دارد. اگر زمین شخم نخورد و یا سمپاشی نشود، میوه بیکیفیت میشود. این میوه بیکیفیت از کجا آمده است؟ از خود عمل کشاورز. روز و شب این میوه را پرورش داده و هر فعالیتی که روی زمین انجام داده است، این میوه را پرورش داده و هر فعالیتی که روی زمین انجام داده است، درخت را بارورتر و درشتتر میکند. بنابراین، کار فلاح در درخت و میوه ذخیره میشود. مانند کودکی که پول ذخیره میکند و وقتی که صد لیره شد، نمیتوان به او گفت که این همه پول را از کجا آوردهای. او این مبلغ را جمع کرده است. میوه مانند صندوق اعمال انسان است. گویا هر شخم زدنی، هر ماده شیمیایی و هر سمپاشی و هر کاری، در این صندوق قرار گرفته است و این صندوق پر شده است. این جزای با عمل است. همینگونه است دانشآموز در امتحان، ورزشکار در مسابقه و غیر اینها این افراد خود را برابر عمل خود که در صندوق ذخیره شده، میبینند. اگر کار خوبی را ذخیره کرده باشند، همان را میبینند، نه چیز دیگری را. ما در روز قیامت در برابر اعمال خود قرار میگیریم. با همان کارهایی که کردهایم، میسوزیم و با همانها مجازات میشویم. میگویید چگونه؟ میگویم انسان با اعمال خود، ذاتش را میسازد. این بحث فلسفی است و سعی میکنم که به صورت سادهای آن را بیان کنم. با این توجه که ما تفسیر و تربیت میخوانیم نه فلسفه و کلام.
انسان و اعمال انسانی است که ذات انسان را میسازد. من در طفولیت مانند آینهای بودم، مانند ماده خامی بودم، مانند مومی که دانشآموزان کوچک در مدارس با آن بازی میکنند. من در کودکی مانند این موم بودم. نخست تربیت من و پس از آن، عمل من و هر کلمهای این موم را تغییر میدهد. هر موضع و هر کار و هر گناه و هر حسنهای این موم را شکل میدهد و به آن صورتی میبخشد. بنابراین، صورت و ذات من در روز قیامت چیست؟ صندوق اعمال من. شاید در روز قیامت، خدای ناکرده، به شکل سگ به محشر وارد شوم؛ اگر کارهایم کارهای سگ بوده باشد یا به صورت انسان برانگیخته شوم یا به شکل دیگر. چه کسی میداند صورت آدمی در قیامت چگونه خواهد بود.
مثال دیگری ذکر میکنم. هنرمند تابلویی نقاشی میکند. این تابلو مجموعهای از قلمهاست که نقاش از آنها استفاده و با آنها تابلو را رنگآمیزی کرده است. اینگونه نیست؟ هر قلمی که روی این تابلو کشیده میشود، صورت جدیدی به نقاشی میدهد. بنابراین، تصویر هنری مقابل شما مجموعه حرکات دست این هنرمند و رنگهایی است که انتخاب کرده است. آیا غیر از این است؟ ما نیز همینگونه هستیم.
بنابراین، ذات ما نیز مجموعه اعمال ماست. به سخن دیگر، تابلو ذات ما مجموعه خطوطی است که ما در روزهای زندگی آنها را کشیدهایم. اعمال ما از میان نمیرود و چنانکه بر زمین و آسمان و دیوار و پوست بازتاب دارد، ذات ما را نیز میسازد. ذات ما خلاصه اعمال ماست. در آن هنگام ما با این ذات که همان عذاب ابدی است، برانگیخته میشویم و مقامی درخور ندارد، مگر در آتش و با شیاطین؛ یا اینکه با صورت انسانی برانگیخته میشویم و جایگاهمان بهشت است و با صدیقان و شهدا و صالحان همراهیم. اگر امروز بخواهید در خانه بر اساس عدالت رفتار کنید، چراغ روشنایی را بالای سر آویزان میکنید، کوزه آب را در یخچال میگذارید و زمین زیر پایتان را سنگ فرش میکنید. آیا به سنگ ظلم کردهاید؟ چرا سنگفرشها را بالای سرتان
