گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 8
صفحه: 201

و خیام و کفرکلا و عدیسه را اشغال کردند و الان در صدد اشغال دیگر روستاها هستند. این روستاها اشغال می‏شوند.

چه پیش آمد؟ خواهش می‏کنم دقت کنید. مسئله مسئله مرگ و شهادت است؛ مسئله اقدام و سیاست است؛ مسئله وطن است؛ مسئله توجه و هوشیاری است. باید آنچه را در جنوب می‏گذرد، بدانیم، چون رسانه‏ها اجازه نمی‏دهند ما سخن بگوییم. این مایه تأسف است ولی امری روشن است. بیانیه‏های ما در روزنامه‏ها منتشر نمی‏شود. آگاه باشید : وقتی نیروهای راست‏گرا، مرجعیون را اشغال می‏کنند، چه اتفاقی برای مرجعیون می‏افتد؟ مرجعیون از لبنان جدا می‏شود، یعنی دیگر قادر نیست با نبطیه و صور داد و ستد کند و زیر فشار نیاز و ترس و تهدید ناچار می‏شود با اسرائیل داد و ستد کند. در بازار مرجعیون پول اسرائیلی رایج شده بود.

بنابراین، تسلط این نیروها مردم را ناگزیر به ارتباط و تعامل با اسرائیل می‏کند؛ خیر، ما تعامل با صهیونیسم را نمی‌پذیریم، نه، هرگز، تعامل با این نیروهای مسلح و سلطه آنان را نمی‌پذیریم. زیرا تسلط این نیروها این روستاها را وادار به تعامل با اسرائیل می‌کند. عده‏ای از مردم مهاجرت می‏کنند. می‏گویند نمی‏خواهیم با اسرائیل تعامل و همکاری کنیم.

وسایل ساده‏ای برمی‏دارند و به بیروت مهاجرت می‏کنند تا با دشمن تعامل نکنند. بنابراین، مهاجرت آنان از روی ترس و بزدلی نیست. کسی که از جنوب مهاجرت می‏کند، مانند کسانی است که از مکه مهاجرت کردند تا ظلم و ستم را نپذیرند. وقتی توانایی مبارزه با ستم را ندارند، حداقل با خروج خود آن را نفی می‌کنند و نمی‌پذیرند. عده‏ای از مردم کوچ کردند. این مسئله کم‏کم تأثیر خود را گذاشت. بعدها روشن شد که اسرائیل از چنین وضعیتی سود می‏ّبرد. به چه دلیل؟ همه شما می‏دانید که نیروهای بازدارنده عربی که وارد بقاع و شمال و شرق لبنان و بیروت شدند، نتوانستند به جنوب بیایند. وقتی یگانی از نیروهای بازدارنده عرب به نبطیه رسید، اسرائیل دنیا را زیر و رو کرد که این نیروها تهدیدی برای امنیت اسرائیل است؛ تهدیدی برای کرامت اسرائیل است. این اتفاق را به هیچ وجهی نمی‌پذیرد. بنابراین، ما هم‌اکنون با دولت‌های بزرگ مبارزه می‏کنیم. با دولت‌های عربی تماس گرفتند و گفتند اسرائیل به سبب پنج هزار نیروی نظامی که به جنوب رفته‏اند، عملاً آماده جنگ شده است. امّا تهدیدی برای امنیت اسرائیل وجود نداشت. همه می‏دانستند، حتی سفیر آمریکا در دیدار با من اعتراف کرد که این یک هدف سیاسی است و هدف نظامی در کار نیست. بنابراین، روشن است که اسرائیل طمع‏هایی دارد. این طمع‏ها چیست؟ پذیرفتن و تأیید تعامل و همکاری میان لبنان و اسرائیل به چه معناست؟ شما می‏دانید به چه معناست ولی اجازه دهید واقعیت ماجرا را همچون دغدغه‏های مادرانه برایتان بازگو کنم. تعامل و همکاری عربی-اسرائیلی یعنی فرو ریختن دیوار روانی میان عرب و اسرائیل. سابقاً مرزها رها شده بود، ولی هیچ‌کس با اسرائیل دادوستد نکرد. چرا؟ نه به سبب ترس از قانون، نه به سبب ترس از نیروی نظامی؛ بلکه خودشان مایل به همکاری و تعامل با آن‌ها نبودند. اگر این مانع از بین برود، تحریم اسرائیل دیگر هیچ سودی نخواهد داشت و وجود اسرائیل در این منطقه تثبیت می‏شود؛ دوباره متولد می‏شود.

اسرائیل در سال 1948 پدیده‌ای بیگانه و نامأنوس در منطقه است. و در سال 1948 اسرائیل