گمانم، بلکه یقین دارم که اگر پیامبر به این دنیا بازمیگشت، آن مجسمهها را در هم نمیشکست، بلکه دستور میداد آنها را در موزههای تاریخ قرار دهند.
فئودالیسم در جنوب و بقاع و دیگر مناطق لبنان، از اینکه سید، مردم را به صحنه آورد، وحشت کرد. فئودالیسم برای مقابله با کمونیسم از راه قوانین جزایی وارد شد و آن را یکی از بزرگترین جرایم در لبنان قلمداد کرد، ولی با عمامۀ سید چه میتوانست بکند؟ عمامهای که در حمایت امام علی(ع) قرار داشت و نهج البلاغه و ذوالفقار در کنار آن بودند. همچنین آنان، یعنی صاحبان اموال و املاک، از قدرت منطق جدید و از پافشاریهای این مرد آهنین به ستوه آمدند و از این رو، او را متهم کردند که طرفدار کسری انوشیروان است، یعنی در اوج راستگرایی افراطی است و دعوت او صرفاً پوششی تبلیغاتی است. آنان این اتهام را تا شامگاه اعلام نتایج رأیگیری تکرار میکردند.
سپس به ناگاه سید را جانشین بولگانین در لبنان معرفی کردند. گویا میخواستند با این کار سیر دیرینۀ تاریخ را احیا کنند: روزی که قریش محمد(ص) را دروغگو و ساحر خواند، ولی او همچنان راستگویی امانتدار و فرستادۀ پروردگار جهانیان باقی ماند.
امام دفتر اسلام را زیر و رو کرد و این حدیث مشهور را از آن بیرون کشید: مَتی اسْتَعْبَدتُمُ النَّاسَ وَ قَد وَلَدَتْهُمْ اُمَّهَاتُهُمْ أَحْراراً (چگونه مردم را به بندگی میگیرید، در حالی که از مادر آزاده به دنیا آمدهاند؟)
او این سؤال را مطرح کرد و در انتظار پاسخ ماند. این حدیث در محافل علمای بزرگ، یا ضایع میشد یا ناقص مطرح میشد و یا در مدارس مانند آموزهای تشریفاتی تدریس میشد. دربارۀ آن، همانگونه سخن میگفتند که دربارۀ مومیاییهایی که در تابوت توتعنخآمون[64] پیدا شده بود. در واقع، به گفتۀ سقراط، اعتبار یک متن به محتوای آن نیست، بلکه به کسی است که پشت آن متن ایستاده است. سید به این متن، حیاتی دوباره بخشید تا آن را بر سرِ توانگران بکوبد.
سید، طی شش سال، شیعیان و به دنبال آنان، دیگر محرومان را از سایر فرقهها از دالان مرگ بیرون آورد و به سوی کاروان زندگی سوق داد.
طی شش سال، مغزها را در حمام آفتاب تطهیر کرد. این تعبیر مجازی نیست، بلکه کاملاً حقیقی و واقعی است. مثلاً در اجتماع بعلبک، مردم نه ساعت و در صور، هشت ساعت، زیر آفتاب سوزان ایستاده بودند و سید و خورشید، هر دو مغز آنان را تطهیر میکردند، تا جایی که در راه بازگشت به خانهها، چیزی نمانده بود مغزهایشان ذوب شود.
گذشت تا اینکه انتخابات مجلس فرا رسید. نتیجۀ انتخابات برای سید غافلگیرکننده نبود. مگر نه اینکه او خود، فضاساز است؟ این انتخابات، امتحانی برای شاگردان درس او بود. هیچکس مردود نشد.
چرا او دخالت نکرد؟
البته سؤال باید این طور باشد: اصلاً چرا باید معلم در مسابقه میان شاگردان دخالت کند؟
سید ساعتی پس از انتخابات با صراحت کامل گفت: آیا خواهان لبنانی پاک و سالم و نیرومند هستید؟ اگر چنین است، آزادی را از بند برهانید. در این صورت است که به حکومتی شایستهسالار
[64]. توتعنخآمون (Tutankhamun) یازدهمین فرعون مصر باستان.
