میان رفت و تلاشها متوقف شد و آتش جنگ در بیروت و استان جبل شعلهور شد. ارتشهای متعددی شکل گرفت و جنگافزار و سلاحهای سنگین از جبهههای مختلف نبرد سر درآورد و یک بار دیگر جنگ و نبرد آغاز شد. روابط میان همپیمانان در جبه? ملی تیره شد و موج تبلیغات منفی برضد سوریه در روزنامهها و افکارِعمومی به راه افتاد.
این وضعیت در جهان عرب نیز گسترش یافت و اوضاع دگرگون شد و نشانههای دخالت بیگانگان، بهویژه آمریکا آشکار شد و دشمن با ورود به عرصه، چنگ و دندان نشان داد و افکارِعمومی هم برای دخالت بیگانگان آماده میشد.
چه کسی مسئول است؟ علت چیست؟ چه کسی از این وضعیت سود میبرد؟ هرچه هست، بازند? بزرگ بار دیگر لبنان و لبنانیاناند.
دومین سال بحران مصیبتبار را در حالی آغاز میکنیم که پس از دادن قربانیان بسیار و هزینههای گزاف، اکنون ده مسئله پیشِ روی ما قرار دارد که با خواستههایی که ما پیش از آغاز بحران داشتیم، کاملاً در تناقض است و با دستاوردهای اصولی ما پس از اقدام دولت سوریه تعارض دارد. این مسائل عبارتاند از:
1. محرومیت -که زمینهساز جنگ و اساس عقبماندگی لبنان است- گسترش یافته و ریشهدارتر شده است، به گونهای که بسیاری از مردم طبق? متوسط یا کم درآمد و حتی برخی از افراد مرفه (به غیر از سیاستبازان و سوداگران سلاح) دچار محرومیت شدهاند و امکانات زندگی ساده هم برای اغلب مردم فراهم نیست. محرومیت در حالی افزایش یافته است که تقریباً تمامی قربانیان جنگ داخلی، از محرومان بودهاند و بهای گزافی پرداختهاند که از هزینههای انقلابهای اجتماعی جهان فراتر است.
2. جنوب و جبه? جنوب و اهالی این منطقه، بسیار بیش از زمان آغاز بحران در معرض تعرض و حمله قرار دارند. حاکمیت دولت کاملاً در این منطقه به پایان رسیده است و سلاحی برای دفاع وجود ندارد، در حالی که همهروزه اظهاراتی میشنویم و گروههایی را میبینیم و بهانهها و دستاویزهای جدیدی را برای حمله شاهدیم و این همه، جنوب را در معرض فشارها، چانهزنیها و سوداگریها قرار داده است.
3. حاکمیت ملی بهطور کلی از بین رفته است و هر وجب از خاک میهن -ازجمله مقر قوای سهگان? کشور- تحت سلط? افراد مسلح قرار گرفته است.
آنچه بر رنج و محنت ما میافزاید، این است که حتی احساس فقدان حاکمیت دولت نیز از بین رفته است و کسی خواهان برقراری مجدد حاکمیت دولت در سراسر کشور نیست، مگر کسانی که این خواسته را برای تهدید دیگران یا برای اهداف سیاسی مطرح میکنند.
4. نهادها و مؤسسات دولتی بهکلی از بین رفتهاند. ارتش ازهم پاشیده و تفنگداران با سلاحهای مختلف رو در روی هم ایستادهاند. اسناد و مدارک و نقشهها به آتش کشیده شده یا به غارت رفتهاند.
5. نبردها رنگ و بوی فرقهای به خود گرفته است و روزنامههای جهان که در طول زمان جنگ، ماهیت نژادپرستان? آن را انکار میکردند، اکنون به شکلی تحریکآمیز از آن سخن میگویند و تصاویری منتشر میکنند که احساسات مسلمانان و مسیحیان را تحریک میکند.
6. سراسر میهن اعم از سرزمین، ملت، ارزشها و قوانین کشور از هم گسیخته شده و لبنان متحد، نه
