گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 272

آنان‌ همدلی عمیق و درک بهتر اوضاع‌ را می‌دید، اهتمام‌ جدی‌ داشت. وی در طول دو هفته اقامت، برنامه‌های فشرده‌ و مفیدی‌ داشت؛ چهار سخنرانی برای دانشجویان دانشگاه‌ها و ده‌ دیدار با مسئولان‌ عالی‌رتبه و از جمله‌ دیدار با ویشنفسکی، دبیرکل حزب سوسیال‌ دموکرات حاکم، و شش تن از روحانیان‌ پرنفوذ مسیحی‌ آلمان و نیز شماری از روزنامه‌نگاران برجسته، بخشی از برنامه کاری ایشان بود.

به‌رغم‌ فشار صهیونیست‌ها که می‌کوشیدند ارتباطات‌ امام‌ را محدود و از انتشار اخبار سفر ایشان جلوگیری‌ کنند، اخبار فعالیت‌های‌ امام‌ در روزنامه‌ها و مجلات منتشر می‌شد و بسیاری‌ از سالن‌ها و ورودی‌ هتل‌ها و شهرداری‌ها به پرچم‌های لبنان در حال اهتزاز مزین شد و طبقات‌ مختلف به‌خوبی از این سفر استقبال‌ کردند.

30/8/1970

[سند شماره 30-08-70]

امام‌ صدر در گفت‌وگوی مطبوعاتی با روزنامه‌ فرانسوی لاکروا اظهار داشت: «وجود لبنان ضرورتی دینی‌ و تمدنی است و اسرائیل دولتی نژادپرست‌ و توسعه‌طلب است و با اتکا به ایالات‌ متحده به تجاوزات خود ادامه‌ می‌دهد.»

3/9/1970

[الجریدة‌ ـ الحیاة]

امام‌ صدر دیروز از سفر آلمان غربی بازگشت و در فرودگاه‌ وزیر کشاورزی به نمایندگی رئیس‌جمهور، و شیخ‌ حسن خالد، مفتی‌ اهل سنت لبنان، و جمعی از علمای شیعه از ایشان استقبال کردند. امام‌ صدر در سخنانی در فرودگاه اظهار داشت: «همان‌گونه‌ که می‌دانید، سفر من‌ در اصل‌ برای درمان‌ بوده است‌ و من شهر فرانکفورت را به سبب اینکه برخی دوستان عرب‌ و برخی‌ دانشجویان‌ در آنجا اقامت دارند، انتخاب‌ کردم. دولت فدرال آلمان‌ پس از اطلاع از حضور من در این شهر، از من دعوت کرد. برخی از برادران ما و برخی‌ از مؤ‌سسات‌ اسلامی در شهر هامبورگ نیز از من دعوت‌ کردند و برای ایراد سخنرانی‌ نیز دعوت‌نامه‌هایی‌ دریافت‌ کردم. در دعوت از اینجانب برای سخنرانی، دانشجویان‌ عرب‌ که شمارشان در آلمان فدرال به حدود 14 هزار نفر می‌رسد، مشارکت داشتند.

‌من این‌ فرصت را برای تبیین مشکلات بزرگ خود در خاورمیانه، مشکل فلسطین‌ و مصیبت و جهاد ملت فلسطین و به‌ویژه، مشکل‌ جنوب لبنان و رنج مردم جنوب و تجاوزات مکرر اسرائیل غنیمت شمردم. من به‌رغم‌ دشواری‌ها و موانع فراوانی‌ که در نتیجه فعالیت‌های صهیونیسم‌ جهانی در این سفر متحمل‌ شدم، کوشیدم این حقایق‌ را روشن‌ کنم. با وجود این‌ مشکلات و با همکاری دولت‌ آلمان و همدلی ملت‌ آلمان‌ که طبیعتاً‌ دوست‌دار اعراب و مردم‌ مشرق‌زمین‌ و خواهان‌ تعامل با آنان‌اند، توانستیم‌ بسیاری‌ از حقایق را روشن کنیم. درست است که من سختی‌های‌ بسیاری در این سفر کشیدم، درهعینهحال، متوجه شدم که این‌ سفر، سفری ضروری و مفید بود و باید تکرار و تعمیم یابد، زیرا نیاز حیاتی به همکاری‌ با ملت آلمان داریم، چنان‌که ملت آلمان نیز نیازمند همکاری با ماست. من مشاهده‌ کردم که در نتیجه‌ تبلیغات‌ گمراه‌کننده، فضایی به شدت مه‌آلود و پرابهام در برابر ملت‌ آلمان وجود دارد و امیدوارم این سفرها تکرار شود تا حقایقی که خیر و صلاح‌ ملت‌ و کشور ما را تأمین می‌کند، روشن‌ شود.