داشته که نشانهاش محرومیت است. من مثالی از این محرومیت را برایتان بازگو میکنم. در سال 1966 میلادی قانونی به تصویب رسید که تصریح میکرد هر روستایی که قطعه زمینی در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار دهد، دولت در آنجا مدرسه میسازد. مبالغی نیز به این کار اختصاص داده شد. در طی پنج سال، انتظار این بود که 86 مدرسه در جنوب ساخته شود و با پایان سال 1970 میلادی این کار به اتمام برسد. در این دوره فقط نصف یک مدرسه در قلیعه ساخته شد. این نوع از بیاعتنایی عجیبی که قلب انسان را از درد میمیراند، به جنوب روا میشد و میشود. در برابر این بیاعتنایی مزمن و دشواری اوضاع و شتاب تحرکها، بنا به اطلاعاتی که دارم، مجلس جنوب از برخی پروژههای آماده آغاز کرده است. این مجلس به ساخت هفت مدرسه اقدام کرد که نقشه و مطالعاتش صورت گرفته و آماده بوده، ولی در وزارت اعتباری برایش تخصیص داده نشده بود. تعمیر و نگهداری از راههای جنوب فاقد اعتبار بود. بخشی از آب و برق در برخی مناطق فاقد اعتبار بود و امثال آن. از اینها گذشته، برای جبران خسارت کشتهشدگان و زخمیها و اعطای برخی کمکها به آسیبدیدگان اقدام کرده است و اقداماتی از این دست. این مجلس در جزوهای کارنامه پنجماههاش را توضیح داده است. این جزوه موجود است و میتوانید از آن مطلع شوید. میماند 23 میلیون لیره که میترسیدیم با پایان یافتن سال 1970 میلادی این بخش از اعتبارات عودت داده شود، زیرا به موجب قانون از اعتبارات سال 1970 میلادی بود. در جلسه هیئت وزیران، پریشب مدت هزینه آن تمدید شد و ترسی از عودت آن به صندوق دولت باقی نماند. میبایست اصرار و نظارت و تقاضا استمرار یابد تا تمام این مبلغ در پروژههای حیاتی جنوب مصرف شود.
پاسخ: من حاضرم و تصور میکنم که بحثی زیبا درباره مطالعات اجتماعی است. طبعاً، مارکس اساساً عالمی اقتصادی است که در امور اجتماعی و تاریخ و فلسفه نیز در مقام عالمی اقتصادی وارد شده است. فکر میکنم که این مسائل مفصل و به جلساتی طولانیتر و وقتی بیشتر نیازمند است. من به صاحب این پرسش وعده میدهم که به هر مناسبتی که به نزدیک این بحث رسیدیم، نظریه مارکس و توینبی را در این موضوع و به صورتی خاص در مسئله کار که موضوع بحث آینده ماست، طرح خواهم کرد. درباره ارزش کار بحث مفصلی خواهیم داشت. مارکس نظریهای خاص در موضوع کار دارد. وی میگوید که ارزش کار تمام ارزش کالاست و ارزش کالا برابر مقدار کاری است که در کالا مجسم میشود. سپس، مارکس بر مبنای این نظریه، نظریه ارزش اضافی را مطرح میکند. این نقطه اساسی سوسیالیسم علمی یا کمونیسم است. مستقیماً وارد این بحث خواهیم شد و نظر خود را درباره نظریه ارزش و ارزش اضافی بیان خواهیم کرد. إنشاءالله در آینده و در فرصت مناسبی به این بحث خواهیم پرداخت.
