گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 311

مشکلات تطبیق گذشته و آینده را حل کنیم.

ضروری است که هم‌اکنون، در این شرایط، مقدس‌ترین و شریف‌ترین و پیچیده‌ترین مسئلۀ عربی، یعنی مسئلۀ فلسطین را به عهده بگیریم و در راه آن تا پای جان بایستیم و برای حل آن تلاش کنیم تا مشکلات همۀ ما نیز حل شود. این ضرورت، نه به دست فلسطینیان به ما تحمیل شده است و نه به زور اسلحۀ انقلاب فلسطین. لبنان کجا و کرنش در برابر اسلحه کجا! اسلحۀ هرکه می‌خواهد، باشد!‌ لبنان کجا و به زانو درآمدن در برابر قدرت کجا! قدرت هرکه می‌خواهد، باشد! بلکه مسئلۀ جایگاه والای لبنان مطرح است و آنچه خداوند درمورد ما اراده کرده است.

ای بزرگ از دست رفته! تو مرزها را پشت سر گذاشتی و از این رو، بزرگ بودی. تو از مرز سن و سال فراتر رفتی و در سال‌های پایانی عمر خویش، کار تو اهتمام ورزیدن به حال کودکان یتیم بود؛ کودکانی که در آغاز راه زندگی بودند. تو برای آنان پدر و دوست و مادری مهربان بودی. تو از مرزهای عمر فراتر رفتی و اجازه ندادی که هشتاد سالگی، میان تو و کسانی که در آغاز راه زندگی بودند، فاصله بیندازد. تو با آنان همانند کودک رفتار می‌کردی. من روزی که در همین اتاق به دیدار تو آمدم تا تو را برای حضور در مراسم گرامیداشت سرور بانوان، فاطمۀ زهرا(س)، در صور دعوت کنم... درست در چنین روزی-بنا بر تاریخ هجری- بود که برای دعوت تو آمدم و تو نیز در مراسم حضور یافتی و سخنرانی کردی و سخنان تو در قلب‌های ما و در کتاب‌های ما ثبت شد. همان روز که برای دعوت از تو آمدم، با چشم خود دیدم که عبای زردرنگی بر دوش داشتی و علی‌رغم پیری، به درد و رنج کودکان یتیم رسیدگی می‌کردی. تو اجازه ندادی که عمر طولانی تو، میان تو و این کودکان جدایی بیندازد. بنابراین، تو مرزهای سن و سال و عمر را نیز پشت سر گذاشتی.

تو از مرز سختی‌ها نیز عبور کردی. وقتی از فعالیت سیاسی و کارهای عمومی روگرداندی، ترجیح دادی به کاری ساده، از نظر شکل و ساختار، ولی بزرگ، از نظر معنا و مفهوم، مشغول شوی. و بدین‌ترتیب، با وجود سختی‌ها، مؤسساتی را، یکی پس از دیگری، پایه‌گذاری کردی. همۀ ما می‌دانیم که تو، حتی برای ادارۀ این مؤسسه‌ها و رسیدگی به امور آن‌ها، با چه سختی‌ها و رنج‌هایی روبه‌رو بودی. ولی تو این مرزها را پشت سر گذاشتی و امروز تو مرزهای مرگ را نیز درنوردیدی. از دنیا رفتی، ولی اجازه ندادی مرگ تو را از ما دور کند. با وجود آنکه تو در میان ما نیستی و در دل خاک مدفون شده‌ای و در ظاهر از جمع ما دوری، ما تو را با چشم دل می‌بینیم و سخنان تو را با گوش جان می‌شنویم و می‌بینیم که تو در میان ما حاضری و این جمعیت عظیم را، از مردان بزرگواری که قدردان تو هستند و زنان بلند‌مرتبه‌ای که در راه تو تلاش می‌کنند، گرد خود جمع کرده‌ای. تو در میان ما حاضری و گویا حتی به مرگ نیز اجازه نمی‌دهی که میان تو و ما جدایی بیندازد، چرا که تو در کاروان شهیدان هستی؛ همان‌ها که خداوند نخواسته است مرده باشند، «بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند و از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است شادمان‌اند و برای آن‌ها که در پی‌شان هستند و هنوز به آن‌ها نپیوسته‌اند، خوشدل‌اند.»[65] تو همچون شمع برای خدمت به دیگران ذوب شدی و همچون قطره در ریشه‌های گل محو شدی و از میان سلول‌های آن عبور کردی

[65]. قسمتی از آیات 160و 170 سورۀ آل عمران.