‌گونه نیستم و آمادگی چنین کارهایی را ندارم.

شکی نیست که وظیفه ما مبارزه با محرومیت است. نمی‌پذیریم که هیچ‌کس به سبب آنکه شیعه است، محروم شود. دسته‌بندی فرقه‌ای مردود است. تبعیض فرقه‌ای، ستمگری فرقه‌ای، شکاف فرقه‌ای مردود است. اگر رابطه بزرگان و افراد دارای منافع و مصالح با من برای منافع و مصالحشان بوده است، اجازه دهید به آنان بگویم اشتباه کرده‌اید، موسی صدر چنین قصدی ندارد.

اگر احزاب به دنبال آن هستند که موسی صدر اهدافشان را برآورده کند، آنان یا اکثر آنان فئودالیسمی جدید را به وجود می‌آورند. شخصیت‌های جدید خواستار پست و مقام و تریبون و تبلیغات و نمایندگی و وزارت هستند؛ می‌خواهند مردم مدح و ستایش آنان را بگویند و افزون بر آن ثروت نیز می‌خواهند؛ میلیون میلیون.

ما با فئودالیسم قدیم مخالفیم، همچنان‌که با فئودالیسم جدید نیز مخالفیم و از این روست که با احزاب اختلاف پیدا کردیم و از دست شورای سیاسی و جنبش ترقی‌خواه و تبلیغات صنایع و تلویزیون صنایع چیزهایی کشیدیم که کوه‌ها نیز تحمل آن را ندارند. به آنان بگویید شما بیش از آنچه تاکنون بر ضد سید موسی انجام دادید که نمی‌توانید کاری کنید! شما هرچه در توان داشتید، انجام دادید. بنابراین، رابطه ما با آن‌ها بر پایه اشتباه استوار بود. پس سید موسی به سوی چپ، یعنی به سوی تغییر، حرکت می‌کند. ولی ما به ارزش‌ها پایبندیم. ما در حق هیچ بی‌گناهی مرتکب جنایت نمی‌شویم. در روزهای بحران، روزی که مسلمانان را هنگام فرار و مهاجرت از نبعه در نزدیک ایست بازرسی عدلیه قتل عام کردند، دوستان گفتند اجازه بده انتقام بگیریم. به آنان گفتم به خدا سوگند اگر پسرم را هم بکشند من از بی‌گناه انتقام نخواهم گرفت.

راه ما راه حق است؛ راه ایستادگی در جنوب در مقابل تعامل با اسرائیل، در مقابل طمع‌ورزی‌های اسرائیل و طمع‌‌ورزی‌های سیاستمدارانی که با برگه اسرائیل بازی می‌کنند. ما همه وجود خود را در این راه، راه حق، می‌گذاریم، نه فقط در جنوب، بلکه در بقاع و بیروت و هر سرزمینی که حق در آن باشد ما نیز آنجاییم.

جوانان ما که شهید شدند و دیگرانی که هنوز به شهادت نرسیده‌اند و شاید من نیز از آنان باشم... زیرا ده‌ها گزارش امنیتی هست که دوازده مورد آن می‌گوید من پس از آقای کمال جنبلاط نخستین کسی هستم که ترور خواهم شد. من نیز در خطرم. ولی مهم نیست. مگر نه اینکه ما بر حقیم، همان‌گونه که فرزند حسین از امام حسین(ع) پرسید. امام(ع) به او پاسخ داد : آری. او گفت : پس باکی از مرگ نداریم.

این راه ماست. این شرف ماست. این همان چیزی است که به دنبال آن بودیم. در این منطقه ما و فرزندانمان به سبب انتقام‌جویی و مقابله با ربودن دختران و بر سر آب و مسائل باطل و اختلافات خانوادگی و مسائلی که ربطی به حق و حقیقت ندارند، کشته شدیم. اکنون افتخار ما این است که در راه