هنوز وجدانی سرفراز و عقلی آگاه و عواطفی حساس دارند، تحریک کند و برانگیزد.
اگر حکومت پیش از این اعتقاد به وجوب دفاع از جنوب نداشت، که امیدواریم اکنون و پس از این تجربههای تلخ این تفکر ادامه نیابد، نمیتوان توجیهی برای دفاع نکردن مردم از خانه و کاشانهشان پیدا کرد. اگر دفاع رسمی اقدام سیاسی و بینالمللی است، دفاع مردمی اقدامی خودجوش و انسانی و میهنی است.
از این رو، ما با فروتنی و احترام در برابر این ارواح پاک و همرزمانشان، میایستیم و قهرمانیها و کوششهای آنان را و شتاب آنان را برای این آمادگی تحسین میکنیم. همین شتاب آنان برای آمادگی منجر به آن فاجعه شد. جوانان در اردوگاه برای نماز به صف شده بودند. یکی از جوانان از مربی سؤال میکند و به دنبال آن هم? جوانان بدون توجه به قواعد نظامی و لزوم نشستن و مراجعه بر طبق نوبت، بر گرد مربی جمع میشوند و آن فاجعه رخ میدهد. این بدان معناست که اصرار آنان بر آمادگی هرچه زودتر برای مقابله با دشمن، به شکلگیری این فاجعه کمک کرد و سبب شد تا شهدایی زودهنگام در این راه تقدیم شوند.
ما در برابر این شهیدان و همرزمانشان و در برابر کسانی که به آنان خواهند پیوست، به نشان? احترام میایستیم. همچنین در برابر خانوادههایشان، آن قهرمانانی که در میان شما نشستهاند و نمیتوانید آنان را تشخیص دهید؛ آنان که نه در چشمانشان اشکی میبینید و نه در صورتشان اندوهی، بلکه شادتر و سربلندترند و ارادهای استوارتر دارند. آنان همان خانوادههای شهیدان هستند و ما در برابرشان و در برابر ارواح شهدا و همرزمانشان با احترام و فروتنی میایستیم و فاتحهای به روحشان میفرستیم.
امّا بعد… در این آی? کریم?، آی? شهادت، آی? ترغیب و تربیت درنگی میکنیم: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ.»
«سبیل الله» یعنی چه؟ یعنی همان سبیل یا راه انسان، خداوند بینیاز است و ما نیازمند؛ این نیز تصریح قرآن است. بنابراین، شهادت در راه خدا یعنی در راه مردم، در راه کرامت مردم، در راه حفظ امنیت و حیات مردم؛ وگرنه خداوند هیچ کسب و سود و دکانی ندارد. خداوند متعال نفع و سودی ندارد تا بخواهد بندگانش را به دفاع از آن تکلیف کند. دین در خدمت انسان است؛ انسان عاملی که از رهگذر عمل [به وظایف] و خدمت به دیگران رشد و تعالی مییابد و تربیت میشود.
بنابراین، دین در خدمت انسان است و از این رو مصلحت دین نمیتواند با مصلحت انسان تناقض پیدا کند. اجازه دهید لحظهای روی مسئلهای که به آن مبتلا هستیم، درنگ کنم. امروزه صدای فرقهگرایی و اتهام به فرقهگرایی همه جا بلند است. کدام فرقهگرایی؟ فعالیتهای فرقهای برای کیست؟ برای خدا؟ خدا که از خدمت انسانها بینیاز است! یا برای نهادهای دینی؟ در حالی که آنها نیز برای خدمترسانی به انسانها شکل گرفتهاند! وقتی نهادهای دینی خود را نیازمند مال و ثروت، نیازمند محبوبیت و جایگاه مردمی، نیازمند ساختمانهای متعدد و نیازمند توجه دیگران میبینند، باید بدانند که آنها نهادهایی شخصی و دکانهایی بیارزشاند که به اسم خدا باز شدهاند و با جان و زندگی و اموال مردم تجارت میکنند.
خدا و مردان خدا و نهادهای خدایی به دنبال
