مصون میدارد، زیرا بیکرانگی و غیرمادی بودن مبنای جوهر تلاشها و فعالیتها و بخششهای وی است.
خامساً، نیروهای جمعی را، در یک هماهنگیِ رقابتآمیز، متحد میکند و مانع شرک جمعی میشود. شرکی که باعث تفرقه و اختلاف جامعه و به هدر رفتنِ توانِ افرادِ آن میشود: «وَلا تَکونوا مِنَ المُشرِکینَ. مِنَ الَّذینَ فَرَّقُوا دینَهُم وَکانُوا شِیَعاً.»[15]
سادساً، معنای «لَم یَلِد وَلَم یولَد.»[16] تأثیر عنصر شخصی و رابطهها و انتسابهای گوناگون را از حوز? ارزشگذاری انسان دور میکند، زیرا مردم، مانند دندانههای شانه، با هم برابرند. هرکس فقط مالک دسترنج خویش است و جز حاصل سعی خود چیزی نخواهد داشت: «أن لَیسَ للإنسانِ الاّ ما سَعی.»[17] تأثیر ایمان بر معاد و عدالتِ پروردگار در داوری و محاسبه و نیز در همین زمینه، تأثیر ایمان بر نگرش آدمی و هر کاری که میکند، چه خیر باشد چه شر، هرچند که این نیکی یا شرّ به انداز? ذرهای باشد، مطرح میشود. آری، تأثیر ایمان بر این عناصر، در عرص? ارزشهای انسانی، منعکسکنند? این امور است:
اول، مقام والای انسانی، که مسئولیت هم? کارهای کوچک و بزرگ و فعالیتهای پنهان و آشکار و مسئولیت هم? گفتهها و ناگفتههای انسان را بر عهد? خودش میگذارد و انسان را در برابر هم? اعمال و افکارش مسئول میکند. مسئولیت عبارت است از تأثیر انسان بر خود یا بر دیگران. بنابراین، مسئولیت برای انسان جایگاهی بلندمرتبه و به مثاب? تکریم اوست.
دوم، اطمینان به اینکه تلاشِ آشکار یا پنهان او ضایع نخواهد شد و تأکید بر اینکه اگر کار و تلاشِ انسان خالصانه باشد، حتی وقتی به علت مانعی فراتر از قدرت فرد، نتیج? مطلوب حاصل نشود، مقبول و مأجور است: «وَمَن یَخرُج مِن بَیتِه مُهاجِراً إلَی اللّهِ وَرَسولِه ثُمَّ یُدرِکهُ المَوتُ فَقَد وَقَعَ أجرُهُ عَلَی اللّهِ.»[18] علمای اسلام اتفاقنظر دارند که اگر کسی اشتباه هم رفته باشد، اجری برای او نزد خداوند محفوظ است.
سوم، از مطلبِ پیشین چنین نتیجه میشود که ایمان به معاد، ایفای وظیفه را برای آدمی در مأموریتِ اصلاح و تغییر جامعه آسان و پیشرفتِ فرد را در هر اوضاع و احوالی تسهیل میکند. انسان مؤمن، بدون توجه به نظر کسانی که از وضع موجود جامعه سود میجویند، برای وصول به هدفی متعالی تلاش میکند. او رضایت الهی را میجوید و از او پاداش کامل میطلبد.
چهارم، در اینجا نقش توبه را در تقویت تلاش انسانی و منع انسان از یأس و ترس از ناکامی در جبران مافات، فراموش نمیکنیم.
مفاهیم کلیای که اسلام در راه تشکیل فرهنگِ اولی? اصیل برای انسان مسلمان و ایجاد نگرشی فراگیر دربار? هستی و زندگی به او عرضه میکند، بر ارزشهای انسانی و حفظ آنها متمرکز است. چنانچه نظر اسلام را در خصوص انسان و زندگی و هستی و جامعه و مفاهیمِ کلی دیگری که دستِ علم و
[15].?«و از مشرکان مباشید، از آنان مباشید که دین خود را پارهپاره کردند و فرقهفرقه شدند.» (روم، 31-32)
[16].?«نه زاده است و نه زاده شده.» (اخلاص، 3)
[17].?«و اینکه برای مردم پاداشی جز آنچه خود کردهاند، نیست.» (نجم، 39)
[18].?«و هرکس که از خان? خویش بیرون آید تا به سوی خدا و رسولش مهاجرت کند و آنگاه مرگ او را دریابد، مزدش بر عهد? خداست.» (نساء، 100)
