الأَوصیاءَ مِنَ بَعدِ فَإنَّهُمِ لَنیُخرِجوکُم مِن هُدی وَ لَنیُدخِلُوکُم فِی ضَلالَه.» (کسی که میخواهد زندگی و مرگش مانند من باشد و در بهشت جاویدان که خداوند به من وعده داده مسکن گزیند، ولایت علی(ع) و فرزندان وی را برگزیند. ایشان شما را از هدایت خارج نکرده و در گمراهی وارد نمیکنند.)
مشهور است که شیعیان اعتقاد به عصمت ائمه خویش دارند و آنان را مجتهد نمیدانند، بلکه ایشان را ناقلان احکام الهی از پیامبر اکرم(ص) میدانند. ائمه در انتقال این احکام کمال دقت و امانت را مبذول داشته و بدون خطایی آن را انجام دادهاند، چون خداوند پلیدیها را از آنان زدوده و پاکشان کرده است.
گفتنی است که منبع سوم در نزد شیعیان و غیرشیعیان در بسیاری از نقاط اشتراک دارد، چراکه بعضی از ائمه شیعه مانند امام علی(ع) و حسنبنعلی(ع) و حسینبنعلی(ع) از جمله اصحاب پیامبر(ص) محسوب میشوند و همه به اتفاق سخن آنان را درست و حجت میدانند. همچنین، به تصریح پیامبر(ص) گفتار گروهی از صحابه معتبر است و بر حق هستند. این دو موضوع، علاوه بر مشترک بودن سایر منابع تشریع مانند قرآن و سنّت و عقل و وحدت ملاک اعتبار و صحت احادیث که همان قرآن کریم است، سبب نزدیکی آشکار میان فقه شیعه و فِرَق دیگر شده است.
دیر زمانی است که تلاشهایی برای تحقیق در زمینه فقه تطبیقی و اصول آن صورت پذیرفته و بیتردید، تطبیق دیدگاهها میتواند موجب پیشرفت علمی و حرکتی فکری در عرصههای وسیع فقه و نزدیکی میان امت اسلامی بر پایههای صحیح شود.
اجتهاد یعنی تلاش فراوان و در حد وسیع برای به دست آوردن حکم شرعی از ادله شرعی. این سخن بدین معناست که مجتهد قانونگذار نیست و قوانین شرعی را تغییر نمیدهد بلکه توان خود را برای استنباط احکام و تطبیق آن بر موضوعات صرف میکند.
موضوع در تحول حکم شرعی نقش مهمی ایفا میکند. مقصود از موضوع فعل مکلف است و در جوامع گوناگون و به حسب زمانهای مختلف تغییر میکند. مجتهد پس از اینکه موضوع جدیدی را بررسی کرد، تلاش میکند که حکم آن را از ادله شرعی و منابع تشریع استخراج کند. بسیار اتفاق میافتد که موضوع امری جدید است و در زمان پیامبر(ص) و ائمه(ع) نظیر نداشته است. در این مورد مجتهد تلاش دارد که حکم این موضوع را از قوانین و اصول کلی به دست آورد. به عبارت مختصر، نقش مجتهد دریافت حکم خداوند برای موضوعات است و نقش وی نه ملاحظه و رعایت مصلحت و یا اوضاع و احوال است و نه وضع قانون یا حکم جدید.
نقش مجتهد با نقش محدث متفاوت است. محدث تنها نقلکننده حدیث است و مجتهد جزئی از خود را، که نظر اوست، به واقعیت ضمیمه میکند. نقش مجتهد با شارع نیز متفاوت است، زیرا شارع فقط به مصالح و اوضاع و احوال مقید است.
مجتهد نباید به فتواهای مجتهدان دیگر مقید باشد و بر اساس نظر شیعه تقلید کردن مجتهد حرام است. چه بسیارند مجتهدانی که با گذشتگان خویش مخالفت کرده و آرای جدید و دریافت جدیدی از ادله داشتهاند و از این کار آنان ستایش شده است. نکته دیگر اینکه برای مقید نشدن به فتواهای گذشتگان
