موضوع: سخنرانی ـ سیره و روش پیامبر و ائمه
مکان و تاریخ: منزل آقای عباس کرشت در شهر کانوی نیجریه، دهه آخر فوریه 1967 میلادی
مناسبت: دیدار امام از کشور نیجریه، در این دیدار امام هر شب در خانه یکی از مهاجران لبنانی سخنرانی میکرد. این سخنرانی امام به مناسبت میلاد امام رضا(ع) است.
منبع: نوارهای صوتی، آرشیو جنبش أمل
متن
برادران عزیز، سلام علیکم و رحمةالله
این شب عزیز، شب میلاد با سعادت امام رضا فرزند موسی فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علی فرزند حسین فرزند علی(ع) است. این مناسبت دلهای ما را به یاد خدا میاندازد و ذکر خداوند را بر لبهای ما جاری میگرداند و مودت ذیالقربی را که خداوند به آن فرمان داده، در جانهای ما زنده میکند و بدون تردید، بهترین پاداشها و سپاسها را از طرف پیامبر ما و قبل از وی از طرف خداوند به هموطنان لبنانی ما در نیجریه و اهالی این کشور ارزانی میدارد، خصوصاً به برادر عزیز و مهماننواز ما، آقای عباس کرشت ابوالفضل، که خداوند وی را حفظ و حمایت کند.
بدون تردید، این برادر عزیز و شما از تشکر من بینیازید. هماکنون درباره این مناسبت صحبت میکنم که ابتدا شیخ جلیلالقدر و عالم متقی، شیخ حسن ـ حفظه الله ـ درباره آن سخن گفت و سپس، شیخ حسن بیضون با سخنان خویش ما را به سمت آسمان ملکوت و مقام قرب و نزدیکی صاحبان مودت و به سمت این شخصیتهای درخشان که دنیا را از علم و تقوای خویش سرشار کردهاند، سیر داد. این مناسبت میلاد با سعادت امام علیبنموسیالرضاست که مزارش در شهر مشهد، دورترین نقطه شرق جهان اسلام، قرار دارد. امام علیبنموسی از اهل بیت به شمار میآید که در قرآن کریم درباره آنان گفته شده: قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى.[196] چرا پیامبر به امر خداوند از ما میخواهد که به نزدیکانش نیکی کنیم؟ آیا این نیکی پاداش عمل اوست؟ خیر، او به فرزند خویش، مادر همه آنان، فاطمه زهرا که پاره تن اوست و گل خوشبوی او در دنیا و بهترین مردم در نزد اوست، با شدت عدالت میفرماید: «یا فاطِمَة إعمَلِی لِنَفسِکِ فَإنِّی لا أَغنِی عَنکِ مِنَ اللهِ شَیئَاً.» (ای فاطمه، برای خویشتن کار کن. من نمیتوانم کاری برای تو انجام دهم.) پیامبر حامل این رسالت قرآنی است که میفرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ.[197] پیامبر با این سخن خویش ریشه همه وابستگیهای نَسَبی و زمامداریهای سنتی و همه امور دنیوی را قطع کرد. او همه مردم را نزد خداوند برابر میداند، مانند دانههای شانه، چه هاشمی باشند، چه حبشی عرب، چه حبشی سفید یا سیاه. همه اینان در برابر خداوندی
[196]. «بگو: بر این رسالت مزدی از شما، جز دوست داشتن خویشاوندان، نمیخواهم.» (شوری،23)
[197]«ای مردم، ما شما را از نری و مادهای بیافریدیم. و شما را جماعتها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه گرامیترین شما نزد خدا، پرهیزکارترین شماست.» (حجرات،13)
