هیئت بزرگی را میفرستد تا هر کمکی که میتواند برای بهبود اوضاع انجام دهد.
عالیجناب! در لبنان، زیر این مظاهر پر زرق و برقی که در هتلها و ساختمانهای فاخر دیده میشود، محرومیت عمیقی در بین اکثر مردم وجود دارد. تفاوت میزان درآمد در بیروت با دیگر مناطق (جنوب، عکار و بقاع) به بیست برابر میرسد. این طبقات وسیع محروم از زندگی و فرصتهای شغلی و امکانات بهداشتی و آموزشی جز بهر? اندکی ندارند و همواره حقوق خود را مطالبه کردهاند. این مطالبات مردمانی وفادار به لبنان است؛ کسانی که به میهن خود لبنان پشت نکردند و ضرورت حفظ این میهن را از یاد نبردند. نمیخواهم بگویم محرومان بودند که اسلحه به دوش گرفتند. همچنین نمیخواهم بگویم که بیعدالتی بهتنهایی اوضاع را آشفته کرده است. به همین دلیل به شما اطمینان میدهم که تنها برقراری عدالت میتواند مشکل لبنان را حل کند.
حقیقت این است که خسارت وارد شده به کشور تنها خسارتی برای لبنان نیست، بلکه خسارتی برای تمدن است، زیرا همزیستی میان مسلمانان و مسیحیان در لبنان، ثروتی فرهنگی برای جهان به شمار میرود. اگر برخی از مردم، از مسیحیت در راه آشفته کردن اوضاع سوءاستفاده نکنند، خطر بزرگی این همزیستی را تهدید نمیکند. امّا با کمال تأسف میبینیم راهبان مذهبی سعی در آشفته کردن اوضاع دارند و به استفاده از اسلحه دعوت میکنند. میبینیم که جنگجویان در خیابانها، روی سینههاشان علامت صلیب دارند و رفتهرفته رنگ فرقهای به این درگیری میدهند. آنان از طریق مطبوعات در جهان اعلام میکنند که مسیحیت و مسیحیان در لبنان در خطرند.
شکست تجرب? همزیستی میان مسلمانان و مسیحیان و تجزی? لبنان یک خسارت فرهنگی است. عالی جناب! آیند? مسیحیان را در جهان عرب پس از درگیری مسلمانان و مسیحیان در لبنان چگونه میبینید؟ آیا معتقد نیستید که مشکل بزرگی میان مسلمانان و شانزده میلیون مسیحی در جهان عرب به وجود خواهد آمد؟ آیا تصور نمیکنید دیرها و مؤسسات آنان به خطر خواهد افتاد؟ در سال 2000 که جمعیت مسلمانان در اروپا به ده تا پانزده میلیون خواهد رسید، آنان چگونه زندگی خواهند کرد؟ بنابراین، مصیبتْ مصیبت اسلام و مسیحیت است و مصیبت رابط? اسلام و مسیحیت. ما از این بیم داریم که رفتار برخی از راهبان در لبنان به عکسالعملهایی در سطح روحانیان مسلمان لبنان بینجامد و از آنجا به جهان عرب انتقال پیدا کند. ما از توجه پاپ به این همزیستی آگاهیم. از این رو، بیش از این دربار? آن صحبت نمیکنیم.
من از جناب کاردینال که نمایند? ایمان و عدالت و گفتوگوی اسلام و مسیحیت است، میخواهم که پیش از پایان مشکل، لبنان را ترک نکنند. به ایشان اطمینان میدهم که مأموریت او با وجود اهمیت بسیاری که دارد، سخت نیست. زیرا ما مسلمانان آمادهایم تا جان خود را در راه حمایت از مسیحیان در وطن خود فدا کنیم. مسیحیان نیز در کشور ما از پاپ مسیحیتر نیستند که وساطت و رهنمودهای او را نپذیرند.
تنها راهحلْ برقراری عدالت است و فقط برداشتن گامهای اساسی در راه گسترش عدالت میتواند مشکل را برطرف کند. اطمینان میدهم که این مأموریت، جایگاه جناب کاردینال و موضع جناب پاپ را تاریخی و همیشگی خواهد کرد. همچنین از سوی هم? آقایان اعلام میکنم که با هم? توان خود برای حل این مشکل با این هیئت همکاری خواهیم کرد.
