برای خدمت به آنان و کشور است. این وظایف را در غیر پایتخت نمی توان انجام داد. در مورد جنوب نیز باید بگویم این منطقه کانون فعالیت های مجلس اعلای شیعیان است و از کارهای مجلس در این منطقه می توان به تأسیس مجلس جنوب -?که یکی از نتایج اعتصاب ماه مه سال 1970 به دعوت مجلس به شمار می آید- و تقدیم لایح? خدمت سربازی و مسلح سازی هموطنان به پارلمان، اشاره کرد.
من به هیچ وجه با این تحلیل موافق نیستم. عادت قمه زنی در اصل هندی است نه ایرانی، و عرب قبل از ایرانیان، عاشورا را گرامی داشته اند. مراسمی که در ایام عاشورا برگزار می شود در واقع اعتراضی همیشگی به ستم و ستمگری در طول تاریخ است، اما عادت هایی از این قبیل در اصل بیانگر سه چیز است:
1. اندوه و اعتراض؛ 2. به تصویر کشیدن واقع? عاشورا که متأسفانه از نظر هنری به طور ناقص انجام می گیرد و باید اصلاح و کامل شود و در غیر این صورت باید آن را کنار گذاشت؛ 3. مظاهر خشونت مانند شمشیرزنی و مانند آن.
من فکر می کنم این عادت ها تمرینی برای فعالیت های فداکارانه و تربیت چریک در دوره ای تاریک از تاریخ این مذهب بوده است و در اوضاع کنونی باید شکل این فعالیت ها اصلاح شود و خارج از چارچوب مذهب قرار گیرد تا بتواند جوانانی تربیت کند که در راه مصالح ملی و قومی در برابر سختی ها و رنج ها بردبار باشند. در یک کلمه، مراسم عاشورا ثروتی است که از آن بهره برداری نشده است و به سرپرستی و پالایش و هدفمندسازی نیاز دارد.
مطرح شدن بحث فداکاری و چریک و مسائل ملی و قومی ما را بر آن داشت تا نظر ایشان را دربار? این سخن برخی از غربیان بپرسیم که « مرد عرب ناموس خود را به سرزمینش ترجیح می دهد » ؛ امام صدر دستی به پیشانی خود کشید و گفت:
مسئل? ناموس و غیرت مرد عرب به زن، بخشی از مسئل? ناموس امت است. هم? ثروت ها، نیروها، منافع و آزادی های فرد جزئی از کل است. بنابراین، وقتی به ناموس امت تجاوز شود، برای فرد نیز ناموسی باقی نمی ماند و وقتی فردی به ناموس خود سهل انگار و بی توجه باشد، ناموسی برای امت باقی نمی ماند. این واقعیت ما را در برابر ضرورت اصلاح رفتارها و کنار گذاشتن غیرت نابجا و غیرواقعی - که در دور? معینی از تاریخ نشان? غرور و خودخواهی مرد بود - قرار می دهد. ما باید دختران خود را به گونه ای تربیت کنیم که رسالت به دوش باشند، اهدافی بلند را دنبال کنند و هم? نیروی خود را در راه خدمت به اهداف والای قومی و ملی به کار گیرند تا اگر یکی از آنان ناگزیر شد وارد میدان شود یا مسئولیتی را بیرون از خانه یا وطن بر عهده گیرد، اعتماد به نفس و شجاعت داشته باشد و دچار مشکل و کمبود نشود. بنابراین، ناموس و سرزمین از یکدیگر جدا نیستند.
مرد و زن در مقام انسان با یکدیگر برابرند ولی در عین حال توانایی ها و استعدادهای آنان با یکدیگر
