نقش متمایزی در حوز? تمدن و فرهنگ ایفا کند، امّا فرقهگرایی سیاسی موجب شده است که این ویژگی فرهنگی به رویکردی سیاسی مبدل شود و در کانون درگیریهای سیاسی قرار گیرد و روابط فرقهای و فرهنگی را به جبههبندیهای سیاسی تبدیل کند، به گونهای که این روابط، ماهیتی شبههناک و غیرملی و قومیتی پیدا کردهاند که در بسیاری موارد به وحدت ملی و هویت عربی لبنان ضربه میزنند.»
«این موارد پنجگانه، مهمترین مبانی و پایههای شکلگیری لبنان کنونی را تشکیل میدهند؛ حقایقی که ما از آن با خبر بودیم و در زمان بحران به وضوح آشکار شد و نشان داد که حقوق و تکالیف لبنان، ماهیتی عربی دارد و لبنان نیز همچون دیگران باید مسئولیت قضی? فلسطین را بر عهده بگیرد و کشورهای عربی برادر و بهویژه فلسطین باید به حقوق، حاکمیت، کرامت و آزادی شهروندان لبنان احترام بگذارند و توان و امکانات لبنان را در نظر بگیرند تا لبنان هم مسئولیت خود را در قبال قضی? فلسطین ادا کند. در ادامه مشخص شد که گفتوگوی صریح میان گروههای مختلف، تنها راهحل بحران است و این گفتوگو هرچند هم سخت و دشوار باشد- به نفع کشور است و هم? طرفها -اعم از جنگجویان و دیگران- همگی نیروهای سیاسیاند.»
«در یک کلمه میتوان گفت که هم? لبنانیان باید برای توافق بر سر مسائل اصلی کشور، در گفتوگو و هماندیشی شرکت کنند و در نهایت رأی و نظر اکثریت را بپذیرند.»
«همچنین در این بحران مشخص شد که نظام فرقهگرایی سیاسی درواقع نوع تحولیافت? همان نظام قبیلهای است که بر مبنای آن نمیتوان میهنی واحد و هموطنانی متحد با هم پدید آورد. آنچه ثروت و رسالت لبنان است، وجود پیروان مذاهب مختلف در کنار هم است، نه فرقهگرایی در حکومت.»
«این حقایق که اکنون برای لبنانیان و اعراب بهخوبی آشکار شده، سنگ بنای آیند? لبنان است. به علاوه، مسائل کلی همچون عدالت، برابری فرصتها، شایستهسالاری و پیروی از برنامهای منسجم و فراگیر و تعیین واقعگرایان? مواضع که مسائل مربوط به مهاجران و مهاجرات را در نظر بگیرد،… آیندهای روشن را برای لبنان رقم خواهد زد.»
امام صدر پس از تبیین علل وقوع بحران، یعنی ناآگاهی از معادلات قوا و ناتوانی در تشریح صحیح حقایق، در ادامه طرح حقایق مربوط به بحران لبنان را اینگونه تشریح کرد:
«یک. در آغاز، بحران لبنان را برای جهان عرب و سراسر جهان، مشکلی فرقهای و مذهبی معرفی کردند، در حالی که چنین نبود و درواقع در اروپا و آمریکا از فرقهگرایی سوءاستفاده شده بود، همچنانکه از اختلاف طبقاتی در جهان عرب سوءاستفاده میشود.»
«دو. در مرحل? دوم بحران، یعنی پس از جنگ جبل، بحران به مسئلهای سیاسی تبدیل شد و این بار جبه? مقابل از فرقهگرایی بهرهبرداری کرد و ابعاد خطرناک آن، صفوف ملیگرایان را با چالش مواجه کرد و مصیبتها و مشکلاتی برای مقاومت فلسطین پدید آورد و میان مقاومت و سوریه دشمنی ایجاد کرد.»
«سه. نقش سوریه در لبنان واضح و آشکار نبود و سوریه به مثاب? یکی از طرفهای درگیر در نزاع سیاسی وارد صحنه شد و ارتباط نزدیک میان امنیت سوریه و امنیت لبنان نادیده گرفته شد و به ارتباط
