گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 6
صفحه: 19

چقدر بزرگوار و پاک و قهرمان و چه مردم با اخلاص و فروتنی هستند! از دیدن آنان خوش‌حال خواهی شد و از آنان قدردانی خواهی کرد."»

«شما توقع حوادث اخیر را نداشتید و غافل‌گیر شدید و من می‌دانم که شما از ‌آنچه در این روستای پاک رخ داد دل‌خون هستید. ممکن است آتشی را در اینجا بنشانید ولی همان آتش در جایی دیگر روشن شود. امّا در صورت تکرار چنین حوادثی در این منطقه، نه شما و نه من عذری نخواهیم داشت و مسئول آن خواهیم بود. شما به قاع آمدید تا به اهالی آن بگویید با آنان هستید و باید راه‌حلی ریشه‌ای یافت تا هم? مردم همزیستی برادرانه و مسالمت‌آمیز داشته باشند.»

امام صدر نیز در سخنانی گفت:‌ «برادر بزرگوار! آقایان و برادران گرامی! با دلی غمگین از خداوند بلندمرتبه و توانا می‌خواهم بر کشتگان این روستا و همه‌جای لبنان رحمت فرستد و ما نیز به پیروی از او به آنان و به لبنان درود می‌فرستیم. ما به دو علت غمگین هستیم: یکی به علت حوادث دردناکی که قربانیان و خسارت‌هایی در پی داشت و بیشتر به علت آنچه میان برادران و همسایگان رخ داد و هیچ‌کس توقع آن را نداشت. جناب کشیش خودشان و مرا معذور دانستند و گفتند عذر ایشان و من این است که توقع ما این بود که زمانی که من در اعتراض به خشونت و کاربرد سلاح که در این منطقه و در همه‌جا رخ داد تحصن کردم، این منطقه با تمام قدرت بایستد و خطاب به لبنان بگوید هرگز سرزمین جنگ و خشونت نخواهد بود. و حال به مسجد بزرگ، مسجد وطن آمده‌ام و در اعتراض به خشونت و تفرقه و جنگ داخلی تحصن کرده‌ام تا برای مصیبت‌دیدگان و برای توقف خون‌ریزی دعا کنیم. البته ما حق داریم، زیرا آنچه رخ داد از باورها و عواطف این منطقه به دور بود. ما در خان? خدا هستیم و جز راستی نمی‌توانیم بگوییم، ولی سیاست دو بار از دین و ارزش‌ها سوء‌استفاده کرده است: یک‌ بار وقتی ادیان را به ابزارهایی برای کسب و کار و رسیدن به کرسی و جاه و مقام و تبعیض مردم تبدیل کردند که در نتیجه [این کار] ادیان را از محتوای خود تهی کرد و به آن‌ها جنب? مادی داد؛ به گونه‌ای که مردم از منظر سود و دستاورد دنیوی به دین نگاه می‌کردند و ارزش‌ها به سودهای مادی تبدیل شد. بار دوم، سیاست در برابر محرومیت و طغیان طبقات گسترد? محروم، از دین سوء‌استفاده کرد. سیاست وارد شد تا از مطالبات مردم برای اصلاح امور و برقراری عدالت، جلوگیری کند و هدف آن، نگه داشتن این منطقه در محرومیت فرقه‌ای بود.»

«برادران! نیازی به ارائ? دلیل نمی‌بینم. من منطق? شما و خان? هریک از شما را می‌شناسم و از دیرباز در آن‌ها خاطراتی دارم. مردم قاع! من متأسف و اندوهگینم و دل‌های هم? ما آکنده از اندوه است و تنها مصالحه کردن کافی نیست؛ بلکه باید با عبرت از آنچه رخ داد، اتحاد خود را تقویت کنیم و اصولی برای همزیستی پایدار میان شهروندان قرار دهیم؛ اصولی برخاسته از ژرفای قلب و عقل لبنانیان.»

«سال‌ها پیش در روز عید عروج حضرت مریم، در یکی از مناطق، مسجدی را پایه‌گذاری می‌کردیم. آن روز می‌گفتیم: ای آمریکا، ای سوئیس، ای ایرلند، به وضع لبنان بنگرید. ما هم‌زمان با پایه‌گذاری مسجد، عید عروج حضرت مریم را گرامی می‌داریم. برادرانم! این نشان? همزیستی و دلیل امتیاز لبنان است که هریک از شما از آن برخوردارید.»

«برادران، از شما به سبب استقبال و بزرگواری و خوش‌برخوردی‌تان تشکر می‌کنم و نیز به شما