اعراب مکه، متأثر شده و عبادات و رفتار سومریها و صابئین بر عبادات و کردار اسلامی اثر گذاشته است. متن گفتههای این خاورشناسان را برای جلوگیری از اطاله کلام نقل نمیکنم.
پیش از آنکه صحت این برداشتها و اظهارنظرها را بررسی و نقد کنیم، لازم است منطق اسلام را درباره ادیان آسمانی بدانیم. قرآن کریم صریحاً اعلام میدارد که رسالت محمد(ص) آخرین حلقه از سلسله ادیان الهی است. محمد(ص) خاتم انبیا و مؤمن به رسولان پیش از خود و تصدیقکننده رسالت ایشان است: ( قُلْ مَا کُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ) [118]؛ ( آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ.) [119]
و نیز قـرآن کریـم تأکید دارد که دیـن خـدا یکی است و آن را اسلام میخواند. همه انبیا به همین دین واحد بشارت دادهاند و خداوند برای هریک از ایشان شریعت و راهی قرار داده است: ( شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ.) [120]
در آیات بسیاری میبینیم که قــرآن به نقل، عقایـد و احکــام و قصههای تربیتی ادیان آسمانی پیشین میپردازد و به آنها استناد میکند. اگر چنین منطقی را مدِنظر قرار دهیم، دیگر هیچگونه شگفتی یا مانعی در تشابه عقاید و احکام و مبانی اخلاقی اسلام با دیگر ادیان نمیبینیم. اما، با وجود این، معتقدیم که اسلام در تمامی تعالیم و قلمروها دیدگاه خاص خود را دارد و به سبب این ویژگی از دیگر ادیان و مکاتب متمایز است. هر محققی بهروشنی میتواند این تمایز را در ساحتهای مختلف اسلام دریابد. این ویژگی به «توحید» تعبیر میشود و بدینسبب اسلام را «دین توحید» نامیدهاند. کلمه «اسلام»، به تعبیر قرآن، همانا تسلیم شدن در پیشگاه خداوند ربالعالمین است: ( لَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ.) [121]
بنابرایـن اسلام یعنی ملحق شـدن و پیوستن به همه آنچـه در زمین و آسمان است و متحد شدن با آنها در مبدأ و حرکت و معاد، اتحادی ازلی و ابدی. اسلام براساس تعابیر قرآن کریم، همانا تسبیح و تقدیس و سجود ارادی انسان در پیشگاه خداوند و پیوستن به حرکت هماهنگ و یکپارچه کاروان کائنات است. مجموعهای که تکتک اجزایش نیز همواره در حال سجده و تسبیح و ستایش خداوند یگانه در محرابِ هستی واحد هستند: ( أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِّنَ النَّاسِ،[122] و نیز یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ[123]؛ وَیُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ[124]؛ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ
[118]«بگو: من از میان دیگر پیامبران بدعتی تازه نیستم.» (احقاف،ه)
[119]«پیامبر، خود به آنچه از جانب پروردگارش به او نازل شده است، ایمان دارد. همه مؤمنان، به خدا و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش ایمان دارند.» (بقره،285)
[120]«برای شما آیینی مقرر کرد، از همانگونه که به نوح توصیه کرده بود و از آنچه بر تو وحی کردهایم و به ابراهیم و موسی و عیسی توصیه کردهایم که دین را برپای نگه دارید و در آن فرقهفرقه مشوید.» (شورا،هه)
[121]«هر که در آسمانها و زمین است ؛ خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوى او بازگردانیده مى شوید.» (آلعمران، 83)
[122]«آیا ندانستى که خداست که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و [تمام] ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى او سجده مى کنند.» (حج، 18)
[123]«خدا را تسبیح میگویند هرچه در آسمانها و هرچه در زمین است. فرمانروایی از آنِ اوست و حمد سزاوار اوست و او بر هرچیزی تواناست.» (تغابن،1)
[124]«رعد به ستایش او تسبیح میکند.» (رعد،13)
