پیامبر اکرم، جامعه خود را از دست داد، در معرض رفتار اتفاقی قرار گرفت. اتفاقات گاه به بلندشدن و کوتاهشدن راه کمک میکند و گاه کمک نمیکند. گرفتن جامعه از مسلمان به این فروپاشی انجامیده است.
گفتم که در شرق ایمان به صدق وجود دارد، اما واقعیت این است که ایمان به صدق در غرب وجود دارد و نه در شرق. من مطالعه موضوعات و وضعیت غرب را در این عصر و زمانه به شما واگذار میکنم تا خود شما قضاوت کنید که غرب تا چه اندازه به صدق ایمان دارد. درست است که بازرگان غربی در معاملهاش با بازرگان دیگر و یا کارمند غربی در تعامل با شهروند غربی دروغ نمیگوید، اما غرب به تمامی دروغی بزرگ به جهان است. استعمار و تفرقه و نژادپرستی است. دعوت به دموکراسی و آزادی همهاش دروغ است، زیرا اسرائیل اکنون خود دروغی بزرگ است، با اینکه در غرب به ما میگویند: «آقا اسرائیل آمده است تا شما را متمدن کند. چرا ناراحتید؟»
اسرائیل در خاورمیانه خلق شد تا ما را متمدن کند. این منطق غربیها در برابر اسرائیل کجایش صدق است؟ بله، در غرب صدق و راستگویی در مرحله فردی وجود دارد. به این مناسبت آن سخن معروف درباره کشتار فردی و کشتار جمعی به یادم آمد. کشتار همه افراد یک ملت جنایتی است محل تردید و تأمل. ازهاینهرو، نمیتوانم بگویم که در غرب صدق وجود دارد و، همچنین، درست است که بگوییم که در شرق نیز صدق نیست.
پاسخ: بدون شک سخن شما درست است. این همان چیزی است که یکی از متفکران بزرگ مسلمان از آن به استعمار فرهنگی یاد کرده است. استعمار فرهنگی از استعمار اقتصادی و سیاسی خطرناکتر و بلکه
