و خیام و کفرکلا و عدیسه را اشغال کردند و الان در صدد اشغال دیگر روستاها هستند. این روستاها اشغال میشوند.
چه پیش آمد؟ خواهش میکنم دقت کنید. مسئله مسئله مرگ و شهادت است؛ مسئله اقدام و سیاست است؛ مسئله وطن است؛ مسئله توجه و هوشیاری است. باید آنچه را در جنوب میگذرد، بدانیم، چون رسانهها اجازه نمیدهند ما سخن بگوییم. این مایه تأسف است ولی امری روشن است. بیانیههای ما در روزنامهها منتشر نمیشود. آگاه باشید : وقتی نیروهای راستگرا، مرجعیون را اشغال میکنند، چه اتفاقی برای مرجعیون میافتد؟ مرجعیون از لبنان جدا میشود، یعنی دیگر قادر نیست با نبطیه و صور داد و ستد کند و زیر فشار نیاز و ترس و تهدید ناچار میشود با اسرائیل داد و ستد کند. در بازار مرجعیون پول اسرائیلی رایج شده بود.
بنابراین، تسلط این نیروها مردم را ناگزیر به ارتباط و تعامل با اسرائیل میکند؛ خیر، ما تعامل با صهیونیسم را نمیپذیریم، نه، هرگز، تعامل با این نیروهای مسلح و سلطه آنان را نمیپذیریم. زیرا تسلط این نیروها این روستاها را وادار به تعامل با اسرائیل میکند. عدهای از مردم مهاجرت میکنند. میگویند نمیخواهیم با اسرائیل تعامل و همکاری کنیم.
وسایل سادهای برمیدارند و به بیروت مهاجرت میکنند تا با دشمن تعامل نکنند. بنابراین، مهاجرت آنان از روی ترس و بزدلی نیست. کسی که از جنوب مهاجرت میکند، مانند کسانی است که از مکه مهاجرت کردند تا ظلم و ستم را نپذیرند. وقتی توانایی مبارزه با ستم را ندارند، حداقل با خروج خود آن را نفی میکنند و نمیپذیرند. عدهای از مردم کوچ کردند. این مسئله کمکم تأثیر خود را گذاشت. بعدها روشن شد که اسرائیل از چنین وضعیتی سود میّبرد. به چه دلیل؟ همه شما میدانید که نیروهای بازدارنده عربی که وارد بقاع و شمال و شرق لبنان و بیروت شدند، نتوانستند به جنوب بیایند. وقتی یگانی از نیروهای بازدارنده عرب به نبطیه رسید، اسرائیل دنیا را زیر و رو کرد که این نیروها تهدیدی برای امنیت اسرائیل است؛ تهدیدی برای کرامت اسرائیل است. این اتفاق را به هیچ وجهی نمیپذیرد. بنابراین، ما هماکنون با دولتهای بزرگ مبارزه میکنیم. با دولتهای عربی تماس گرفتند و گفتند اسرائیل به سبب پنج هزار نیروی نظامی که به جنوب رفتهاند، عملاً آماده جنگ شده است. امّا تهدیدی برای امنیت اسرائیل وجود نداشت. همه میدانستند، حتی سفیر آمریکا در دیدار با من اعتراف کرد که این یک هدف سیاسی است و هدف نظامی در کار نیست. بنابراین، روشن است که اسرائیل طمعهایی دارد. این طمعها چیست؟ پذیرفتن و تأیید تعامل و همکاری میان لبنان و اسرائیل به چه معناست؟ شما میدانید به چه معناست ولی اجازه دهید واقعیت ماجرا را همچون دغدغههای مادرانه برایتان بازگو کنم. تعامل و همکاری عربی-اسرائیلی یعنی فرو ریختن دیوار روانی میان عرب و اسرائیل. سابقاً مرزها رها شده بود، ولی هیچکس با اسرائیل دادوستد نکرد. چرا؟ نه به سبب ترس از قانون، نه به سبب ترس از نیروی نظامی؛ بلکه خودشان مایل به همکاری و تعامل با آنها نبودند. اگر این مانع از بین برود، تحریم اسرائیل دیگر هیچ سودی نخواهد داشت و وجود اسرائیل در این منطقه تثبیت میشود؛ دوباره متولد میشود.
اسرائیل در سال 1948 پدیدهای بیگانه و نامأنوس در منطقه است. و در سال 1948 اسرائیل
